به نام خدامدرس و کارشناس طب سنتیبرگزرای دوره های مختلف طب سنتی
درباره من
گواهینامه ها
1-گواهینامه از بنیاد علمی دانش پژوهان رشته طب سنتی ومکمل گرایش طب ایرانی اسلامی2-کاربرگیاهان داروئئی... نمایش بیشتر
دوستان
تائیدیه
نادرگوهر مطهر
اکنون همکارهست با زارع
زارع
جنسیت:
خانم
مکان:
تبریز, آذربایجان شرقی, ایران
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر
اکنون همکارهست با درخت کاران برگ سبز
درخت کاران برگ سبز
جنسیت:
آقا
مکان:
تهران, تهران, ایران
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر
اکنون همکارهست با دپارتمان فروش
دپارتمان فروش
جنسیت:
آقا
مکان:
تهران, ایران
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر
یک مقاله منتشر کرده.
درسنامه
چگونه سالم زندگی کنیم
دوره متوسطه
ستّه ضروریه
مدرس
نادر گوهر مطهر
به نام یزدان پاک
نامش دوا و یادش شفا
قوه مدبره
از دير باز حكما و طبيبان قديم براساس تجارب خود نسل به نسل دانش طب را به فرزندان خويش انتقال داده اند براساس نظريات ايشان خداوند در بدن آدمي نيرويي قرار داده است تا صحت و سلامتي را حفظ و بيماري را دفع نمايد.
اين نيرو که در اصل نيروي تدبيرکننده بدن است را اطباء قديم، آنرا طبيعت مي ناميدند. به عبارتي ديگر، تعادل بدن را از هر جهت حفظ نمايد.
طبیعت در تعریف ابن سینا در کتاب نجات چنین تعریف شده است:
طبیعت قوه ای است ساری در اجسام که از شان آن قوه است که حفظ کمالات و اشکال و موضع آن چیز می کند. بنابراین طبیعت یک قوه (مبدا فعل) است که هرگاه شی از کمالاتش، شکل اش یا موضع اش خارج شود، این قوه بالفعل شده و دوباره شی را به جایگاهش بر می گرداند. کار این قوه اختیاری نیست.
از نظر بقراط طبیعت قوه ای است مدبره که بدون شعور و اراده تدبیر بدن می کند.
بنابراین آنچه بدن را در نهایت حفظ می کند طبیعت است و کار طبیب در طب اخلاطی کمک به طبیعت است در حفظ سلامتی و بازگرداندن آن.
طبيعت بدن با شيوه هاي مختلفي به گونهاي که ضرري به بدن وارد نشود، بيماري را از بدن دور مينمايد که بسته به نوع بيماري، متفاوت ميباشند.
به قول حکیم زکریای رازي طبيعت بزرگترين طبيب است.
حکیم سید اسماعیل جرجاني در کتاب اغراض الطبيه آورده است: منفعت علم طب ياري دادن طبيعت است.
پس علم طب از نظر جرجاني براي ياري دادن طبيعت است.
طبيب حاذق کسي است که بيماري و سير مراحل مختلف آن را به خوبي بداند و از نحوه عملكرد طبيعت در آن بيماري آگاه باشد تا بتواند به طبيعت کمك کرده و بيماري را درمان کند.
و در اين نگاه طبيب خدمتكار طبيعت است.
عوامل ایجاد کننده قوه مدبره
برای بهتر شناختن قوه مدبره بهتر است چهار عامل بوجود آورنده آنرا بررسی کنیم
1. عامل مادی: ارکان، اخلاط، ارواح، اعضا.
2. عامل فاعلی: سته ضروریه.
3. عامل صوری: امزجه، قوا.
4. عامل غایی: افعال.
از نظر مکتب طب اخلاطی، طبیعت یا قوه مدبره بدن، تدبیر کننده و گرداننده امور بدن است و پزشک یا درمانگر، خادم اوست پس درمانگر جهت خدمت به طبیعت باید چهار عامل بوجود آورنده آنرا بشناسد.
ستّه ضروریه
محمد کاظم گیلانی در کتاب حفظ الصحه ناصری، فصل سوم در تکلیف طبیب در امر حفظ صحت آورده است. کار طبیب در حفظ سلامتی به دو بخش است.
اول اینکه هر شخص را در طول عمر طبیعی خود که یکصد و بیست سال میباشد با صحت و سلامت همراهی کند.
دوم آن است که دستورات حفظ سلامت هر سنی مختص آن سن میباشد و نباید در تمام سنین یک روش سلامتی را دستور کار طبیب باشد زیرا هر سنی دارای مزاج خاص خود است.
مثلا: دستورات حفظ سلامتی در سن جوانی با دستورات آن در سن پیری تفاوت کلی دارد.
در اصل ملاک و میزان در حفظ تندرستی حفظ حرارت و رطوبت غریزی بدن در حد اعتدال میباشد و این امر ممکن نیست مگر به تعدیل اسباب ستّه ضروریه (شش راه سالم زیستن) و ملحقات آن و به همین خاطر هرگاه دستورات سته ضروریه به اعتدال باشند بدن در تندرستی است و اگر از اعتدال خارج شد موجب بیماری است.
از جالینوس حکیم پرسیدن چه وقت آدمی شایسته مُردن است؟ جواب داد اگر انسان ضرر و نفع خود را تمیز ندهد و به آنچه مضر یا نافع است جاهل باشد، در چنین زمانی شایسته مُردن است.
در مکتب طب اَخلاطی، حفظ تندرستی در درجه اول اهمیت قرار دارد. برای سالم ماندن شش اصل ضروری وجود دارد که اگر این اصول به درستی مورد توجه قرار گیرند، موجب حفظ تندرستی و شادابی روح و روان میشوند.
این شش اصل که در واقع، بنیان بهداشت در طبّ اخلاطی را تشکیل می دهند.
اصول ششگانه حفظ سلامتی
1. هوا
2. خوردنیها و آشامیدنیها
3. حرکت و سکون
4. احتباس و تخلیه
5. خواب و بیداری
6. رفتارهای روحی و روانی
1. هوا
حیوان و انسان جهت تعدیل و ترویج به هوا محتاجاند. هوای مطلوب سبب سلامتی و هوای نامطلوب سبب بیماری است.
هوای مطلوب هوایی آزاد است که بخار و دود با آن مخلوط نیست، همچنین در بین دیوارها و سقف نیز محبوس نمیباشد، مثل هوای جنگلها و گردشگاهها و.... همچنین بادهای سلامتی بخش که اغلب در بلندیها و جلگههای هموار میوزد.
هوای نامطلوب که در زمینهای پَست و درههای حبس شده باشد و همچنین با طلوع خورشید به سرعت گرم و با غروب آن سرد شود. از نشانههای هوای خوب این است که تنفس را آسان میکند. گلو را نمیگیرد و در نفس کشیدن اختلال بهوجود نمیآورد.
تقسیم بندی هوا
1. هوای سرد: هوای سرد بدن را محکم و استوار میکند و قدرت هضم کنندگی غذا را افزایش میدهد. در هوای سرد به علت کم عرق کردن، رطوبت بدن از طریق ادرار دفع میشود، ولی دفع مدفوع کم میشود چرا که سرما باعث انقباض ماهیچههای مقعد میشود و فعالیت راست روده را کم میکند و تبدیل بخش آبکی مدفوع به ادرار.
2. هوای گرم: هوایی که گرمای معتدل داشته باشد، خون را به سطح پوست میآورد و رنگ پوست را سرخ میگرداند، هوایی که بیش از حد گرم است سبب سستی و کسلی، زرد شدن رنگ بدن، عرق ریزی زیاد، کاهش دفع ادرار، ضعف در هضم غذا و تشنگی میشود.
3. هوای مرطوب: هوای مرطوب پوست را نرم میکند و به بدن شادابی و طراوت میدهد.
4. هوای خشک: هوای خشک باعث خشکی پوست میشود.
نکته: باید دانست که راه تنفسی باید همیشه باز و تمیز باشد تا انسان بتواند براحتی نفس بکشد. برای این منظور یک قاشق مرباخوری نمک دریا را در یک لیوان آب جوش بریزید تا نمک در آب حل شود و وقتی گرمایش مناسب شد از هر دو سوراخ بینی آنرا استنشاق کنید. از داخل بینی آب را به سمت حلق و دهان هدایت کنید تا از دهان خارج شود.
نحوة تنفس طبی:
هر یک ساعت سه الی هفت مرتبه تنفس عمیق شکمی انجام دهید، دم از بینی کشیده شود، بطوریکه ششها پر از هوا شده و شکم به جلو بیاید و چهار شماره حبس نفس کرده و بازدم از طریق دهان باشد تا تمام هوا تخلیه شود و دو شماره استراحت داده شود. (این تنفس ده مرتبه در روز تکرار شود) و شب هنگام خواب پنج دقیقه تکرار شود.
این عمل باعث فعال شدن روح نفسانی شده و قوهی مٌدبره کنترل بدن را بهتر بدست میگیرد؛
همچنین اکسیژن خون زیاد شده و خون قوام طبیعی پیدا کرده و اصلاح خلط و مزاج ایجاد می شود، بهترین نضج دهنده خون،
هماهنگی قلب و ریه،
کم کردن وزن حدود 1 تا 7 کیلو و 1 تا 3 سایز در چاق ها و تناسب اندام در لاغرها،
رفع غلظت خون و تیرگی پوست،
جلوگیری از اسیدی شدن بدن در اثر تخلیه کاملتر گاز CO2 از طریق ششها، PH بدن نیز تنظیم میشود،
رفع مشکلات ریه،
15 برابر اثر دارو را بیشتر می کند.
هوای فصول
1. فصل بهار
فصل بهار زمانی است كه مردم سرزمین معتدل محتاج به پوشش زیاد به سبب سردی هوا و نیز محتاج ترویح به سبب گرمی هوا نباشند. شروع بهار به سبب روئیدن گیاهان و برگ برآوردن درختان و ظهور شكوفهها، موجب سبزی و خرمی زمین است و باعث بارداری حیوانات و رونق چهره و بدن و فربهی و سرخی رنگ رو و غیره میگردد.
مزاج فصل بهار گرم و مرطوب در حد اعتدال بوده و به سبب اعتدال مزاج و لطافت، مقوی قوا میباشد. این فصل موافق با تمام سنین است و بویژه برای پیران و صاحبان مزاج سرد و خشك مناسبترین فصل برای زندگی و سلامت میباشد. به دلیل از بین رفتن سرما و ریزش بارانهای پیاپی و گرمای روز، در بهار قوا تقویت شده و خون در این فصل افزایش مییابد و بیماریهایی همچون دگرگون شدن خون (اختلاف الدم)، خونریزی بینی، ترك برداشتن رگها، پیدایش بزاق خونآلود، سرفه، بویژه در سرمای بهار كه به زمستان شباهت دارد، را به وجود میآورد. در این فصل اخلاط حبس شده در زمستان، رقیق گردیده و به حركت در میآیند و اگر بدن نتواند این اخلاط را به طور كامل دفع نماید، به سوی اندامهای ضعیف مانند کشالههای ران و زیر پوست و اطراف بدن جاری میشوند و باعث تولید امراض شایع در این فصل مانند دملها و ورمهای چرکی و جوشها و خارش و جرب و ورمهای حلق میگردند و اگر وارد مغز شده و به بطنهای مغزی برسند، موجب بروز صرع و سکتهها میگردند و اگر به غشاهای مغزی وارد شوند موجب بروز وسواس سوداوی میشوند، و اگر به بینی بریزند موجب زکام، گرفتگی صدا، سرفه و.... همچنین ریزش این مواد ردیّه به مفاصل باعث ورمهای چرکی مفصلی و درد مفاصل میگردد. از سوی دیگر هر بیماری كه ماده آن در زمستان ساكن باشد، در این فصل به هیجان آمده، نضج یافته و دفع میگردد. پس شدت یافتن بیماری در این فصل لزوماً به دلیل بدی آن نیست، بلكه بنا بر انضاج و دفع طبیعت و تقویت آن و نیز پاکسازی بدن و دفع فضولات از آن میباشد.
همچنین شیخالرئیس معتقد است در این فصل بیماریهای مزمن بروز مینمایند. در بهار، بدن كسی كه در زمستان به سبب پرخوری و كم حرکتی دچار افزایش خلطها گشته، برای بیماریهایی كه زاده این خلطها است آمادگی دارد زیرا بهار مواد خلطها را میگدازد. همچنین بنا بر رأی ابن سینا، چون در این فصل مواد بلغمی در بیماران بلغمی تحریك میشود، بیماریهای سكته و فالج و درد مفاصل بیشتر در این بیماران بروز میكنند.
تدابیر مهم در فصل بهار
1- خونگیری (رگ زدن و حجامت) اطبای پیشین برترین استفراغ در فصل بهار را استفراغ خون میدانستند که توسط انجام عمل حجامت و در برخی موارد فصد قابل اجرا میباشد.
2- تخلیه و تصفیه مزاج به ویژه قی كردن و استفاده از مسهلات اطبای كهن به مردم سفارش میكردند كه حتما در آغاز بهار، پیش از انبساط و تخلخل اخلاط و پر شدن رگها و اندامها از آن، بدن را از اخلاط بد پاك كنند. بهترین زمان شروع پاكسازی بهاره از روزهای نخست فروردین ماه است و اندامهای هدف در پاكسازی بهاره كبد، كلیهها و رودهها هستند.
3- پرهیز از نوشیدنیهای گرمیبخش و بسیار رطوبتآور.
4- دوری جستن از غذاهای مولد خون و کم کردن مصرف انواع گوشت.
5- استعمال غذاهای سرد كه اخلاط را ساکن نموده و آنها را غلیظ میگرداند و رقت آنها را تعدیل میکند.
6- پرهیز از جنبشهای بیش از حد بدنی و همچنین انجام ورزش معتدل (سبكتر از ورزش در زمستان).
6- پرهیز از جنبش زیاد روانی، زیرا به مزاج هوا كمك مینماید و عوارض آن را افزایش میدهد.
8- پرهیز از انباشتن بدن از غذا و مصرف غذا به دفعات متعدد، زیرا كه امتلاء خود موجب تشدید عوارض این فصل خواهد گردید.
9- استفاده از نوشیدنیها و ربهای فرونشاننده گرما مانند شربت ریواس، عرق كاسنی، شربت زرشك و غوره و رب غوره و شربت نارنج و لیمو و به.
10- پرهیز از مصرف مواد گرم و تلخ و تند و شور و تیز.
11- پوشیدن لباسهای لطیف و سبك و كم كردن روانداز بهترین جامه برای استفاده در این فصل جامههای پنبهدار كه پنبه آن اندك باشد زیرا گرمای آن کم است.
12- اجتناب از حمام خیلی گرم و كل گرمكنندهها مانند ادویهجات و استعمال پایین آورندههای حرارت و ساكن كنندههای مواد.
13- پرهیز از مصرف آب با معده خالی و ناشتا
برای درمان بیماریهای بهاری هیچ چیزی مفیدتر از فَصد (تخلیه خون کثیف بدن)، ورزش و کم خوردن و زیاد نوشیدن نیست و همچنین خوردن و آشامیدن گرمی بخشهای معتدل به مزاج کمک میکند.
طرز تهیه آش آلو، مناسب برای نرم کردن مزاج در فصل بهار
مواد لازم:
لوبیا چیتی 1 لیوان، عدس 2 قاشق غذاخوری، برنج 3 قاشق غذاخوری، سبزی تازه شامل تره، جعفری و اسفناج پاک کرده 700 گرم، پیاز متوسط یک عدد، آلوبخارا 1 لیوان، روغن زیتون 6 الی 7 قاشق غذاخوری، گوجه فرنگی 2 عدد، آب غوره به مقدار لازم، نعناع خشک به مقدار لازم، نمک، فلفل و زردچوبه و گلپر ساییده شده به مقدار لازم.
طرز تهیه:
حبوبات را که از شب قبل خیس کردهاید، روی حرارت بگذارید تا به آرامی بجوشد. سپس سبزی خرد شده را به همراه نمک و ادویه به آن اضافه کنید و به مرور به هم بزنید تا پخته شود. در زمان پخت، آلوها را به آش اضافه کنید. میتوانید زمانی که آلوها پخته شدند، آنها را در آورید و پس از جدا کردن هستههایشان، دوباره به آش اضافه کنید.
این مقدار غذا برای 4 تا 5 نفر کافی است.
2. فصل تابستان
مزاج هوای فصل تابستان گرم و خشک است و موافق صاحبان مزاجهای سرد و تر است. به سبب گرمای تابستان حرارت غریزی بدن بهطرف بیرون میل میکند و هضم غذا ضعیف میباشد و خون دچار تحلیل شده و رنگ بدن زرد میگردد.
در فصل تابستان افراد با مزاج گرم و خشک، بیشتر در معرض آسیب میباشند، زیرا به دلیل گرم و خشک بودن مزاج این افراد و همچنین فصل تابستان، احتمال خطر در این افراد بیشتر است؛ بنابراین در این فصل باید از تمام خوردنیها و نوشیدنیهایی که حرارت بدن را بالا میبرند و باعث خشکی میشوند، پرهیز کرد، مخصوصاً مواد غذایی تند از قبیل فلفل و زنجبیل، دارچین، زعفران، سسهای تند، خردل، سبزیجات تند مانند سیر، پیاز، ترخون، نعناع، تره، شاهی، شوید و... در نتیجه باید از غذاهای پخته ساده بدون ادویهجات استفاده شود.
این افراد باید در مصرف نمک و تنقلات مانند چیپس شور، آجیل شور و... در فصل تابستان احتیاط نمایند. مثلاً در صورت مصرف بادام یا فندق، از انواع خام آن و به مقدار کم استفاده کنند. اکثر مغزها مزاج گرم و خشک دارند و همه افراد به ویژه کسانی که مزاج گرم و خشک دارند، نباید در مصرف آن زیادهروی کنند.
سرخ کردن، بو دادن و تفت دادن باعث گرم و خشک شدن مزاج میشوند، بنابراین نباید در مصرف غذاهای تهیه شده به این روشها زیادهروی شود.
در مورد شیرینیجات نیز به همین ترتیب است، چون پایه مزاج این مواد هم گرم است، بنابراین نباید در مصرف شیرینیها، شکلاتها و حتی شیرینیجات طبیعی مانند عسل، کشمش، مویز و میوههای شیرین مانند انجیر، نارگیل، موز، خربزه، آناناس و... در فصل تابستان زیادهروی شود.
گوشتهای قرمز مخصوصاً به دلیل داشتن گرما و حرارت زیاد بایدکمتر مصرف شوند. به ویژه گوشت پرندگانی مانند کبک و بلدرچین که گرمای بسیار زیادی نسبت به گوشت گوسفند دارند و همچنین گوشت شتر هم به دلیل گرمای زیاد نباید زیاد مصرف شوند.
از مصرف غذاهایی مانند فسنجان، گردو و کنجد نیز به دلیل گرم بودن مزاجشان باید در این فصل پرهیز شود.
توصیه میشود در فصل تابستان از خنکیجات (مانند ماست، خیار و کمی نان، سبزیجات خنک مانند خیار، کاهو، کدو خورشتی (سبز)، گشنیز، اسفناج، ماست و اسفناج) استفاده شود و غذاها پختنی و آبپز شده باشد و غذاها کباب و یا سرخ نشوند. مصرف غذاهایی مانند آش، سوپ، خورش سبزیجات که سبزی آنها سرخ نشده باشد، حبوبات آن کم بوده، مقدار زیادی گوشت نداشته باشند، کمی ترش باشند مثلاً با غوره، آبغوره، آبلیمو، لیمو و نارنج تهیه شده باشند مخصوصاً سوپ جو و آش جو (به دلیل خنک بودن) بسیار مفید بوده و از بهترین غذاها برای رفع عطش و حرارت بدن میباشند.
مصرف مرکبات و میوهجات میخوش یا ملس (بین ترش و شیرین) مانند زرشک و آب زرشک، شاهتوت، تمشک، سیب ترش، آلبالو، گوجهسبز، انار، هلو، زردآلو، هندوانه و گریپفروت بسیار مفید است.
مصرف سالادها در این فصل بسیار توصیه میشود، زیرا معمولاً مزاجهای سرد و تر دارند (کاهو، خیار، آبلیمو و....)
خوردن ترشیجات در این فصل مفید است، به شرط اینکه ترشی خیلی تند نشده باشند که در این صورت، حرارت آنها بالا میرود.
مصرف کافی آب، لبنیات مانند دوغ و ماست مفید است.
مصرف گوشتهای سفید نسبت به گوشتهای قرمز در این فصل مناسبتر است. گوشتهای سفید (مانند مرغ و ماهی) گرمای کمتری دارند، مخصوصاً ماهی که با داشتن مزاج سرد و تر، برای این فصل بسیار مناسب است به شرطی که خیلی سرخ نشده و ادویهجات تند نیز خیلی به آن اضافه نشود.
برای کاهش بوی بد بدن در تابستان باید از هر نوع خوردنی و آشامیدنی گرم و خشک پرهیز کرد. شربت سکنجبین، لیمو، غوره، هندوانه یا آب آن، آبغوره و میوههای تر (ترش و شیرین) مانند آلو و آلبالو و گیلاس را میتوان به افراد توصیه کرد
نکته:
باید توجه داشت که افراد با مزاج سرد، در مصرف این مواد غذایی مفید ذکرشده، حتی در فصل تابستان، زیادهروی نکنند.
در این فصل باید گرسنگی و تشنگی را سریع برطرف کرد، زیرا به دلیل حرارت فصل و مزاج، ممکن است معده در صورت خالی ماندن آسیب ببیند.
در این فصل باید استراحت بیشتری داشت تا مزاج خنک شود.
استحمام کردن، دوش آب خنک، شنا کردن در آب روان با رعایتهای مربوطه، پوشیدن لباسهای خنک نخی و ورزشهای سالنی که زیر آفتاب نباشند در فصل تابستان مفید است، ولی در انجام ورزشهای گرم و خشک مانند فوتبال، دویدن و ... مخصوصاً در طی روز و زیر آفتاب یا فضای باز نباید در این فصل زیادهروی شود.
ناهار باید در این فصل کم و سبک باشد، چون وسط روز هوا بسیار گرم و قوه هاضمه ضعیف است و در نتیجه غذای وسط روز نباید سنگین باشد.
در این فصل باید کلاً از غذاهای با هضم راحت مانند ماهیهای کوچک، جوجه مرغ، مرغ و ... استفاده شود.
مصرف آب داغ و توقف در زیر نور خورشید نیز در فصل تابستان مضر است.
برخی از بیماریهای فصل تابستان مانند خشکی پوست، یرقان، نَزَله گرم (ریزش آب بینی)، صُداع (سردرد)، تب یک روز در میان، دل بر هم خوردن، ضربان نامنظم قلب، عطش، تب نوبه (مالاریا) و لاغری را میتوان نام برد.
در این فصل بایستی از مُسهلات پرهیز کرد (سبب خشکی مزاج در افراد گرم و خشک میشود).
3. فصل پائیز
مزاج هوای فصل پاییز سرد و خشک و موافق مزاجهای گرم و تر و مخالف مزاجهای سرد و خشک و افراد مسن است.
مزاج پاییز مخالف خون است، بدین جهت به تولید آن کمکی نمیکند و از آنجایی که در تابستان مقداری از خون کم شده است، بدن در فصل پاییز با کمبود خون بسیاری مواجه میگردد.
علت بروز و ظهور زیاد بیماریها در فصل پائیز را میتوان متغیّر بودن هوا در طول روز، وجود مواد زاید باقیمانده در بدن از فصل تابستان به جهت خوردن میوه های زیاد، ضعف قوت، کاهش تحلیل و دفع مواد زاید به علت سردی هوا و... دانست.
برخی بیماریهای شایع در فصل پاییز عبارتند از:
خارش پوست، اگزما، شوره سر، ترک پوست، دردهای مفاصل، برخی ورمها، درد و بزرگی طحال، برخی از انواع تبها، ادرار قطرهای، سختادراری، کمخونی، جنون، وسواس، افسردگی، ورم لوزهها، دردهای سیاتیکی، انسدادهای گوارشی، سکته، بیماریهای ریوی و....
توصیه شده برای نگاهداشت تندرستی در فصل پاییز، از برخی کارها پرهیز گردد که از آن جمله است:
مواجهه با گرمای سر ظهر و سرمای بامداد و شبانگاه، خوابیدن در جای سرد، استحمام با آب سرد، نوشیدن آب خیلی سرد، نزدیکی جنسی زیاد، خوابیدن با معده پر، مصرف مسهلهای قوی، فصد و حجامت و هرکاری که خون را کم کند، قی کردن، زیاد خوابیدن و زیاد بیداری کشیدن، حرکات بدنی زیاد، غم و غصه زیاد، کمخوری و پرهیز بیدلیل، تعریق بسیار و.... همچنین باید تا حد امکان از خواب میانه روز و مصرف زیاد مواد غذایی و نوشیدنیها خودداری کرد و جهت پیشگیری از ابتلا به سرماخوردگی و زکام، در طول شب، سر را پوشاند.
در هر فصل لازم است از غذاهای مناسب آن فصل بهره برد و غذاهای نامناسب را کنار گذاشت. غذاهایی مانند گوشت گاو و گوساله، کنسروها و کمپوتها، سوسیس و کالباس و فستفودها، ادویههای تند و تیز، ترشیها، سرخکردنیها، بادمجان، عدس، قارچ، پنیر شور، ماست و دوغ ترش، کشک، کلم و گلکلم، رُب و سسها، غذاهای مانده و گوشت نمکسود، چای، یخ، شوریها، چیپس و پفک و امثال آنها و... از آنجا که به خشکی مزاج بدن دامن میزنند، بهویژه برای فصل پاییز نامناسباند.
از سوی دیگر در این فصل باید از زیادهروی در مصرف میوههای سرد و تر تابستانی، لبنیات، قهوه، نسکافه، کاکائو، سیر و پیاز و... نیز پرهیز کرد.
همچنین توصیه شده در این فصل خوردنیها و نوشیدنیهای مایل به گرمی و تری مانند گوشت گوسفند، خربزه شیرین، مویز، هویج، زیتون، خرما، عسل، شیرینیهای طبیعی، حلوای طبیعی، مرباهای طبیعی از میوه های مناسب، شربت گل شکر، شربت عسل، مغز خشکبار بهویژه بادام درختی، آش های ساده و... بیشتر مصرف شوند. بهترین میوههای فصل پاییز نیز انار میخوش، انگور، انجیر، سیب، به وگلابی هستند.
استفاده از عطرهای معتدل، حمام یک روز در میان با آب نیمگرم، چرب کردن بدن با روغنهای مناسب مانند بنفشه بادام، پوشش مناسب در طول روز متناسب با ساعت روز، پوشاندن سر بهویژه در هنگام خواب و....
باید توجه داشت که در فصول سرد سال، به خلاف فصول گرم، دستگاه گوارش انسان قویتر میشود و بهتر است از غذاهای سنگینتر استفاده شود. مانند هلیم، آشها، آبگوشتها، کلهپاچه و...
یکی از مشکلات شایع در این فصل، ابتلا به سرماخوردگی میباشد. در سرماخوردگیهای ساده یا اصطلاحاً ویروسی، که علایم آن محدود به آبریزش بینی، عطسه، بیحالی و خستگی است و علایم عفونت باکتریال مانند گلودرد چرکی وجود ندارند باید از مصرف نابجای داروهایی چون آنتیبیوتیکها و کورتونها پرهیز کرد و تا بهبود علایم استراحت کرد و ضمن پرهیز از خوردنیهایی که موجب افزایش سردی و تری بدن میشوند، از سوپها و آشهای ساده و گرم استفاده نمود. زیرا سرماخوردگی یا زکام، در صورتی که طولانی نباشد و منجر به عوارض نگردد، یکی از راههای دفع مواد ناسالم از بدن است و نباید جلوی آن گرفته شود. مگر آنکه علایم بیش از 5-4 روز به طول بیانجامند یا علایمی از عفونتهای باکتریال وجود داشته باشد که در آن صورت می توان از سیاهدانه و عسل استفاده کرد.
بدترین پاییز، پاییزی است که خشک باشد، بهترین پاییز، پاییزی است که بارانی و مرطوب باشد.
4. فصل زمستان
مزاج هوای فصل زمستان سرد و تر است. موافق مزاجهای گرم و خشک است و مخالف مزاجهای سرد و تر است. (بهویژه برای افراد بالای60 سال) در فصل زمستان به دلیل میل کردن حرارت غریزی بدن به طرف داخل قدرت هضم غذا زیاد میشود.
به سبب سردی هوا و بسته شدن منافذ پوستی در سر و بدن، حرارت میل به باطن پیدا میکند و حرارت غریزی بیشتر گردیده و قوه بدن در این فصل افزایش مییابد.
به سبب استیلای برودت بر بدن، اخلاط در بدن غلیظ و ساكن میشوند.
به سبب كمی حركات تحلیل برنده رطوبات و زیادی خواب، مواد زاید در بدن افزایش مییابند.
در صورت مصرف غذاهای غلیظ و سرد و مرطوب در زمستان، بخارات غلیظ ناشی از آنها به سوی سر بالا رفته، تبدیل به رطوبت گردیده و بهطور معمول از مجرای بینی نزول مینمایند. زیاد شدن صعود این بخارات غلیظ موجب میگردد تا كمی از این رطوبات نیز از طریق مجرای دهان دفع گردند و اگر اعضای قفسه سینه یا هر عضو دیگری ضعیف باشند، این رطوبات به سوی آنها ریخته و سرفه و سینه درد و پهلو درد و انواع ذاتالجنب و ذاتالریه و سل و... را بهوجود میآورند. همچنین رَمَد (عفونت) در چشم، و خُنّاق در حلق و بیماریهای عصبی و سردرد مزمن نیز پدید میآیند كه ممكن است به سكته و صرع هم بكشد.
زمستان موجب بروز سرماخوردگی و نزله و سرفه و بسیاری تولید بلغم و امراض بلغمی است.
در زمستان رسوب و مقدار ادرار بیش از رسوب و مقدار ادرار در تابستان است.
اثر نهایی زمستان بر بدن افرادی كه تدابیر این فصل را رعایت نمودهاند، این است كه هضم بهتر صورت گرفته و گوشت و خون بدن در این فصل زیاد میگردد بهطوری كه گاهی ممكن است این افزایش خون به بدن آسیب برساند.
زمستان بیش از هر فصلی مرارة سودا را از بین میبرد و این امر مربوط به سرما و كوتاهی روز و درازی شبهای این فصل است.
تدابیر فصل زمستان
1. افراد دارای مزاج سرد و تر باید در زمستان و شبها در مصرف غذاهای سردیبخش احتیاط کنند.
2. در فصلهای سرد بویژه زمستان، استفاده از غذاهای گرمیبخش مانند کره، عسل، بادام و فندق به همراه غذاهای اصلی توصیه میگردد. بدیهی است مقدار این غذاها در هر فرد به تناسب مزاج وی میباشد.
3. در این فصل، پس از حمام، نباید بهطور ناگهانی در معرض هوای خارج قرار گرفت.
4. خوابیدن در روز، بویژه در زمستان، باعث ایجاد بیماریهای رطوبی و نزله میگردد. تباهی رنگ چهره، سستی بدن، احساس کسالت و کاهش اشتها از دیگر عوارض خواب روز هستند.
5. بهترین زمان ورزش در فصل زمستان، آخر روز است.
6. در فصل زمستان بدن نیاز به غذای بیشتر و نیز مقدار بیشتری گوشت دارد ولی اگر زمستان، طبع زمستانی ندارد، یعنی گرمتر از حد مورد انتظار است یا بارندگی کمی دارد، غذاها را باید بهاندازه خورد.
7. تدبیر بدنهای با مزاج معتدل در این فصل باید مایل به گرمی و خشكی باشد و از غذاهای مسخّن (با خاصیت گرمكنندگی) استفاده نمایند.
8. در زمستان، نوشیدنیها و غذاها را باید گرم مصرف کرد.
9. در این فصل باید ورزشهای سنگین انجام گردد تا از پیدایش و انباشت اخلاط بد در بدن جلوگیری شود بویژه در افرادی كه در بدنشان رطوبت زیادی وجود دارد.
10. در این فصل، باید جامه گرم چون جامه پشمین و پوستین و ابریشمی و پنبهدار پوشید زیرا این نوع جامهها بخار گرم بدن فرد را به خود گرفته و آن را در میان ذرات خود نگه میدارند و مانع از سرد گشتن بدن وی میگردند.
11. بهتر است افراد در این فصل، كمی زیر آفتاب قدم بزنند و از انرژی خورشیدی بهرهمند گردند.
12. با توجه به اینكه در دنیای امروز انواع و اقسام میوهها در فصل زمستان در دسترس عموم قرار دارند، در این فصل بهتر است كه مصرف میوههای سرد و مرطوب (چون هندوانه، خیار، نارنگی و... ) كم شود و بیشتر از میوههای گرم و میوههای خشك و خشكبار استفاده گردد.
13. افراد كهنسال در زمستان انجیر را خیسانیده، بخورند كه به جهت تلیین مزاج ایشان بسیار خوب است.
14. بهتر است افراد در مكانهای مرتفع كه آفتاب بر آنها بتابد و از رطوبات و نم محفوظ باشد، مسكن نمایند و بر فرشهای گرم و نرم بنشینند.
15. بهتر است در زمان خواب، لحاف را گرم كرده، به خود بپوشانید.
16. هر كه در زمستان بیمار شود، باید زود مواد زاید را از بدن خارج نماید تا سبب بیماری قوی نباشد.
17. در زمستان، برای دفع مواد زاید، ایجاد اسهال بر ایجاد قی (استفراغ) ترجیح دارد.
18. در این فصل، باید از فصد و حجامت و قی و اسهال قوی احتراز نمود اما در زمان نیاز و با تشخیص پزشک ماهر، میتوان از مسهلهای ضعیف یا متوسط و فصد به قدر نیاز و ضرورت بهره جست.
تدبیر خارج شدن از منزل در هنگام سردی هوا و برف
باید افراد به قدر اشتها غذای گرم بخورند و پس از اینکه حرارت غذا در بدن ایشان منتشر گشت، حرکت نمایند.
باید هنگام خروج بینی و دهان را بست.
برای افرادی که سرماییتر هستند میتوان توصیه کرد پیش از حرکت، غذایی که در آن مغز گردو و سیر و پیاز و روغن باشد بخورند، و نیز اگر پیش از حرکت، قدری سکنجبین عسلی یا کمی فلفل بخورند، دفع ضرر سرما مینماید.
پس از رسیدن به مقصد، نباید زود نزدیک آتش و گرمای زیاد رفت بلکه باید نخست هوای اتاق و مکانی که در آن ساکن شدهاند را گرم نمایند و پس از تسکین شدت سرما، نزدیک آتش بروند.
غذاهای مناسب فصل زمستان
غذای افراد تندرست در این فصل باید غذایی معتدل و غلیظ باشد مثل حلیم و كلهپاچه و گوشت شیشك و آبگوشت آن و گوشت نمکسود و گوشت شكار با ادویة گرم و كباب و بریان و گوشت كبک و تیهو و بلدرچین و مانند اینها و همچنین اسفیدباها (انواعی از آش) و قلیه خشك (گوشت سرخشده با روغن گردوی بریانكرده یا روغن زیتون و یا روغن زردآلو) و مانند این، بویژه با دارچین و زیره و رازیانه و مانند آنها؛ زیرا كه حرارت غریزی در این فصل مجتمع و قوی است و هضم در این فصل قوی و نیكو بوده، عمل گوارش برای بدن و معده آسانتر. و مواد گرم و خشكی كه مناسب اند عبارتند از:
انبه، بادام درختی شیرین، تخم شربتی، پسته، پونه، پیاز، پیه (دمبه)، ترب، تره، جعفری، خردل، خرما، خرمالو، دارچین، روغن، ریحان، زردچوبه، زعفران، زنجبیل، زنیان، زیتون، زیره سیاه، سیر، شنبلیله، فلفل، فندق، کرفس، کشمش انگور سیاه (مویز)، کلم، کنگر، گردو، گل سرخ، لپه، مرزه، موسیر، موم عسل، نارگیل، نخود، نعناع، عرق بهار نارنج، هل و.... البته باید توجه داشت که مصرف هریک از این موارد رابطه مستقیم با مزاج افراد دارد و لازم است از زیادهروی در هرکدام از آنها دوری شود.
2. خوردنیها و آشامیدنیها
خداوند متعال در سوره عبس آيه 24 میفرمایند:
فلينظر الانسانُ إلي طعامه
آدمي بايد به قوت و غذاي خود (به چشم خرد و احتياط) بنگرد.
بدن انسان موٌلّف و مرکب از عناصر اَربعه و اَخلاط چهارگانه است. این اخلاط دایماً در حال تغییر و تحلیل هستند، خِلط تحلیل رونده براي بقاي شخص و بقاي نوع نیازمند جایگزین میباشد و آن بدل مايتحلل نيست مگر غذا، كه از خارج بر بدن وارد میشود اگر بر حسب اعتدال نه به اسراف و زيادتي باشد چنانچه در آية كريمه «كُلُوا وَ اشرَبُوا وَ لاتُسرِفُوا» (آیه شریفه 31 سوره اعراف) اشاره برآن شده است؛ نرسد بدن صحيح و سالم نخواهد ماند و در اندك زماني، فاني و نابود خواهد گرديد پس واجب است برحافظ صحت كه اقتصار نمايد در غذا.
بنابر این با نگاهی تخصصیتر به نوع و هضم غذا در بدن انسان میتوانیم به منشاء اکثر بیماریها پی ببریم.
مراحل چهارگانهی هضم غذا در بدن انسان:
1. هضم معدی: که ضایعات آن از طریق رودهای بزرگ بصورت مدفوع دفع میشود.
2. هضم کبدی: مواد زائد هضم دوم بیشتر از طریق کلیهها بصورت ادرار دفع میشود و بقیه از راه طحال و کیسه صفرا دفع میگردد.
3. هضم عروقی
4. هضم بین سلولی
در مراحل سوم و چهارم دفع مواد زائد از طُرق زیر انجام میگیرد:
بخشی از طریق تحلیل رفتن در خود سلول است.
بخشی دیگر بصورت عرق و چرک بیرون میریزد.
بخشی دیگر از طریق مجاری محسوس مانند بینی، سوراخ گوش و یا بوسیله منافذ غیر محسوس از قبیل منافذ ریز پوست و یا به طٌرق غیر عادی مانند ورمهای ترکیده انجام میگیرد.
بخشی دیگر بصورت مواد زائدی که در بدن میرویند نظیر مو و ناخن دفع میشوند.
در صورتی که دفع ضایعات هر مرحله از مراحل هضم در بدن دچار مشکل شود، ضایعات بصورت سم در بدن انباشته شده و در دراز مدت تولید بیماری میکند. راههای بیرون راندن مواد زائد از بدن در بخش حرکت و سکون ذکر شده است.
اما برای کاهش دادن سم هر مادة غذایی ابتدا باید مزاج بدن انسان را دانست سپس مزاج مواد غذایی را فهمید و از مُصلحات برای خنثی کردن عوارض جانبی مادة غذایی استفاده کرد.
برای این منظور ابتدا باید مُصلح را تعریف کرد.
منظور از مُصلح: مصلح یک نوعی مادهی غذایی یا گیاه دارویی است که مصرف آن به همراه غذاها، در اصلاح و تعدیل عوارض جانبی آن غذا موثر است و هضم غذا را بهتر خواهد کرد و خواص غذا و جذب غذا را در بدن و ارگانهای مربوط مضاعف میکند.
هر انسانی با توجّه به طبع خویش، سن، فصل، میزان فعّالیّت و موقعیّت جغرافیایی محل زیست خود نیاز به غذایی ویژهای دارد و مصرف غذاهای یکسان برای همه توصیه نمیشود. مثلاً اگر یک فرد دارای طبع سرد و تر در مصرف لبنیّات بویژه ماست افراط کند؛ به مرور دچار بیماریهای سرد و مرطوب مثل اضافه وزن، کم خونی، نفخ، درد مفاصل، پرخوابی و کندی حافظه خواهد شد.
لذا حکما برای تعدیل و اصلاح غذاها برای هر غذا به طور اختصاصی، مُصلحی تعریف کردهاند. در واقع مُصلح، آن مادّهای است که مزاج غذا را تعدیل میکند و مضرّات احتمالی غذا را گرفته و فوایدش را در بدن بیشتر میکند. که در جدول شماره یک به برخی از مواد غذائی به تفکیک مزاج مواد غذائی و مُصلحات آن اشاره شده است.
مُصلح عمومی اکثر غذاهای سرد، عسل و در اکثر غذاهای گرم (مثل چربی و شیرینی)، سرکه یا آبغوره یا آبلیموست. برای غذاهایی که ترکیبی از سردی و گرمی هستند، مخلوطی از اینها میشود بنام سکنجبین.
سکنجبین فرمولهای متعدّدی دارد که از آن کاربردهای متنوّعی دریافت میشود.
سادهترین فرمول سکنجبین عبارت است از یک لیوان آب ولرم + یک قاشق غذاخوری عسل + نصف قاشق غذاخوری سرکه طبیعی.
اگر شبی یک لیوان از آن خورده شود، به عنوان مُصلح اکثر غذاهای مصرفی عمل میکند. برای معدههای سرد، میتوان میزان سرکه را کاهش داد و یا مقداری عرق نعناع اضافه کرد و تغییرات متنوّع دیگر. مثلاً افزودن کاسنی برای کبد گرم یا رازیانه برای تنظیم سیستم هورمونی زنان و...
بقراط حکیم فرمودهاند: بیماری که اشتها دارد، امید سلامت او در نظر من از شخص سالم که اشتها ندارد بیشتر است.
نکات لازم در غذا خوردن
1. جنس غذا
از جنس دوائیه نباشد مثل سیرکه خون را میسوزاند و آنرا غلیظ میکند و یا خیار که احداث رطوبت مايي میکند و سبب عفونت میشود.
2. مقدار یا کمیت غذا
دست از غذا کشیدن موقعی که هنوز میل به غذا هست.
3. سکون و آرام گرفتن بعد از غذا
سبب جمع شدن حرارت در معده و هضم سریعتر غذا میشود.
4. عدم تناول غذا در بی اشتهایی
تناول غذا در سیری سبب امتلا و ایجاد تهوع، دل بر هم خوردگی و قی میشود.
5. عدم تناول غذاهای مختلفه در یک وعده
سبب سوءهاضمه میشود.
6. عدم مداومت بر یک طعام و مصرف غذا متناسب با مزاج فصول
تابستان طعام سرد بالفعل و زمستان طعام گرم بالفعل.
7. رعایت ترتیب اغذیه
ابتدا غذای غلیظ (دیر هضم) سپس غذای لطیف (زود هضم) چون قوه هاضمه در قعر معده بیشتر است.
سلامت بدن به درست عمل کردن و سلامت معده بستگی دارد.
درست عمل کردن معده سلامت اخلاط سلامت مزاج سلامتی بدن
پيامبر خدا محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:
المِعدَة بيت کلِّ داءٍ، وَ الحَمِئَة رَاس کلِّ دَواءٍ
معده مرکز و خانه هر دردى است، و پرهيز و اجتناب (از غذاهاى نامناسب و زياد خوري) اساس و راس هر داروى شفابخش است.
(بحار الانوار، ج 14 و اركان الاسلام، ص108)
شرایط حفظ سلامتی معده
1. بهترین غذا برای معده، غذاهای قابض با اندکی تلخی و بدون گزندگی است.
2. خوردن غذاهای مناسب با توجه به مزاج معده به صحت معده کمک میکند.
3. خوردن غذاهای خمیری، آبکی، آشها و میوههای تر برای معده زیان دارد.
4. مویز شیرین یکی از تنقلات خوب برای معده است.
5. کرفس و نعناع برای هر معدهای مناسب و سازگار است.
6. مصرف نان خمیر و بیات و سفت برای معده مضر است و مصرف نان سبوسدار با اندکی حالت سوخاری برای معده مفید است.
7. نوشیدن چای داغ و هر آشامیدنی داغ برای معده مضر است.
8. نوشیدن آب سرد و آب یخ به ویژه ناشتا سبب بیماری میشود.
9. پرکردن معده سبب بیماریهای معده و امتلا میشود. (باید 3/1 معده غذا، 3/1 هوا و 3/1 آب باشد)
10. روی هم خوردن غذا قبل از اینکه غذای قبلی هضم شده باشد سبب بیماری و امتلا رگها میشود.
11. آمیزش جنسی برای افرادی که دارای ضعف معده هستند مضر است و آنرا تشدید میکند.
12. گرسنگی کشیدن زیاد سبب زخم معده شده و برای معده مضر است.
13. مصرف غذاهای سنگین و غلیظ به ویژه موقع شب سبب بیماری معده میشود.
14. کلیه روغنها مرخی (شل کننده) معدهاند و به غیر از روغن گل سرخ، پسته و زیتون که کم ضرر هستند.
15. مصرف زیاد مواد زیر کلأ به نفع معده نبوده و سبب پیدایش اسباب بیماری در معده میشوند:
شنبلیله، کنجد، مغز حیوانات، شیر، آلوی زرد، خربزه و هر چیزی که معده را پر میکند.
16. نامنظم خوردن وعدههای غذایی سبب بیماری میشود.
17. نامنظم شیر دادن اطفال سبب بیماری نوزاد میشود.
نکاتی دربارهی سوء مزاج معده
1. اگر خلط بلغم در معده باشد
علايم
کمی اشتها
کمی عطش
خروج بلغم با قی کردن
میل به مصرف غذاهای خشک
نفخ، آروغ ترش، حالت قی بعد از خوردن غذا
احساس راحتی پس از آروغ
زیادی آب دهان به ویژه هنگام خواب
وجود بار سفید رنگ روی زبان
راه حل:
الف) پرهیز از غذاهای غلیظ
ب) مصرف عرق نعناع قبل از غذا و عرق شاهسپرم بعد از غذا یا شرب قهوه یک ساعت بعد از غذا.
2. اگر خلط صفرا در معده باشد
علایم:
تلخی دهان
آروغ دُخانی (احساس سوزش) بعد از مصرف غذا
تهوع
خروج صفرا (ماده زرد رنگ) در قی، بول و مدفوع
احساس بوی ماهی گندیده از دهان
سوزش دهانه معده بعد از صرف غذا
آروغ بد بو و تیز
تمایل به نوشیدن آب سرد وسط غذا
راه حل:
الف) پرهیز از شیرینیها، پیاز، سیر، غذاهای تند (ترب، ماهی شور، تخم مرغ برشته، سرخ کردنیها و ... )
ب) مصرف آش انار و آش غوره
3. اگر رطوبت در معده باشد
علایم:
کمی تشنگی
مدفوع نرم
آروغ ترش
هضم غذای سبک
رنگ چهره سفید مایل به زردی
راه حل:
مصرف به و انار (با شحم سفید) قبل از غذا
مواقع اجتناب از میل غذا
1. موقع خستگی
2. موقع غضب
توجه:مصرف بعضی از مواد غذایی باهم ممنوع است و در دراز مدّت باعث ایجاد امراض مزمن میگردد.
برخی از مواد غذائی که نباید باهم خورده شوند:
1. ماهی تازه با گوشت مرغ که موجب درد دندان میشود.
2. شیر و شراب ایجاد نقرس و استرخاء. (شل شدن عصب و مقدمهای برای بیماری ام . اس)
3. سرکه و برنج باعث درد روده، قولنج و گرفتگی در عروق ماساریقا (عروق انتقال دهنده مواد غذای هضم شده از روده کوچک به کبد) میشود.
4. انگور و کلّه پاچه باعث تولید خلط غلیظ از معده و نفخ و کولیت روده میشود.
5. ماست یا دوغ و ماهی باعث بَرَص و سوء هاضمه و امراض بلغمیه میشود.
6. ماست و پنیر باعث سوء هاضمه میشود.
7. شیر و خیار باعث اسهال میشود.
8. ماهی و تخم مرغ باعث بهوجود آمدن تهوع، کولیت روده، بواسیر، نقرس و از بین رفتن مینای دندان میشود.
9. اجتماع دو چیز گرم مزاج (کبوتر و سیر) باعث قی و تهوع میشود.
10. اجتماع دو چیز سرد مزاج (خیار و آش کشک) باعث اطفاء حرارت غریزی بدن میشود.
11. اجتماع دو چیز سریع الفساد (شیر و خربزه) باعث قی، تهوع، اسهال میشود.
12. اجتماع دو چیز مُرَخی (شل کننده) مثل مغز بادام و کره باعث استرخاء (شل شدن معده) و تهوع میشود.
13. شیر و ترشی باعث پنیر شدن در معده و مسمومیت میشود.
14. شیر و ماهی باعث فساد هر دو در معده و تولید امراض مزمن مثل جذام، برص و کولیت روده میشود.
15. ترب و ماست باعث تولید خلط غلیظ چسبنده میشود.
16. دو گوشت گرم مثل خروس و تِیهو باعث غلبه حرارت بر معده میشود.
17. نوشیدن مایعات سرد روی غذا مانع هضم غذا و تولید خلط فاسد.
18. ماست و لبنیّات با گوشتها بویژه طیور و ماهی مانع هضم غذا و تولید خلط فاسد.
19. انواع گوشتها همزمان. (مثلاً گوشت مرغ با گوشت گوسفند)
20. شیر و میوهها دو غذای سریع الفساد تولید خلط فاسد.
21. ماست و تخم مرغ عدم هضم غذا و ایجاد هیضه (اسهال و استفراق).
22. ماست و ترشی.
23. اکثر میوهها روی غذا مانع هضم غذا و تولید خلط فاسد.
24. خربزه با انبه
25. سرکه یا انواع شور و ترشی که با سرکه ساخته میشود با عدس، ماش، برنج، حلیم
26. چای با پیاز و هندوانه
27. پنیر با بادام
28. سرکه یا آبلیمو با ماست (لک و پیس)
29. حلیم و انار (فساد معده)
30. دوغ با غوره (درد مفاصل و لکه های سفید)
31. ماست و باقلای تر (درد شکم)
32. هرغذایی با خربزه و هندوانه
33. فراوردهای لبنی و انواع آلو
34. شیر و شربت خرما
35. شیر و گوشت
36. فراوردهای لبنی و ترشیجات
کلا خوردن غذاهای سرد با سرد، گرم با گرم، گس روی گس، لطیف روی لطیف ممنوع میباشد.
که به مرور ایام و بتدریج اثرهایشان ظاهر میگردد.
استاد محمد عبادیانی در کتاب مجموعه مقالات فرموده است: غذای مناسب دستگاه هاضمه، علایمی دارد که معمولا بعد از مصرف آن مشخص میشود. غذای مناسب، غذایی است که بعد از خوردن آن فرد به حالاتی مانند خمودگی، بیحالی، نفخ و صدای شکم، یبوست و اسهال، خواب آلودگی و نظایر آن مبتلا نشود. باید بعد از صرف غذا در صورتی که غذا متناسب با قوه هاضمه و مزاج فرد باشد، در وی علایمی مانند نشاط و شادابی، انرژی و قدرت، دفع طبیعی و معتدل القوام بروز کند.
ظروف غذایی مناسب آشپزی
1. ظروف طلا
2. ظروف نقره
3. ظروف مس تازه قلع شده
4. ظروف سنگی بدون خلل و فرج
5. ظروف چدنی
6. ظروف چینی
7. ظروف شیشهای و بلور
محمد کاظم گیلانی در کتاب حفظ الصحه ناصری آورده است: ظروف طلا و نقره هر چند بر حسب قواعد حکمی و طبی نافع است ولیکن به حسب شرع شریف استعمال آن ممنوع و خوردن غذا و آشامیدن آب در آن دو حرام است.
آب
آب یکی از عناصر اصلی است و تنها همین عنصر است که وجودش در تمام غذاهای تناول شده ضروری است. آب بخودی خود مغذی نیست ولی موجب رانده شدن غذا میگردد و در بلع و فرو بردن غذا کمک میکند. آب گوهری است که غذا را روان و رقیق میگرداند و آن را همراهی میکند تا به درون رگها برسد و تا موقع خارج شدن از بدن، همراه آن است.
در تمام کارهای غذا، به آب نیاز هست و کمک آن لازم میباشد.
وظایف آب در بدن
آب رطوبت بدن را کنترل میکند.
آب مواد غذایی را به عروق کوچک میرساند. بدرقه غذا و نفوذ کننده غذاست.
آب طراوت دهنده بدن است و صفا دهنده رنگ پوست.
آب باعث دفع اخلاط محصور در عروق میباشد.
آب ماده سمی ناشی از هضم چهارم، بدن را توسط عرق دفع میکند.
کمبود آب در بدن باعث سوختن غذا و ایجاد خلط لزج و ایجاد خلط سوخته و صفرا میشود.
باید برای بهتر و سریعتر جذب شدن مواد غذایی به بدن و همچنین پاکسازی بدن از بهترین آب استفاده کرد.
آبها از حیث گوهری یکسان هستند، لیکن بوسیلهی آمیزهی خارجی و کیفیاتی که بر آنها چیره میشود؛ تغییرحالت میدهند. بهترین آبها، آب چشمه سارها هستند. لیکن نه هر چشمه ساری، بهترین آب در چشمههایی که از خاک خالص میجوشد وجود دارد. آب باید شفاف، شیرین و سبک باشد. بهتر است آب را جوشانده و سپس مصرف کنیم.
مواقع آشامیدن آب
1. بعد از نزول غذا از فم معده.
2. خوردن آب به تدریج و در سه نفس.
3. عدم میل آب بین غذا بویژه در افراد سرد مزاج.
4. بلافاصله بعد از حمام نباید آب میل کرد. (باعث اطفاءحرارت غریزی بدن میشود)
5. عدم میل آب بلافاصله بعد از جماع. (باعث ضعف اطفاءحرارت غریزی بدن میشود)
6. عدم میل کردن آب بین خواب و بلافاصله بعد از خواب.
7. شرب آب بعد از میل مُسهل قوی نباشد. (باعث تحلیل رطوبات بدن میشود)
تدابیر لازم جهت روزه داری در ماه مبارک رمضان
فاصله طولانی بین سحر و افطار و قرار گرفتن ماه مبارک رمضان در فصل تابستان و گرمی هوا، روزه داری نیاز به رعایت تدابیری دارد تا ضمن حفظ سلامت بدن ، فرد بتواند با این یک ماه روزه داری اخلاط فاسد خود را نیز دفع نماید . لذا تدابیری که در منابع طب سنتی توسط حکما برای چنین زمانهایی بیان شده است را به اجمال بیان میشود.
در وعده افطار چه بخوریم و با چه غذاهایی باید شروع کنیم:
بهترین غذا جهت بازکردن افطار در این فصل آب جوش ولرم به همراه خرما می باشد. در وعده افطار باید غذاهای لطیف، زود هضم و سریع الجذب را بخورید تا بدن بتواند در زمان اندک انرژی از دست رفته خود را تامین کند.
مانند موارد زیر:
آب گوشت بدون کوبیده آن، تخم مرغ عسلی، سوپ جو، خوراک سبزیجات، مربای انجیر، عسل، سرکه با شیره، مربای تمشک، ماء الشعیر سنتی
طرز تهیه ماء الشعیر سنتی: 14 لیوان آب به همراه 1 لیوان جو پوست کنده را بپزد تا بشکفد سپس صاف کرده استفاده شود. کسانیکه سرد مزاجند با عسل بخورند.
چند نکته مهم:
استفاده از غذاهای غلیظ در وعده افطار باعث می شود که معده خالی سنگین شده و دچار ضعف شدید شود، ضمن اینکه زمانیکه طول می کشد تا انرژی به تن برگردد بین 8 تا 12 ساعت است، پس شخص در ضعف به سر می برد، ضمنا در وعده سحر میل به غذا کم می شود و شخص در طول روز احساس گرسنگی را تجربه می کند.
استفاده از آب یخ و هر شربتی که در آن یخ باشد و هندوانه و میوه های خنک در کنار وعده افطار به هیچ وجه مورد تائید حکمای طب سنتی نیست چرا که عامل اصلی مشکلات گوارشی خواهد بود و باعث بیماری کبد چرب و سنگ کیسه صفرا و بسیاری از بیماریهای دیگر خواهد شد. ضمن اینکه در رفع عطش کارساز نخواهد بود. چاره آن کمی صبر است و آب ولرم جوشیده که بعد از حدود نیم ساعت این مشکل کاملا برطرف خواهد شد.
1. از افطار تا سحر چه بخوریم و چگونه بر تشنگی غلبه کنیم؟
بهترین موادی که باید در فاصله افطار تا سحر خورده شود استفاده از شربتها و میوه های زیراست:
الف) شربت هایی که در آن از خاکشیر، تخم شربتی، قدومه شیرازی و بارهنگ و .... استفاده شده باشد. (هم برای گرم مزاجان و هم برای سرد مزاجان مفید است.)
ب) شربت آبلیمو، آب زرشک، سرکه انگبین، عرق کاسنی با عسل و ... برای کسانیکه گرم مزاجند بسیار خوب است و سرد مزاجان باید کمتر استفاده کنند .
ت) میوه هایی مثل: هندوانه، خربزه، طالبی، گرمک، آلبالو، زرد آلو و گیلاس توصیه می شود با فاصله دو ساعت از وعده افطار میل شود. بهتراست این میوه ها براساس مزاج میل شود. مثلا کسی که گرم است هندوانه و آلبالو و ... و کسی که سرد مزاج است خربزه و گیلاس و... میل کند.
2. در وعده سحر چه بخوریم که احساس گرسنگی و تشنگی نکنیم:
در وعده سحر توصیه شده است غذاهای سنگین و دیر هضم و غلیظ که شور و پر ادویه نباشند استفاده گردد. ضمنا توصیه می شود که از شربتهایی که گفته شد قبل از شروع وعده سحر 1 الی 2 لیوان میل شود. غذاهایی مثل : کوبیده آبگوشت، حلیم، هر غذای گوشتی با برنج، عدسی، نان و پنیر و گردو و سبزی خوردن، ارده با شیره انگور، شامی با گوشت.
نکته:
استفاده از سالاد (گوجه، خیار، کاهو) در وعده سحر توصیه میشود.
طرزتهیه سس: مواد زیر را باتوجه به ذائقه خودتان مخلوط کنید و به عنوان سس در سالاد استفاده کنید. (روغن زیتون + عسل + رب انار + لیمو ترش)
استفاده از ماست باعث فساد غذاهای گوشتی شده و معده دچار مشکلات گوارشی میشود.
یک ساعت بعد از وعده سحر نخوابید تا معده بتواند هضم اول را به خوبی انجام دهد.
3. حرکت و سکون
حرکت عبارت است از خروج ماده از قوه به سوی فعل است. و سکون، عبارت از باقی ماندن ماده است در حالت قوگی خود و یا بالفعلیّت خود.
از آنجا که اساس تندرستی بترتیب اهمیت بر ورزش، غذا و خواب قرار دارد؛ بهتر است اَهم را به مهم ترجیح دهیم و موضوع ورزش را بیان کنیم.
ورزش حرکتی است تابع اراده، در ورزش تنفس عمیق و پیدرپی بهوجود میآید. و هرکس بتواند با روش صحیح و متناسب با اعتدال مزاجش و در وقت مناسب ورزش کند؛ از بیماریها پیشگیری میکند. این بهره برداری از ورزش هنگامی میسر است که دستورات دیگر بهداشتی را به طورکلی مراعات کند.
همچنانکه میدانید ما مجبوریم برای ادامه بقا غذا بخوریم تندرستی ما با غذایی است که متناسب با مزاج ما باشد یعنی غذایی که در کیفیت و کمیت معتدل است. تمام قسمتهای غذایی که ما میخوریم بدون استثناء کنش غذایی ندارد؛ بلکه در هر مرحله از مراحل چهارگانه هضم بخشی از آن بصورت ماده زائد در میآید و قوهی مدبرهی بدن (سیستم هوشمند بدن) میکوشد آنرا از بدن دفع کند.
لیکن باید دانست که قوهی مدبرهی بدن نمیتواند مواد دفعی را به کلی از بدن دفع کند و بعد از هر هضمی مقداری از این مواد زاید باقی میماند. وقتی این مقادیر اندک زیاد شدند و جمع آمدند، مواد دفعی زیاد میشود و به تن زیان میرساند.
مثلأ اگر این مواد دفعی که باقی مانده است و جمع شده است، متعفن شود؛ بیماریهای عفونی به بار میآورد. اگر حالات و کیفیت آنها شدت یافت بد مزاجی (سوء مزاج سرد یا گرم) روی میدهد. اگر این تجمع زیاد شد بیماری امتلاء روی میدهد و اگر این مواد زاید خود را به اندامی برسانند ورم حاصل میشود. بخارهای این مواد باقی مانده، مزاج گوهر روح را تباه میگردانند. به این جهت چارهای جز این نیست که آنها را از بدن بیرون برانیم.
راههای بیرون راندن مواد زائد از بدن
1. تجویز داروهای مُسهله در سوءمزاج سُودا
2. قی در سوءمزاجهای دَم، بلغم و صفرا
3. اِماله در صورت بسته شدن راه گوارش
4. ورزش
اگر مواد زاید را بوسیله داروهای سمی از بدن دفع کنیم؛ خود داروی سمی نیروی غریزی بدن را کاهش میدهد، ولی اگر دفع مواد زاید با داروهای غیر سمی امکان داشته باشد باز بار سنگینی بر قوهی مدبرهی بدن خواهد داشت.
همچنانکه بقراط فرموده است " دارو صفا میدهد و جفا می بخشد " گذشته از آن، دارو در عین حال که مواد زاید را دفع میکند، خلط پسندیده و رطوبتهای غریزی را که گوهر زندگیست از آسیب خود مصون نمیدارد و مقداری از آنها را نیز بیرون میراند و بر اثر آن، نیروی اندامهای بدن کاهش مییابد. پس این بلاها و سایر بلاها از امتلا روی میدهد. خواه مواد زاید برجای بماند و یا به کمک دارو تخلیه شود در هر دو صورت زیانی به بدن وارد میشود.
اما ورزش چیزی است که ما را از استعمال دارو بینیاز میسازد و بهترین باز دارندهی حالت امتلا (پر شدن رگها) است. اگر ورزش بصورت صحیح انجام پذیرد، عوامل بیماریهای امتلا از بین میرود؛ در نتیجه درطول زمان مواد زاید در بدن انباشته نمیگردد.
نکته:
ورزش روزانه 30 دقیقه شاد، مفرح و دلخواه همراه با سرخ شدن پوست و عرق کردن ملایم بدن ترجیحا کوهنوردی. (پیاده روی در سنگلاخ یا سطوح ناهموار)
بدن در حالت نرمال ورزشی انرژی خود را از چربی ماهیچه ها میگیرد که یک واکنش هوازی است و بدن را قلیایی می کند ولی در صورت تشدید ورزش انرژی از سوختن قند موجود در خون آزاد می شود که واکنش غیر هوازی است، باعث ایجاد اسید لاکتیک در خون شده و بدن را اسیدی می کند.
فواید ورزش
ورزش در بدن حرارت ملایم پدید میآورد و مواد دفعی را روز به روز میگُدازد و بطور منظم و مرتب آنها را از جای میلغزاند و راه بیرون آمدن را به آنها مینمایاند و نمیگذارد هر روز قسمتی باقی بماند و یا جمع شود و در نتیجه بدن از تأثیر پذیری عوامل بیماریها در امان میماند.
ورزش تولید حرارت میکند و حرارت غریزی را فزونی میدهد. بر اثر ورزش مفاصل سخت و نیرومند میشود، پیها نیرو میگیرند و کنشهایشان قوی میگردند و از تأثیر پذیری در امان میمانند.
اندامها بر اثر ورزش برای پذیرش غذا آمادگی بیشتری مییابند زیرا مواد دفعی از آنها برداشته شده و جای غذا خالی مانده است.
بر اثر ورزش با دفع مواد زاید، جذب مواد غذایی بوسیله نسوج افزایش مییابد.
نکته: بسیار اتفاق افتاده است، کسی که ترک ورزش کرده است به بیماری افسردگی مبتلا شده است.
هنگام ورزش
در موقع ورزش غذای وعدهی قبل از ورزش باید در بدن هضم شده باشد و هنگام وعدهی غذایی بعدی نزدیک باشد.
باید توجه کرد ورزش در حالت گرسنگی مضر میباشد. غذای ورزشکار در فصل زمستان باید از نوع غذای غلیظ (غذاهای دیر هضم، مثل انواع گوشتها و....) و در تابستان غذاهای لطیف (غذاهای زود هضم، مثل زرده تخم مرغ عسلی، سوپ جو و...) باشد.
بهترین زمان برای ورزش حالت اعتدالی است، در فصل بهار نزدیک به ظهر، در فصل تابستان اول روز و در فصل زمستان آخر روز مناسب میباشد. بطور کلی ورزش باید درهوای معتدل صورت گیرد. کسی که میخواهد ورزش کند، ابتدا باید روده و مثانه خود را تخلیه کند و سپس به ورزش بپردازد.
بهتر است قبل از حرکات ورزشی بدن را ماساژ دهید تا نشاط در بدن وگشادگی در منافذ سطح بدن ایجاد شود. اگر در ورزش بدن سرخ شد و نفس کشیدن به سختی افتاد به عبارتی از نفس کشیدن سیر نشویم باید حرکت ورزشی را آرام کم کنیم تا به قلب فشار نیاید، اگر ورزش را ادامه دهیم حرارت غریضی بدن کم میشود و بدن شروع به لاغر شدن خواهد کرد و عمر طبیعی بدن کم خواهد شد. یکی از بهترین ورزشهایی که می تواند کل اعضای بدن را به کار کشد و سم کلیه بافتهای بدن را دفع کند، ورزش رزمی است.
4. احتباس و تخلیه
تغییر و تبدیل و تحلیل در بدن به طور دایم اتفاق میافتد، پس نیاز است تا چیزی بدل تحلیل رونده شود و استعمال غذا بر سبیل دوام و استمرار ممکن است. پس محتاج به احتباس است تا غذا قدری در معده قرار گیرد و طبیعت (قوهی مدبرهی بدن) در آن تصرف و آنرا هضم و نُضج نماید، لطیف و صافِ آنرا به اعضاء بفرستد و کثیف و غلیظِ آنرا دفع نماید تا معده، کبد و عروق خالی گردند و موقعیت برای ورود غذای جدید فراهم شود.
چنانکه قبلآ نیز در بخش حرکت و سکون اشاره شد هر غذایی که وارد معده میشود، در هضمی از هضوم، از آن موادی میماند که باید از بدن دفع گردد در غیر اینصورت در اثر حرارت بدن متعفن و فاسد شده و به غذای جدید (که به بدن وارد شده) سرایت نموده و آنرا فاسد میکند. پس تخلیه و دفع آن ماده ضروری است و آنرا باید از بدن به طرز شایسته و مناسب دفع نمود.
به عبارت دیگر تخلیه (استفراغ) یعنی زدودن سموم و مواد زایدی که در هر یک از مراحل هضم و متابولیسم مواد غذایی ایجاد می شود. اگر فردی غذا به اندازه کافی بخورد ولی دفع مدفوع، ادرار و یا تعریق کافی نداشته باشد دیر یا زود دچار مشکل خواهد شد؛ همچنین اگر فردی غذای کافی بخورد ولی بیش از اندازه دفع مدفوع، ادرار و یا تعریق داشته باشد و به عبارت دیگر تخلیه (استفراغ) بیش از اندازه داشته باشد نیز دچار مشکل می شود.
تخلیه ها به دو دسته طبقه بندی می شوند:
تخلیه (استفراغ) طبیعی:
مانند دفع گازهای سمی از طریق ریه، دفع مدفوع، دفع ادرار، تعریق، عادت ماهیانه، عطسه، سکسکه، دفع باد، جمع شدن ترشحات در گوشه چشم هنگام بیدار شدن از خواب صبحگاهی، ترشحات واژن و دفع منی. این موارد هر کدام باید به اندازه متعادل انجام شود و افزایش و کاهش هرکدام می تواند به بیماری منجر شود.
نوع دیگر استفراغ های طبیعی وقتی اتفاق می افتد که مواد زاید بیش از اندازه در بدن جمع شده است و بدن سعی می کند به طریقی این مواد زاید را دفع کند؛ مثل اسهال، خونریزی از بینی، سرفه، تب و آبریزش از بینی. در این نوع از تخلیه های طبیعی معمولا علایم خفیف و مدت آن محدود است. در این موارد بدن در حال تلاش برای حفظ تعادل خود می باشد و ضمن اینکه فرد و طبیب، گوش به زنگ هستند تا مشکلی بروز نکند، باید به قوای طبیعی بدن فرصت داد تا خودشان، مساله را حل و فصل کنند و دفاع طبیعی خود را انجام دهند.
تخلیه (استفراغ) ایجاد شده توسط طبیب:
در این مورد طبیب متوجه می شود که مواد زاید و سموم در بدن ذخیره شده اند و قوای طبیعی بدن نتوانسته اند به اندازه کافی آنها را دفع نمایند و در اینجا طبیعت نیاز به کمک طبیب دارد. طبیب با ایجاد اسهال، تعریق، افزایش ادرار، فصد، حجامت، سونا و یا تدابیر روحی و روانی و تدابیر دیگر به یاری طبیعت می شتابد و به سیر طبیعی دفع مواد زاید و سموم کمک می کند.
نکته: اگر احتباس عارض شود باید به تَلییُن (ملینها، مانند فلوس) یا اسهال آنرا برطرف نمود تا زواید سبب بروز امراض قُولنج، سُده (گرفتگی)، امراض عفونی و... نگردد.
اگر احتباس رخ دهد دفع آن با موارد زیر میباشد
1. شوربای چرب که چغندر بسیار و اسفناج داشته باشد. (برای نرمیت روده خوب است)
2. آش لیمو برای تعدیل قَوام صفرای رقیق.
3. انجیر همراه با مغز گردو. (برای دفع بلغم)
4. حُقنه (اماله)، (حقنه ختمی برای انسداد روده مناسب است)
نکته: اگر استفراغ (قی) عارض شود باید با چیزهای حابس آنرا برطرف نمود.
دفع استفراغ (قی) با موارد زیر میباشد
1. آش سماق و زرشک و استفاده از ادویه قابضه
2. آش غوره
3. آش انار دانه
4. اجتناب از روغن
توجه: حمام و جماع نیز جزئی از تخلیه محسوب میشوند که در این باب به آنها میپردازیم.
حمام
حمام جز تخلیه بدن محسوب میشود زیرا که با تخلیه بدن از زواید در صحت و مرض انسان نقش دارد.
شرایط حمام کردن
1. در حمام بسیار توقف نکنید زیرا باعث کم شدن حرارت غریزی بدن میشود.
2. از آب نیم گرم استفاده کنید.
3. بلافاصله بعد از ورزش به حمام نروید.
4. قبل از رفتن به حمام استراحت کنید.
5. با معده پر استحمام نکنید که موجب سُده میشود.
6. با معده خالی استحمام نکنید تا جفاف (خشکی) مستولی نشود.
7. بعد از جماعِ مفرط، غضب، فرحِ مفرط و یا سایر امور روحی روانی به حمام نروید.
کارهای ممنوعه در حمام
1. پرهیز از خوردن غذا به علت تَخلخُل بدن و مفتوح بودن مَسامات و تحلیل رطوبات به مجرد ورود غذا، غذای غیر منهضم سریعا جذب بدن شده و سبب سُده میشود و باعث بیماری است.
2. پرهیز از آشامیدن آب، سردی آّب (بعلت نفوذ سردی) برای اعضاء رئیسه بدن (مغز، کبد، قلب) مضر است. اگر سردی آن به قلب اثر کند موجب کاهش حرارت غریزی میشود. اگر به کبد نفوذ کند موجب استسقاء میشود و موجب فراهم شدن زمینه برای ورم مفاصل است و اگر به سر نفوذ کند موجب سردرد میشود.
3. نوشیدن آب گرم نیز موجب هِزال و لاغری میشود.
4. جماع در حمام موجب استفراغ روح و تحلیل رفتن بدن است.
5. خواب در حمام، دوام هوای گرم و رسیدن آن به کبد سبب تحلیل روح طبیعی میشود.
6. تراشیدن موی سر و صورت و بغل در حالت ایستاده.
آنچه باید بعد از استحمام پرهیز نمود
1. آشامیدن آب سرد.
2. بیرون آمدن به هوای خارج حمام به یکباره به علت نفوذ هوای سرد به باطن.
3. ورزش، تَعب (سختی)، غضب و جماع که باعث تحلیل زیاد بدن میشود.
4. گرفتن روزه (در مزاج خشک) موجب جفاف (خشکی بدن) میشود.
5. خوردن غذا بلافاصله بعد از حمام. (حرارت غریزی میل به بیرون بدن کرده و بدن از هضم غذا عاجز است)
اعمال بعد از استحمام
1. شستن پاها با آب سرد در افراد گرم مزاج در فصل گرما.
2. شستن پاها با آب گرم در افراد سرد مزاج در فصل سرما.
3. شستن پاها با آب معتدل در افراد معتدل مزاج در هر فصلی از سال.
شرایط استحمام با آب سرد
1. در فصل تابستان موقعی که هوا گرم است.
2. هنگام ظهر باشد.
3. مزاج مستحکم باشد.
4. فرد نه لاغر باشد نه چاق، معتدل الوزن باشد.
5. فرد جوان باشد. (نه طفل نه پیر باشد)
6. اسهال نداشته باشد.
7. غذاهای دیر هضم و مُتکاثف (تولید کننده خون رَدّی) نخورده باشدکه موجب سردرد میشود چون غذای دیر هضم به حرارت زیادی احتیاج دارد.
8. فرد زکام و نزله نداشته باشد. چون مانع تحلیل مواد محتبسه در سر میشود.
9. معده و کبد فرد ضعیف نباشد.
10. طعام هضم شده باشد در غیر این صورت حرارت غریزی کاهش مییابد و غذا در معده فاسد میشود.
11. بلا فاصله بعد از جماع نباشد. موجب اِسترخا (شل شدن)، فالج و ... می شود.
12. بعد از هیچ ریاضتی جایز نیست.
فواید استحمام با آب سرد
1. تقویت بدن.
2. نشاط ارواح و قوا.
3. تقویت حرارت غریزی بدن بعلت تکثیف مَسام (بسته شدن منافذ بدن) و اجتماع حرارت در باطن و تحلیل آن.
4. صلابت اعضاء و اجزای بدن.
فواید استفاده از سنگ پا
1. پوستهای زاید پا را تمیز میکند.
2. سردرد و اکثر امراض سر را سود میبخشد به جهت تخلیه زواید مغز به پایین. (کلیه اخلاط فاسد از سر به پایین میآیند)
مضرات توقف بسیار در حمام
1. تحلیل و انضباب فضول به سوی اعضای ضعیف و استرخاء آنها.
2. ضرر به اعصاب دارد.
3. تحلیل حرارت غریزی بدن.
4. اسقاط شهوت طعام. (کم شدن میل به غذا)
5. اسقاط شهوت باه.
6. ضعف قلب.
7. احداث غثیان و تحریک مواد ساکنه.
8. ایجاد عفونت و تب.
نقش حمام درصحت انسان
1. تنظیف بدن.
2. تفتیح مَسام. (باز شدن منافذ بدن)
3. ازاله اوساخ. (بر طرف شدن ترشحات و سلولهای مرده بدن)
4. ترقیق مواد. (رقیق شدن مواد مانند بلغم)
5. تبخیر. (در بیماری مانند استسقاء)
6. تعریق.
7. ترطیب. (رطوبت بخشی بدن باعث کاهش بیماری میشود)
8. تجفیف. (خشکاندن)
ساختار و بنای حمام
1. رختکن (مسلخ).
2. خانه اول، هوای آن به هوای خارج نزدیکتر است. گرمای کم دارد و مخصوص مزاج های صفرا و دم میباشد.
3. خانه دوم، با فضای بزرگتر نسبت به دو خانه دیگر، دارای هوایی گرم و تر و مناسب مزاج سودا میباشد.
4. خانه سوم، از زیادتی حرارت هوا، رطوبت کاهش مییابد و دارای هوای گرم و خشک است مناسب مزاج بلغم.
5. محل گرم کردن آب (هیمه).
6. در داخل شدن به هر یک از خانهها اندکی مکث نماید تا بدن با دمای آنها سازگار گردد و در هر یک از خانه ها آب آنجا را استعمال کنید و ابتدا بر پاها سپس بر بدن و در آخر بر سر آب بریزید و در خروج نیز اندکی در هر کدام مکث نماید تا از ضرر یکباره در امان باشد.
در فصل تابستان، افراد گرم مزاج و جوان بایستی در خانه اول با آب نیم گرم مایل به سرد استحمام نمایند. معطر کردن و شستشو با آب گل نیلوفر، گل بنفشه، گل سرخ و ریحان مناسب است و زمان توقف در حمام کم باشد.
در فصل زمستان، افراد سرد مزاج بایستی در خانه سوم استحمام نمایند و افراد گرم مزاج بایستی در خانه دوم استحمام نمایند.
هیمه خانه سوم خانه دوم خانه اول مسلخ
جماع
جماع نیز یکی از تخلیههای طبیعه است. منی از فضله هضم چهارم است و جز بهترین جوهرهای بدن است. گرمی مزاج باعث افزایش میل جماع و تری مزاج سبب افزایش توان جماع میشود. به موجب جماع حرارت و رطوبت از بدن زایل میشود. بنابراین در تعدیل مزاج دم میتواند مناسب باشد. ولی در افراد با مزاج سودا موجب ضعف قلب، کبد، مغز و لاغری میشود و سبب خشکی شده و احداث امراض یابسه و مفاصل مینماید. پس سزاوار است اجتناب یا کمتر مرتکب شدن آن.
نکته: کثرت و قلت جماع برای حافظ صحه به محض خیال نیست بلکه تابع مزاج است.
ابنسینا درکتاب قانون بیان میکند که آمیزش جنسی موجب میشود که جوهر آخرین غذای جذب شده، از بدن بیرون رود؛ بنابراین زیان آن از دیگر راههای دفع مواد از بدن بیشتر است، همچنین جماع به سبب ایجاد لذت بسیار، جوهر روح را نیز از تن خارج میکند، از این رو جماع کنندگانی که لذت بسیار زیاد از جماع میبرند بیشتر دچار ضعف ناشی از زیادهروی در این امر میگردند.
به بیان ابنسینا زیادهروی در جماع موجب سرد و خشک شدن بدن و تحلیل حرارت غریزی و تسریع در کاهش قوت تن میشود و میتواند به سردی فراگیر، و ضعف حس بینایی و شنوایی بینجامد و در ساق پاهای فرد سستی و ضعف ایجاد کند تا جایی که راه رفتن و تحمّل وزن را نیز بر وی دشوار گرداند.
ابن سینا همچنین میفرماید که زیادهروی در جماع گاه میتواند منجر به چیرگی سُودا و سپس صفرا بر بدن فرد شود و منجر به دُوار (سرگیجه، حالتی که شخص تصور میکند تمام چیزها دور او میچرخد) گردد و حسّی مانند راه رفتن مورچه از سر تا انتهای کمر، و طنین ایجاد کند و گاه منجر به رعشه (حرکت غیرارادی متناوب و منظمی که ممکن است در هر بخش از بدن ایجاد شود) و ضعف عصب و سَهَر (مرضی است که صاحبش را بیداری و بیخوابی مفرط باشد) شود.
حکیم سید اسماعیل جرجانی نیز زیادهروی در جماع را سبب زیانهای پرشمار میداند، زیرا به بیان وی پرکاری جنسی و دفع زودا زود منی، سرانجام موجب تولّد خون خام از غذای کاملاً هضم نشده میگردد و چنین خون خام در اعضای گوناگون بیماریهای متعدّد پدید میآورد. وی آسیبهای ناشی از رسیدن این خون خام غیر طبیعی را در اعضای مختلف چنین میداند:
مغز: خون خام در مغز نخست سردرد پدید میآورد و پس از چندی میتواند به صَرع (نوعی بیماری عصبی که با تشنج، احساس درد، خفگی، سستی در اعضای بدن، و حرکات غیرارادی بروز میکند)، سکته، نسیان (فراموشی و اختلال حافظه)، فلج، رعشه، لقوه (فلج فاسیال، نوعی بیماری که در صورت انسان باعث کج شدن لب ودهان و فک می شود) و ضعف اعصاب بینجامد.
قلب: رطوبت فاسدِ خون خام در غلاف قلب انباشته شده، خفقان (تپش دل، اضطراب، جو ترس و وحشت، اختناق) پدید میآورد.
ریه: رسیدن این خون به ششها موجب ربو (تنگی نفس، آسم)، ضیقالنفس (درد سینه که به واسطۀ آن انسان بهسختی نفس بکشد)، سرفه تر و سل (مرضی است عفونی و واگیردار که بیشتر ریه و غدد لنفاوی به آن دچار میشوند) میشود.
مفاصل: با رسیدن این خون به مفاصل دردهای مفاصل، نقرس و عِرقالنَسا (درد سیاتیک) بهوجود میآید.
طحال: این خون خام در طحال سُدّه و ورم صُلب ایجاد میکند.
محمّد اعظمخان چشتی نیز به پیروی از اطبای پیش از خود، جماع را موجب فرونشستن حرارت غریزی و مشتعل شدن حرارت غریبه میداند و زیانهای گوناگونی را پیامد آن میداند.
مانند: زایل شدن افعال طبیعی و قوی شدن افعال خارج از مزاج که عبارتند از
سقوط قوّت و کاهش جوهر روح حیوانی.
کاهش نشاط.
سنگینی در حرکت.
خشکی مغز و آسیب به اعصاب، تیرگی حواس، و پیدایش رعشه و ضعف حرکتی.
پیدایش خشکی اعضای اصلی (مغز، قلب و کبد).
ضعف کبد.
شتاب گرفتن ذبول (پژمرده، لاغر شده) و پیری زودرس.
فساد و تباهی هضم.
کاهش خون و از بین رفتن شادابی و خوشرنگی چهره و ضعیف شدن نبض.
کم شدن گوشت بدن.
باریک شدن و ضعف مو تا حد ریزش مو.
آسیب به سینه و ریه.
آسیب به کلیه و هُزال (لاغری) آن.
و امّا آنچه در مورد زیانهای جماع گفته شد برای همه مزاجها با شدّتی یکسان رخ نمیدهد. در واقع افراط جنسی برای هر مزاج در چارچوب همان مزاج تعریف میشود. بر همین اساس نمیتوان بهطور یکسان همگان را به پیروی از یک الگوی فعالیت جنسی ثابت فرا خواند زیرا آن حدّ از فعالیت جنسی که مثلاً میتواند برای یک فرد با مزاج سرد و خشک زیانآور شمرده شود برای فرد دیگری با مزاج گرم و تر به همان اندازه آسیبزا نیست. نکته مهم این است که هر کس با توجّه به ویژگیهای فیزیولوژیک فردی (مزاج شخصی) و نیز در نظر گرفتن ضعف و قوت خود و اوقات و شرایط مناسب برای جماع، باید به تدبیر امور زناشویی و جنسیاش بپردازد.
کسانی که مزاج سرد و خشک دارند، در این افراد مقدار منی کم و قوام آن غلیظ است. بر مبنای قانون ابنسینا این افراد احتلام اندک دارند و کمتر به سرعت انزال دچار میشوند. زیان افراط در جماع در این گروه بسیار زیاد است.
کسانی که مزاج گرم و خشک دارند، در این دسته نیز مقدار منی کم و غلظت آن زیاد است، میل جنسی فراوان دارند و در جماع قویتر هستند ولی زود از کار باز میمانند. به بیان ابنسینا اینان با کمترین تماسی با مادینه و حتی از یاد کردن نزدیکی دچار انزال میشوند و اگرچه هنگام نزدیکی به سرعت نعوظ پیدا میکنند ولی زود نیز از آن فارغ میگردند. زیان جماع در این افراد از دسته اوّل کمتر، و بر حسب کمی یا زیادی خونشان متفاوت است.
کسانی که مزاج سرد و تر دارند، مقدار منی آنان زیاد و با قوام رقیق است. میل جنسی سرد و ترها کمتر و انزالشان کند است. این افراد در صورت افراط در جماع از مضرت لاغر شدن و پژمردگی در امان هستند ولی به زیانهای دیگر مانند درد پشت و زانو بیشتر دچار میشوند.
کسانی که مزاج گرم و تر دارند، منی بسیار و میل جنسی فراوان دارند، زیاد به احتلام دچار میشوند و به سرعت انزال مبتلایند ولی بیشترین نیرو را برای نزدیکی دارند. آسیب و زیان جماع در این گروه کمتر از همه مزاجهای دیگر است و تنها در مورد اینان گفته شده است که ترک جماع زیادتر از ضرر افراط در آن است.
نکته مهم و پایهای این است که در هر مزاج، اگر جماع پیاپی و زودا زود، و به خصوص اگر به تکلّف و تنها برای تفنّن و حرص لذت، بدون طلب و نیاز طبیعی انجام شود بسیار آسیبرسان است. در مجموع در متون طب سنتی حداقل فاصله برای جماع به اندازه فرصتی که برای تولید منی جدید لازم است، ذکر شده و آن را سه شبانهروز دانستهاند. بدیهی است که این زمان سه روزه برای فرد جوان معتدلالمزاج تندرست با آمادگی جسمی کافی و تغذیه مناسب برای تولید منی است.
بقراط حکیم فرمودهاند: مثل منی در پشت انسان مثل آبی است که در چاه باشد. اگر چاه را پاک کنی، آب فوران پیدا کند و اگر چاه را به حال خود گذاری، آب فرو میرود.
شخصی که جماع میکند، از آب زندگانی برداشته است.
هدف از جماع
بقا نوع انسان بنابر توالد و تناسل (زاد و ولد)
بهترین اوقات جماع
دو الی سه ساعت بعد از میل غذا (بعد از هضم اول معدی و شروع هضم دوم کبدی) در غیر این صورت باعث ضعف بینایی میشود.
موقعی که طبیعت بدن راغب آن باشد.
نگرانی بزرگ و استرس و اضطراب در کار نباشد.
در استراحت و آرامش کامل باشد.
چه کسانی نباید جماعِ بسیار انجام دهند
کسانی که معده ضعیف دارند.
کسانی که پس از جماع دچار لرزش و احساس سرما میشوند.
کسانی که بدن نحیف و مزاج خشک دارند.
کسانی که پس از جماع دچار تنگی نفس میشوند.
کسانی که سینه بیمار یا ضعیف دارند.
کسانی که پس از جماع دچار خفقان قلب میگردند
کسانی که پس از جماع دچار گود افتادگی چشم میشوند
کسانی که پس از جماع دچار بیاشتهایی یا کماشتهایی میشوند.
کسانی که به وَجَع ورک (درد مفصل هیپ) و عَرقالنسا (سیاتالژی) مبتلا هستند بهخصوص در هنگام پُری شکم.
ناتوانی جنسی مردان
پرهیزات
چایی، قند و شکر سفید، شیرینیجات قنادی، غذاهای کهنه و بیات، فریز شده، زودپز شده، سرخ کردنی، ماکروفر شده، گوشت گاو، مرغ و تخم مرغ ماشینی، روغن های صنعتی، ترشیجات، شوریجات، آب یخ، آب و مایعات وسط غذا، نوشابه، سیگار، الکل، دوغ، ماست، فست فود ها، غذاهای صنعتی مثل سوسیس و کالباس ...، کنسرو، آبمیوه صنعتی، شکلات و پاستیل، غذاهای آماده و مواد نگهدارنده، تنقلات مصنوعی، بادمجان، گردوی کهنه، سس، ماکارونی، ادویه جات تند، کافور، شیر خشک، نخود فرنگی، میوه نارس، اسانسهای شیمیایی، موز، خامه، کله پاچه، جگر، وانیل، لباس تنگ، رازیانه، گشنیز، موبایل، رانندگی طولانی، سونا، پرخوری و خوردن غذا در حال سیری، تند تند خوردن، خوردن و بلافاصله خوابیدن، خورده خوری، کاهش وزن ناگهانی، مصرف خود سرانه دارو، استرس و اضطراب و ...
مفید
تخم مرغ + پیاز سفید + روغن زیتون (سه روز در هفته برای ناهار)
½ قاشق چای خوری (2 گرم) پودر کندر خوراکی مرغوب + یک عدد زرده تخم مرغ سالم محلی + یک قاشق غذا خوری عسل طبیعی آویشن
40 عدد سفیده تخم مرغ محلی خروس دار را با مقداری آرد نخود به همراه مقدار مناسب ادویجات، نمک و روغن زیتون مخلوط کرده و بصورت کوکو پخته، سپس هفت قسمت کرده هر روز یک قسمت میل نمایید.
سیب، انگور، هویج، انار، پسته تازه، تخم آفتاب گردان،
تامین روی ( گوشت گوسفند، جوانه گندم، تخم کدو و... )
نخود آب همراه با روغن زیتون و ادویه مناسب
مالیدن روغن سیاه دانه روی کمر، کلیه ها، آلت و بیضه
پیاده روی در سنگلاخ یا سطوح ناهموار و یا ماساژ کف پا روزی نیم ساعت
باور همه طبیبان و حکیمان بزرگ ایرانی این است که زیادهروی در جماع از بزرگترین اسباب کاهش نیروی حیاتی و آسیبهای گوناگون در سراسر بدن است.
از بقراط حکیم پرسیدند، در چه مدت شخص باید جماع کند؟ جواب داد سالی یک مرتبه. پرسیدند اگر شخص نتوانست صبر و خودداری نماید چه کند؟ گفت ماهی یک مرتبه. به او گفته شد باز هم اگر نتوانست. گفت هفتهای یکبار. پرسیدن اگر نتوانست؟ جواب داد آن روح او است، هر وقت دلش خواست آن را بیرون کند.
ارگاسم زنان
بعضی از دردهای بدن و مفاصل خانم ها که متخصصان دلیل خاصی بر آن پیدا نمیکنند، زنانی هستند که از لحاظ روابط زناشویی با همسران خود مشکل دارند، یا مردان سرد مزاج هستند و یا خود زنان به شدت سرد مزاج اند و روابط زناشویی به اکراه و به فواصل زمانی زیادی داشتند.
طبق برداشت از سوره شریفه طارق آیه هفت قرآن مجید:
«فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ.(5) خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ.(6) يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ.(7)»
زن به وقت تحریک جنسی، اخلاط جنسی از محل ترشح غدد داخل و سلولها حرکت میکند و به سمت سینه زن روانه میشود، مرد باید بیشتر ملاعبهای که انجام میدهد در قسمت سینه باشد تا این اخلاط سرازیر شده به سمت رحم روانه شود.
پس اگر عمل ناقص شود، اخلاط در سینه محبوس شده تولید کیست یا سرطان سینه میکند و یا اینکه در مفاصل انبار میشود و ایجاد درد میکند.
با گذشت مدت زمانی کمتر از یک ماه با انجام صحیح مسایل زناشویی (ارگاسم کامل) تمام دردهای بیمارانی که سالها اسیر آن بودند از بین میرود.
بیماری های زنان
آناتومی رحم
1. گردن
2. دهانه
3. خود رحم
محل قرار گیری: بین مثانه و روده (مستقیم زیر ناف)
محل قرار گیری دهانه رحم: گاهی در سمت راست و گاهی در سمت چپ و دهانه همیشه بسته است مگر در مواقع قاعدگی و زایمان
کار رحم:
1. آبستنی
2. تصفیه خون
3. تغذیه جنین
قاعدگی
خصوصیات خون قاعدگی معتدل: اعتدال در مدت، کیفیت و کمیت
1. زمان: ماهی یک با اتفاق افتد
2. سن شروع: از 10 – 14 سالی شروع شود
3. سن یايسگی: 35 – 60 سالگی
4. طول مدت قاعدگی: 3 – 7 روز
علت بروز قاعدگی
1. تولید فضولات بیشتر در بدن زنان به علت سرد و تر بودن نسبت به مردان
2. ضعف مزاجی در زنان و عدم توانایی در تصرف کامل در مواد دفعی
علایم پیش از قاعدگی
1. سنگین شدن بدن
2. اضطراب و استرس
3. اختلال در خواب
4. گاهی نفخ و تورم در شکم
5. درد سینه ها
6. سفت شدن سینه ها
تدابیر لازم در دوران قاعدگی
1. استراحت کافی
2. تغذیه مناسب مصرف آب هویچ، آب سیب، بادام و...
3. پرهیز از تماس با آب و هوای سرد
4. پرهیز از نشستن در مکان های خیلی سرد و خیلی گرم
5. مصرف جگر گوسفند یک هفته قبل از قاعدگی و دو روز بعد از پاکی
6. گرم نگه داشتن بدن
مهمترین علت بروز در اختلالات قاعدگی
1. مصرف اغذیه نامناسب
2. استرس و اضطراب های اجتماعی و خانوادگی
3. استفاده از مواد آرایشی شیمیایی
4. تعغیرات آب و هوایی (تغییر اقلیم)
در زمان قاعدگی
1. پرهیز از فصد، حجامت و زالو درمانی در زمان قاعدگی
2. پرهیز از آمیزش جنسی در زمان قاعدگی
3. عدم استفاده از ضمادها ، حقنه ها، فرزجه ها و ... در زمان قاعدگی
مزاج رحم
مزاج معتدل تا حدی به خشکی (تنگی و گرمی رحم)
استدلال مزاج رحم
1. موی زبر زهار نشان از خشکی رحم
2. موی نرم زهار نشان از تری رحم
3. ملمس دهانه رحم سرد نشان از سردی رحم
4. ملمس دهانه رحم گرم نشان از گرمی رحم
5. اگر خون حیض سفید بود رحم بلغمی است و سرد
6. اگر خون حیض سیاه بود رحم سودایی
7. اگر خون حیض قرمز گلگون باشد نشانه رحم گرم
8. اگر خون حیض گرم و زیاد باشد نشانه گرم و مرطوب بودن رحم است
9. اگر خون حیض گرم و کم باشد نشانه گرمی و خشکی رحم است
توجه: هرچه خون حیض رقیق تر علامت رطوبت و سردی رحم است و هر چه خون حیض غلیظ تر علامت سودا و خشکی رحم است
علایم سو مزاج رحم
در سو مزاج گرم رحم
1. خون حیض غلیظ، سرخ رنگ یا سیاه رنگ و بد بو میباشد
2. موهای شرمگاهی بسیار زیاد
3. نبض سریع
4. ملمس بدن گرم
5. ادرار رنگین در ایام پاکی
در سو مزاج سرد رحم
1. کم شدن خون قاعدگی
2. رقت و سفیدی خون حیض
3. عادت به صرف غذاهای سرد و غلیظ
4. موهای ناحیه شرمگاهی کم و تنگ
5. ادرار کم رنگ در ایام پاکی
در سو مزاج تری رحم
1. خون حیض زیاد و رقیق
2. تری فم رحم و ترشحات زیاد
3. گاهی وجود سقط جنین در سه ماهه اول بارداری
در سو مزاج خشک رحم
1. مقدار کم خونریزی در ایام حیض
2. کمی ترشحات رحمی
3. خشکی اندام آمیزشی
4. لاغری عام بدن
شرایط عدم باروری در انواع سو مزاج رحم
1. در سو مزاج گرم در اثر ایجاد خشکی و عدم باروری
2. در سو مزاج سرد تشکیل جنین و بعد عدم رشد و سقط در سه ماهه اول بارداری
3. در سو مزاج تری تشکیل جنین و به علت عدم قوام و ضعف رحم بعد از مدتی سقط
4. در سو مزاج سردی و خشکی عدم باروری
5. در سو مزاج سردی و تری تشکیل جنین و سپس سقط
6. در سو مزاج گرمی و تری تشکیل جنین و احتمال سقط در سه ماهه آخر بارداری
علت احتباس حیض
1. از قلت خون (بدن به خون نیاز دارد و دفع نمی کند و خودش استفاده می کند)
2. از غلظت خون (خون غلیظ و چسبنده است و دفع نمی شود)
علایم قلت خون
1. لاغری
2. ضعف
3. سفیدی و زردی رنگ پوست و سایر علایم کم خونی
4. سرمایی بودن و سردی بدن
5. اختلال در خواب
6. نبض ضعیف و سریع
علایم غلظت خون
1. سرخی پوست
2. حرارت بدن
3. سنگینی بدن
4. سنگینی خواب و مفید بودن آن
5. تپش قلب (نبض پر)
تدبیر درمان قلت خون و رفع احتباس حیض
اساس تقویت عمومی بدن است
مصرف اغذیه مولد دم
1. تخم مرغ عسلی محلی
2. مغز دانه ها (بادام، فندق و...)
3. گوشت گوسفند جوان
4. شیر، عسل و جوانه گندم
5. جگر، دل و قلوه گوسفند
6. استراحت به اندازه کافی و ورزش در حد اعتدال جهت گرم نگه داشتن بدن
7. پرهیز از سردیجات
8. استفاده از ظروف چدنی
9. مصرف غذاها و ادویه جات گرم و رعایت رژیم مزاج بلغم
تدبیر درمان غلظت خون و رفع احتباس حیض
1. گذاشتن باد کش خشک بر روی باسن
2. رقیق کردن خون با (رازیانه، انیسون و تخم کرفس)
3. استعمال آبزن از جوشانده (شوید، مرزنگوش، سداب، پونه، بابونه، اکلیل الملک)
4. فصد سافن و حجامت ساقین دو روز مانده به پریود بعدی
5. در صورت وجود ریح (درد شکم) تحلیل آن با کماد نمک، ارزن یا آجر داغ
6. استعمال رقیق کننده های خون (زرشک، لیمو ترش، سرکه، آبغوره، آب پرتغال و...)
7. استفاده از دمکرده (بابونه 3 واحد + پنیرک 3 واحد + بومادران 1 واحد)
علت خون ریزی غیر طبیعی عادت ماهانه
1. از کثرت خون باشد
درمان: فصد از ورید باسلیق بازو و صافن پا، بادکش زیر سینه، بستن سینه و شیاف رحمی
2. از تغییر کیفیت خون باشد
غلبه صفرا + غلبه بلغم
عوارض خون ریزی زیاد
1. کم خونی
2. هضم نادرست غذا
3. غلبه صفرا
4. بی اشتهایی به دلیل افزایش صفرا (گرمی)
5. بروز درد در ناحیه پشت به علت خشکی و کشیدگی اعصاب آن ناحیه
تدبیر درمان
شربت زرشک و عسل
شربت انار و عسل
باروری
قدم زدن خانم قبل از نزدیکی
نزدیکی در اوج شهوت
اصلاح مزاج زن و مرد قبل از نزدیکی و بارداری
داروی تنظیم کننده قاعدگی
برای تنظیم دوره قاعدگی و فعال کردن تخمدان ها و افزودن میل جنسی در زنان می توان از ترکیب زیر استفاده کرد.
(اثلق 1 واحد + رازیانه 1 واحد + هویج زرد 1 واحد) همه را پودر کرده و در کپسول های 500 میلی گرمی پر کنید و در ایام پاکی نیم ساعت پیش از صبحانه و شب قبل از خواب دو عدد کپسول میل شود
5. خواب و بیداری
خواب و آرامش بسیار شبیه هم هستند و بیداری مشابه حرکت است. لیکن خواب و بیداری ویژگیهای دارند که نمیتوان آن را نادیده گرفت. بر اثر خواب حرارت غریزی بدن دوباره نیرویش را از سر میگیرد و همه نیروهای طبیعی را تقویت مینماید. خواب اعصاب را بر اثر رطوبت سست میگرداند و از گداختن باز میدارد و انواع خستگی را از بین میبرد.
بر اثر خوابیدن حرارت غریزی بدن به سمت درون میل میکند و باعث به قوام آمدن، نُضج و هضم غذا در بدن شده و با خون هم مزاج میگردد و در بدن تولید گرمای غریزی میکند و موجب بهبودی بیماریها میشود.
علّت نیاز به خواب:
بر اثر حرکات آدمی در بیداری و گردش دایمی حرارت غریزی به تدریج روح (که لطیف تر از جسم است) و نیز اخلاط بدن، دچار تحلیل می شوند که حاصل آن ضعف قوّت روح، درماندگی، سستی، تباهی اندیشه و رای و… اسـت. (در بیداری طولانی مدّت، جسم نیز به تدریج دچار تحلیل می شود) بنابراین، انسان نیاز به حالتی دارد که این مشکلات را جبران نماید.
ماهیّت خواب:
در طول بیداری، به تدریج رطوبتی صاف و پاکیزه از سوی جسم به سمت دماغ متصاعد می شود که بین این دو، حایل می شود و قوّت نفس را از کار کردن باز می دارد. این رطوبت، مشابه ابری است که از تـابـش خـورشید بر دریا به وجود می آید و مانع از رسیدن نـور بـه دریا می شود. با درک ماهیّت این رطوبت، فهم مسایل و مشکلات خواب، بر ما آسان خواهد شد. (پرخوابی در بهار، پرخوابی دموی ها و بلغمی ها و کم خوابی صفراوی ها، خواب آور بودن غذاهایی مثل ماست، و…)
آثار خواب طبیعی:
۱- خواب، حرارت غریزی را به درون بدن می برد و متوقف می کند و مانع از تحلیل آن می شود؛ بنابراین باعث قدرت گرفتن تمام قوای طبیعی بدن می شود.
۲- درونی شدن حرارت غریزی؛ سرد شدن سطح بدن و نیاز به پوشش در خواب را به دنبال دارد.
۳- درونی شدن حرارت غریزی باعث بهتر شدن هضم غذاها و نیز پختن خلط ها و موادّ موجود در بدن می شود. این مساله از سویی سوخت بدن را فراهم و از سویی آن را برای دفع موادّ زاید آمـاده می کند. به عبارت دیگر خواب موادّی که آمادگی هضم یا پختن را دارند؛ گرم کرده آنها را با خون هم مزاج می کند؛ این گرمی در سراسر بدن پخش می شود و بدن با حرارت غریزی پر می شود.
۴- در خواب، همه تخلیه های بدن (به جز عرق) کم می شوند و لذا قوای بدن حفظ و درماندگی از بین می رود. فقط تعریق در خواب زیاد می شود که ناشی از کامل بودن هضم است نه ناشی از تخلیه (استفراغ). تعریق بیش از حدّ در خواب نیز می تواند علل مختلفی داشته باشد که شایعترین آن، پرخوری است.
۵- به علّت تحلیل کمتر و هضم کاملتر رطوبت بدن در خواب بالا می رود.
۶- بیشترین بهره را از خواب دماغ (مغز و اعصاب) می برد.
خواب زیاد:
خواب اگر از حدّ بیشتر شود؛ اثراتی معکوس خواهد داشت و با احتباس حرارت غریزی، قوّتها را کاسته، نیروی نفسانی را کند و کم احساس و مغز را سنگین می کند. خواب زیاد به ویژه برای افراد سرد مزاج و رطوبتی بسیار مضرّ است چرا که علاوه بر افزایش رطوبت، به علّت کم شدن تحلیل موادّ و احتباس حرارت غریزی، سرما را نیز می افزاید و بیماری های ناشی از آنها را زیاد می کند.
بی خوابی:
به علّت زیاد بودن تحلیل و استفراغ، حرارت و خشکی بدن زیاد می شود و صفرا غلبه پیدا می کند و به ویژه برای مردم نحیف و خشک مزاج، بسیار مضرّ است.
خواب بامداد:
اگر انسان در بامداد و قبل از آن که حرکت یا ورزشی کند یا چیزی بخورد و بخوابد به سستی، سردی، ماندگی و خشکی مبتلا خواهد شد.
خواب روز:
باعث افزایش بلغم، نزله (ترشّحات پشت حلق)، تباهی چهره، بزرگی طحال، کسالت و کم شدن اشتها خواهد شد.
گرسنه خوابیدن:
چون در وقت خواب، حرارت غریزی به سمت داخل میل می کند؛ باید غذایی باشد که آن را هضم نماید در غیر این صورت، به هضم خود بدن خواهد پرداخت که حاصل آن کاهش کلّی قوای بدنی، لاغری و ضعف حرارت غریزی و سردی بدن خواهد بود.
خوابیدن با شکم پر:
اگر در وقت خواب، شکم انباشته از غذا باشد و هضم دچار مشکل شود؛ به ویژه در مورد غذاهای دیرهضم و سنگین، بدن دچار سردی خواهد شد.
مدت زمان خواب بسته به مزاج هر فرد متفاوت بوده و نُرم معتدل خواب 6 ساعت است و از 10 ساعت نباید زیاد باشد. رعایت نکردن نُرم خواب و تداخل در آن موجب بیماریهای مغزی میشود. کسانی که در مزاجشان رطوبت بیشتری دارند مانند دَمویها و بلغمیها به زمان خواب بیشتری نیاز دارند و کسانی که در مزاجشان رطوبت کمتری دارند مانند صفراویها و سُوداییها به مدت زمان کمتری خواب نیاز دارند.
به دلیل به قوام رسیدن بدن در خواب، اساتید طب اخلاط، مدت و کیفیت خواب را به مراحل و زمان قوام آمدن خمیر نان تشبیه کردهاند. که خواب باید به صورت ممتد و یکسره باشد نه تکه تکه به همین دلیل خواب روزانه را مناسب نمیدانند. به دلیل به قوام نرسیدن بدن و یا ناقص ماندن نُضج غذا، همچنین خواب بعد از طلوع آفتاب را برای افرادی که دارای مزاج رطوبی هستند به دلیل افزایش بلغم مناسب ندانستهاند.
شرایط خواب صحیح
1. بهترین نوم، خواب بعد از هضم اول یعنی گذشتن غذا از معده میباشد. معمولا پس از هضم معدی که حدود 3 ساعت طول میکشد، احساس سبکی در معده خود میکنیم. البته مدت زمان هضم معدی به عواملی چون نوع غذا، مزاج شخص و مزاج معده و سن بستگی دارد.
2. خواب شبانه و ممتد و زمان شروع خواب حدود ساعت ده شب میباشد. در فاصله چند ساعت مانده به نیمه شب، سطح کورتیزول خون کاهش پیدا میکند و در صورتی که در این زمان بخوابیم، صبح با هوشیاری بیشتر از خواب بیدار میشویم.
3. اگر در هنگام خوابیدن غذا در معده باقی مانده باشد؛ بایستی اول به طرف راست اندکی بخوابیم، تا غذا به قعر معده برود بعد از اندک زمانی به پهلوی چپ بچرخیم و زمان نسبتاً زیادی در آن حالت بمانیم تا کبد روی معده و طحال زیر معده قرار گرفته و باعث گرمی معده شود تا هضم غذا کامل انجام گیرد و سپس بطرف راست برگردیم و بخوابیم تا کیلوس معدی (غذای هضم شده) به طرف روده کوچک حرکت کند.
بدترین حالات خواب
1. خوابیدن در موقعی که غذا در معده مانده باشد، باعث تمدد، نفخ و دیدن خواب های هولناک میشود.
2. خوابیدن در موقعی که معده خالی باشد (گرسنه بودن)، باعث سوختن پروتيینها و اخلاط صالح میشود.
3. خوابیدن به پشت، خلط پشت حلقی را به داخل دهان میآورد و ایجاد بیماری میکند.
4. خوابیدن بر شکم، تولید بخار میکند که بر چشم مضر است.
5. خوابیدن در آفتاب، تحریک صفرا و ایجاد بیماری میکند.
6. خوابیدن در مهتاب، حرکت دهندهی خون بطرف بیرون بدن است و تحت تاثیر قدرت جذر و مد ماه قرار میگیرد.
7. خوابیدن زیر آسمان بدون سقف در تابستان، به دلیل نور ستارگان و غیره، موجب تحریک اخلاط میشود.
8. خوابیدن به نحوی که نیمی از بدن در آفتاب باشد.
9. خواب عَیلوله، حَیلوله و فَیلوله
عَیلوله: خواب پس از نماز صبح است که موجب بیماری میشود.
حَیلوله: به خواب پس از اذان ظهر میگویند که خواب مضری است و باعث فراموشی میشود،
فَیلوله: خواب آخر روز و پیش از اذان مغرب است و باعث بیماریهای زیادی میشود.
توجه: خوابیدن مابین طلوع و غروب خورشید باعث ازدیاد خلط بلغم در بدن شده و موجب سردی است.
محل خواب
1. محل خواب هر فردی باید متناسب با مزاجش، دمای مناسبی داشته باشد.
2. محل خواب باید پاکیزه و به دور از بوهای ناگوار و مواد محرک مثل عطر و گل باشد.
3. محل خواب باید از دسترس حیوانات موذی در امان باشد.
4. زیرانداز و لباس خواب هر فردی باید متناسب با مزاج او و فصل باشد. یعنی در فصل گرما و برای افراد گرم مزاج از زیرانداز کتان استفاده شود و درفصل سرما و برای افراد سردمزاج از زیرانداز پشم و یا پنبه استفاده شود.
5. مکان خواب باید تاریک و بی سر و صدا باشد.
6. خوابیدن در مکان سفت و سخت باعث آسیب به اعصاب میشود.
7. خواب بر زمین سرد و نمناک باعث برخی بیماریها مانند فلج، دردپشت و ضعف و سستی میشود.
آماده شدن برای خواب
1. باید پیش از وقت خواب برای خواب آماده شد. یعنی پیش از خواب حتیالامکان از کار و اعمال مهیج و درگیریهای ذهنی خودداری کرد، چون اگر بلافاصله پس از این امور به خواب برویم، سبب اختلال در خواب میشود.
2. برای استراحت کامل مغز در خواب باید خون را به سمت پاها سوق داد و برای این کار دو راه توصیه میشود:
یکی آن که پاها را گرمتر از سر نگه داریم و دیگر آن که رختخواب را به نحوی سرازیر قرار دهیم که طرف سر رختخواب 10 تا 15سانتی متر بالاتر از پا باشد. بدین ترتیب خون از سر و سینه به سمت پاها حرکت میکند و باعث خواب راحت میشود.
3. لباس در هنگام خواب باید گشاد باشد تا مانع حرکت خون در رگها نشود.
4. در هنگام خواب حتما باید پوششی روی خود بکشیم، چون در هنگام خواب، حرارت به باطن میرود و سطح بدن سرد میشود لذا با تغییر دمای اندک هم امکان بیماری وجود دارد.
5. لحاف و روانداز نباید چندان سنگین باشد که باعث عرق کردن شود.
مزایا و نتایج خواب
1. رفع کسالت و خستگی
2. تقویت قوای حسی
3. تقویت اعصاب
4. سبب نشاط و سرور
5. تکمیل هضم غذا
اما بیداری در تمام کنشهای خود بر عکس خواب است .
لیکن اگر بیداری از حد بگذرد، مزاج مغز به هم میخورد و به نوعی خشکیدن مبتلا میشود و ناتوان میگردد. در نتیجه نیروی عقل دچار اختلال میشود، اخلاط صالح میسوزد و بیماریهای شدیدی بروز میکند. بیداری اشتها را زیاد میکند و چون مواد را تحلیل میبرد گرسنگی میآورد و چون نیرو را از بین میبرد، هضم را کاهش میدهد.
افراط در بیداری سبب ایجاد عوارض زیر میشود
1. کاهش رطوبت بدن
2. منع هضم غذا
3. فساد مزاج
4. خشکی مغز و چشم
5. سوختن اخلاط صالح و تولید اخلاط فاسد
6. جنون
کثرت بیداری دلیل بر حرارت و خشکی مزاج است و کثرت خواب دلیل بر برودت و رطوبت مزاج است و اعتدال هر دو دلیل بر اعتدال کیفیات اَخلاط چهارگانه است.
6. رفتارهای روحی و روانی
بطور کلی حرکتِ حرارت غریزی بدن با تمام رفتارهای روحی و روانی همراه و یا دنبالهرو آنهاست. حرکتِ حرارت غریزی یا به بیرون است و یا بطرف درون بدن، یا بطور آنی صورت میگیرد و یا بصورت تدریجی، هرگاه درون بدن سرد شود حرارت غریزی به طرف خارج بدن بحرکت میافتد و اگر سردی به حد افراط برسد حرارت غریزی ممکن است یکباره تحلیل رود، درون و بیرون بدن سرد شود و در نتیجه حالت غش و یا مرگ روی میدهد.
هر گاه سردی در سطح بدن باشد و گرمی در درون، حرارت غریزی بدن به حرکت درمیآید و شاید از شدت محصور شدن، در این بین خفه شود. و در نتیجه بیرون و درون بدن سرد میگردد و غش یا مرگ رخ میدهد. حرکت حرارت غریزی، بسوی خارج مانند حالت خشم است و حرکت تدریجی آن به خارج مانند حالت لذّت و انبساط خاطر معتدل میباشد. حرکت آنی حرارت غریزی بسوی داخل مشابه حالتی است که بر اثر ترس بدست میدهد و حرکت تدریجی آن بداخل مانند حالت غمگینی است.
خفه شدن و گداختن حرارت غریزی همواره در پی حرکت آنی و بدون حالات تدریجی رخ میدهد. اما کاهش و پژمردگی غریزی بر اثر حرکت تدریجی بهوجود میآید. گاهی اتفاق میافتد که حرارت غریزی در یک لحظه بسوی درون و بیرون به حرکت در میآید و آن موقعی است که دو عامل در کار میباشد.
مثلا یکی از آنها "هَمّ" (اندوه) است که از خشم و غم منشاء میگیرد و در چنین حالتی حرکت دو وجه مخالف پیدا میکند. دیگری شرمساری است که در آن حرارت غریزی ابتدا بسوی درون در هم میکشد و بعد که عقل و تدبیر بر انسان شرمگین بر میگردد، این در هم کشیدگی باز میشود و بسوی بیرون به غلیان میافتد و رنگ سرخ میشود.
جالینوس حکیم میفرمایند: غم در مورد چیزی است که از دست رفته و هَمّ دلواپسی نسبت به آنچه باید بشود یا خواهد شد. از غم بپرهیز زیرا زندگی تو را از بین میبرد، مگر ندیدهای اگر مدتی انسان محزون و مغموم بماند، حیات او متلاشی میگردد.
جالینوس خواست این مطلب را امتحان کند، لذا حیوانی را گرفت و آنرا چند روزی غصه و غم داد و چون حیوان را کشت، دید قسمت اعظم قلب حیوان لاغر و پژمرده و ازهم پاشیده شده است. از این امر استدلال کرد که اگر غم و غصه بطور متوالی بر انسان عارض شود و هموم انسانی بر او هجوم کند، قلب پژمرده و پلاسیده و لاغر میگردد. نتیجه این امتحان چنان شد که مردم را از عواقب هَمّ و غم برحذر داشت.
علاوه بر این، حالتهای روانی و نفسانی دیگری نیز وجود دارند و بر بدن تاثیر میگذارند. مانند خیالات و تصورات نفسانی و یا عشق که در امور طبیعی بدن دخالت دارند.
مانند وقتی که شخصی در یکی از اندامهایش درد داشته باشد، شخص دیگری که او را میبیند و در او دقت میکند، همان اندام در او به درد میآید و یا هر گاه کسی به چیزی هراس انگیز و یا کاری خوشایند فکر میکند، مزاجش بر اثر تفکر تغییر مینماید.
حالات روحی و روانی مانند خشم، نگرانی، غم، خجالت و ترس نیز مانند بقیه اعمال طبیعی بدن، جزء اعمال طبیعی بدن می باشند و بروز هر یک از این حالات موجب تعادل در مزاج اصلی انسان می گردد و سلامتی و سعادت بشر را به ارمغان می آورد. افزایش و کاهش این حالات که مستقیم و غیرمستقیم روی متابولیسم، گردش خون، تنفس، ترشحات دستگاه گوارش و غدد داخلی و عضلات تاثیر دارند می توانند معضلات و مشکلات پیچیده جسم و روان را برای انسان به وجود بیاورند. بنابر اصل تخلیه (استفراغ) نباید با بروز طبیعی و منطقی این حالات روانی مقابله نمود و البته افراط و تفریط در این حالات روانی نیز پسندیده نمی باشد.
بقراط حکیم در مورد عشق فرمودهاند: عشق آزی (طمع) است که در قلب بهوجود میآید و موادی از حرص در آن جمع میشود، هرچه قویتر شود هیجان و لجاجت و اضطراب و نگرانی و بیخوابی عاشق زیادتر میگردد. در این حال است که خون میسوزد و به سُودا تبدیل میشود، همچنین صفرای بدن التهاب پیدا کرده به سُودا تبدیل خواهد شد. چون سُودا طغیان کرد فکر انسان فاسد خواهد شد. در آن حال است که انسان مبتلا به فدامه (عدم قدرت بر افکار و دلیل و درماندگی در سخن) میشود و عقلش کم شده به اموری که شدنی نیست امیدوار میگردد و آرزوی چیزی را دارد که شدنی نیست و کم کم این حالت شخص را به جنون میکشاند. در این موقع است که احیانا عاشق خودکشی خواهد کرد و ممکن است از غصه بمیرد.
همچنین جالینوس حکیم در این مورد فرمودهاند: عشق نیکو دانستن چیزی است که طمع بر آن اضافه شده است و عشق از افعال انسانی است که در مغز و قلب و کبد مخفی است و در مغز انسانی سه قوه موجود است: اول قوه تخیل، دوم قوه تفکر، سوم قوه حافظه، و به کسی نمیتوان عاشق گفت که در موقع فراق معشوق قوه متخیله و متفکره و حافظه، همچنین قلب و کبد او فارق و خالی از وجود معشوق باشد. عاشق از خوردن و آشامیدن محروم میگردد، زیرا کبدش بخود مشغول است و از خواب محروم میباشد زیرا مغز در تخیل معشوق است و حافظه و فکر او هم دائم مشغول به یاد معشوق است و به این ترتیب تمام قوای نفسانی او به یاد معشوق میباشد و اگر چنین نبود عاشق نمیشد. اگر معشوقِ خود را دید، بدیهی است قوای مزبور دیگر اشتغالات ندارد.
درقبال پرسش عشق چيست؟
پاسخهاي بسياري وجود دارد اما از ديد حکیم ابوعلی سینا عشق نوعي بيماري است و اين پاسخي است كه ميتوان با تامل و تعمق به آن نگريست. در واقع اين پاسخ كه عشق نوعي بيماري است در بردارنده سرنخهاي بسيار افشاگرانهاي درباره ماهيت و حقيقت عشق خواهد بود.
تعريف كامل عشق درکتاب قانون ابن سينا بدين صورت آمده است:
عشق عبارت از مرضي است وسوسهاي كه به ماليخوليا شباهت دارد. ماليخوليا بيماري است كه فكر و پندار در آن از مجراي طبيعي بيرون ميرود و سر به تباهي و ترس ميكشد. علت بيماري اين است كه انسان فكر خود را بهطور كلي به تصويرهايي مبذول ميدارد و در خيالات خود غرق ميشود اين تمركز فكر متمادي سبب بيماري ميشود.
برای روشنتر کردن مطلب میتوان به داستان جوان عاشق اشاره کرد که خلاصه آن اين چنين است:
روزي جواني از نزديكان پادشاه گرگان، به بيماري سختي دچار شد و پزشكان در علاج او درماندند تا سرانجام طبيب جواني به نام بوعلي را كه به تازگي به گرگان رسيده و گروهي از بيماران را شفا داده بود بر بالين او بردند. بوعلي جواني را ديد كه زار افتاده، نشست و نبض او را گرفت و گفت: کسی را بياوريد كه همه محلات گرگان را بشناسد آن فرد مورد نظر وارد ميشود و شروع به شمردن اسامي محلات گرگان ميكند و در همان حال بوعلي دست بر نبض بيمار مينهد. تا آن مرد ميرسد به محلي كه نبض بيمار در آن حالت حركتي خاصی مينمايد. بوعلي دستور ميدهد اسامي همه كويهاي آن محل را بر شمارد. آن مرد، نام كويها را میشمارد تا ميرسد به نام كويي كه باز آن حركت خاص در نبض بيمار ایجاد میشود.
پس بوعلي ميگويد: اسامي منازل آن كوي را بر شمارد. منازل را ميخواند تا ميرسد به اسم سرايي كه حركت خاص نبض تكرار ميشود. بوعلي ميگويد نام اهل منزل را بگویند. تا رسيد به نامي، همان حركت خاص نبض ایجاد گردید. آنگاه بوعلي روي به همراهان بيمار ميكند و ميگويد: اين جوان در فلان محل، درفلان كوي و در فلان سرا، بر دختر فلاني، عاشق است و داروي او وصال آن دختر است.
بيمار هر چه خواجه بوعلي ميگفت ميشنيد. از شرم سر در جامه خواب كشيد و چون مورد سوال واقع شد، همچنان گفت كه بوعلي گفته بود.
حکیم ابن سينا يازده مرحله عشق را به صورت زير تشريح ميكند:
1. دوستي كه ممارست ساده و بي آلايشي بيش نيست.
2. علاقه كه مرحله مهرورزيدن قلبي دو فرد به يكديگر است.
3. كلف، یعنی آن دوره تشديد محبت نسبت به معشوق است.
4.عشق محسوس كه علاقه و ارادت زائد بر مقدار محبت را ميرساند.
5. شعف، يعني مرحله احتراق قلب در نتيجه افزايش عشق به دلدار است.
6. شغف، ازدياد بيحد محبت است تا نفوذ در جدار دل و روان عاشق.
7. جوي، مهر و محبت باطني نسبت به معشوق است.
8. تيم، مرحلهاي است كه عاشق از دلدار ظاهرا دوري ميگزيند و در طلب معشوق خيالي كه مخلوق فكر و خلجان روحي اوست، برميآيد.
9. تبل، دراين مرحله از عشق، بر اثر شدت علاقه به دلدارش، ناتوان و بيمار شده و نيروي حياتي او به كلي سقوط ميكند. اشتهاي بيمار به غذا يا هر نوع دلبستگي به زندگي از بين ميرود و بر اثر عدم فعاليت جهاز هضم و اخلال گردش خون در رگها و نرسيدن مواد حياتي به اعضاء و اجزاي بدن، به تدريج تمام نيروي او تحليل ميرود.
10.تدليه، و آن مرحلهاي است كه عاشق بر اثر بحرانهاي روحي، قواي عاقله خود را از دست ميدهد.
11. هيوم، كه آخرين مرحله عشق است. در اين دوره عاشق در معشوق فاني ميشود و در عالم جز او كسي را نميبيند و نميجويد.
شهريار قصه ما چون هميشه از جنس لطيف بيزار و از آنان روي گردان بود و برخوردي با آنها نداشته، با ديدن نازنين نامي همانند پنجه آفتاب، يك راست به مرحله نهم ميرود.
خوشبختانه ابن سينا حالش را دريافته نازنين بانو را يافته و به بالينش ميآورد. ابن سينا در باب تشخيص عشق آن جوان، كار خود را با فهم موضوع از طريق برشمردن نشانه هاي بيماري ثابتي از عشق آغاز ميكند. اين نشانهها شامل مشخصههاي اصلي و معمول بيماري عشق است از قبيل رنگ پريدگي، ضربان نامنظم، بي خوابي و بي اشتهايي. با اين حال، نشانههاي بيماري عاشقان تقريبا نامحدودند و به قدري متنوعاند كه هيچ فردي قادر به درك و فهم آنها نيست. عاشقان قادرند خود را در فضايي فراتر از شادي غرق كنند.
ابن سينا نشانههاي ماليخوليايي عشق را با توسل بر الگوي اخلاطي تركيبي تبيين ميكند. همانطور كه گرما باعث تبخير آب ميشود، عشق شديد هم تمام رطوبت بدن را خشك ميكند و بدني آسيب ديده و تحليل رفته باقي ميگذارد.
از نظر ابن سينا عشق با دامنه گستردهاي از نشانههاي بيماري در بدن هم ارتباط تنگاتنگ دارد. عشاق اغلب بعنوان افرادي تبدار، رنگ پريده و تحليل رفته توصيف ميشوند كه قادر به خور و خواب نيستند.
حکیم ابن سينا نشانههاي بيماري عشق را چنين نقل ميكند:
1. گود رفتن و خشك شدن چشم.
2. نبودن آب چشم مگر در هنگام گريه كردن.
3. پياپي و به سرعت پلكها برهم آيند.
4. سرتاسر اندامانش مرطوبند، مگر چشمانش كه خشكند.
5. بيخوابي.
6. شكل و شمايل مرتب ندارد.
7. نبضشان مختلف است و مانند نبض اندوه زدگان بدون نظم و ترتيب است و از حالي به حالي تغيير مييابد به ويژه اگر به محبوب برسند.
8. بسيار ميخندند تو گويي به چيزي بسيار لذتبخش نگاه ميكنند يا خبري خوش ميشنوند يا شوخي ميكنند.
9. نفسشان بسيار بريده و سريع است و آه بلند ميكشند.
بنابراين ميتوان دريافت كه مزاج و شرايط فيزيولوژي انسان، گوش به فرمان و مطيع پندارهاي رواني اوست و اين دو رابطه تنگاتنگ با هم دارند.
راهكارهاي حکیم ابن سينا براي بهبودی عاشق:
1. به ديگري عشق بورزد و از راه شرع به وي برسد و معشوق اولي را از ياد ببرد. اينكار وقتي مفيد است كه بيماري عاشق زياد استوار نشده باشد.
2. اگر عاشق، آدمي خردمند باشد، پند و موعظه از سويي و سرزنش از سوي ديگر و شرح دادن آنچه او بدان دلبسته است وسوسه و نوعي جنون است، شايد مفيد باشد.
3. يا اينكه پير زنان را واداشت كه به دورش گرد آيند و از سنگدلي و مردم آزاري معشوق بحث كنند، اكثر اين حرفها عاشق را آرامش دهد. اما بعضي از عشاق از اين حرفها بيشتر دل ميبازند.
4. رفتن به شكار و سرگرم بازيهاي گوناگون شدن.
لازم به ذكر است روانشناسان بيشترين شباهت را بين عشق و يك بيماري خاص رواني به نام وسواس اجباري مشاهده كردهاند. در اين بيماري، افكار خاصي به ذهن هجوم ميآورد كه فرد گريزي از آنها ندارد اين افكار او را مجبور به ايجاد رفتارهاي خاصي ميكند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زيادي ميشود.
عشق نه فقط در ظاهر و علايم باليني شبيه اين بيماري است، كه از نظر آزمايشگاهي هم به آن شباهت دارد. در بيماري وسواس اجباري، يك ناقل خاص در سلولهاي پلاكت خون بيمار افزايش پيدا ميكند.
پژوهشگري از دانشگاه پيزا در ايتاليا به نام داناتلا مارازيتي، افراد عاشق را به اين طريق آزمايش كرده و به اين نتيجه رسيده كه آنها هم درست همين حالت را دارند. يعني انگار عشق يك حالتي شبيه به وسواس اجباري ايجاد ميكند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادتهاي خاصي ميشود كه نميتواند از دست آنها خلاص شود، مثل تماس گرفتن پي در پي با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادي ذهنش را مختل ميكند.
از نظر ابن سينا اگر بيماري عشق زود درمان نشود و بيمار به حال خود رها شود ممكن است دست به خودكشي بزند و يا سوداي سوخته كه عامل بيماري است در بدن ثابت بماند و منجر به ماليخوليا يا مانيا شود. در اين حالت هم بيمار سرنوشتي بهتر از حالت قبل نخواهد داشت.
حکیم ابوعلي سينا درباب عشق يقين داردكه بيماري عشق يك بيماري باليني است. او فرض را بر اين ميگيرد كه نشانههاي بيماري عشق در بدن محصول عدم تعادل شيميايي است كه عوامل روانشناختي، بخصوص وسواس فكري درباره معشوق سبب ساز آن هستند. برطبق نظر ابن سينا، هنگام بروز بيماري عشق، قدرت منطق و استدلال كاملا دچار ضعف و سستي، تفكر به توهم تبديل و اختلال در وضع روحي و احساسي بصورت روانپريشي آشكار ميشود. در واقع ميتوان عشق را از ديد حکیم بوعلی مثل بمب دانست كه به محض ارتعاش سيمهاي خواست و تمنا، منفجر ميشود.
پس باید دانست که تمام رفتارهای روحی و روانی دارای مزاج مشخصی میباشند.
مزاج برخی از رفتارهای روحی روانی
1. هَمّ (اندوه): مزاجش سرد میباشد.
2. غضب: نخست مزاجش گرم میباشد در ادامه سرد میشود.
3. خجالت: نخست مزاجش گرم میباشد در ادامه سرد میشود.
4. فرح مفرط و شادی: نخست مزاجش گرم میباشد در صورت افراط سرد میشود.
5. خوف: مزاجش سرد میباشد.
توجه: کسانی که نفس درون خود را به فرح و شادی و سرور مشغول میدارند کمتر دچار امراض میشوند.
جالینوس حکیم میفرمایند: نَفس انسان هم در معرض مرض و زشتیها است، بدین معنی که غضب مرض و جهل زشتی است.
آنچه که باعث فرح و سرور و سلامتی روان میشود
خوردن مفرحات مقوی دل (بادرنجبویه، ریحان سفید، بهار نارنج و ...).
شنیدن حکایات فرح بخش و نشاط افزا.
تفریح و مسافرت دلخواه.
تلقین و مراقبه.
قرار گرفتن در اجتماع شاد.
شنیدن آواز مفرح.
عبادات و مقوله های معنوی.
قانع بودن (عدم طمع ورزی).
بقراط حکیم در بحث معنویات فرمودهاند: به غذای تنها اکتفا نمائید، لجاجت در کارها نکنید، تا وسیله قُرب شما به خدا شود. خداوند محتاج چیزی نیست، هر چه خود را کنار بکشید، از او دورتر خواهید شد. از کارهای شر فرار نمائید، محلهای ماتم را ترک کنید و در کارهای خیر نتایج را در نظر داشته باشید.
درآینده پزشکان دیگر براي بیماران دارو تجویز نخواهند کرد. بلکه مصرف صحیح غذا، ورزش و هواي پاک را به آنان توصیه خواهند کرد.
"توماس ادیسون "
سه عامل مهم در درمان
1. اعتقاد
2. اشتیاق
3. انظباط
که توسط درمانگر و بیمار باید رعایت شوند.
جدول شماره (1): غذاها و مُصلحات
غذاها با مزاج گرم و خشک مخصوص رژیم غذائی بلغمی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
پنیر کهنه
مغز گردو، آویشن، عسل، نعناع خشک، سبزی های معطر
ریشه ها
پیاز
شستن آن با آب و نمک، سرکه، آب انار، کاسنی
چغندر
خردل، آبغوره، پختن با عدس، شربت بالنگ، سرکه
سیر
پختن در آب و نمک، روغن بادام، کره، گشنیز، سکنجبین، انار ترش
کلم قمری
آویشن، پونه، انیسون، دارچین
موسیر
پختن آن در آب و نمک، روغن بادام، کره، سکنجبین
توت ها و بذرهای ملین
تخم ریحان
مرزنجوش
فرنجمشک
بنفشه، سکنجبین
صیفی ها
بادمجان
پختن با گوشت بره، روغن گاوی تازه، سرکه، زیره، گلپر، انار و دانه انار
فلفل سبز
صمغ عربی، صندل، گلاب
سبزی ها
برگ چغندر
خردل، آبغوره، پختن با عدس، شربت بالنگ
پونه
آرد بلوط، رب مورد، سرکه
پیازچه
شستن آن با آب و نمک، سرکه، آب انار، کاسنی
ترخون
عسل، کرفس
سبزی ها
تره
گشنیز، کاسنی تازه
تره تیزک(شاهی)
کاسنی، خرفه، سرکه
جعفری
سویق،بادرنجبویه، ترشی های طبیعی، کاسنی
رازیانه
صندل، سکنجبین
ریحان
نیلوفر
سی سنبر (سرسم)
کتیرا
شاهتره
کاسنی، هلیله زرد
شبدر
کاسنی
شنبلیله
سکنجبین، انیسون، کاسنی، برگ اسفناج، برگ خرفه
شوید (شبت)
آبلیمو، آبغوره، ترشی های طبیعی، سکنجبین ساده
کرفس
انیسون
اقسام کلم بستانی
سکنجبین، پختن با گوشت حیوان، روغن بادام، خردل
کنگر آبی
عناب
کنگر فرنگی
ادویه گرم، سرکه، روغن زیتون
کنگر وحشی
سرکه، ترشی
گزنه
آب میوه های سرد، زعفران
سبزی ها
مارچوبه
عسل، سرکه، سکنجبین
مرزه
سرکه
نعناع
کرفس
والک
گشنیز، کاسنی تازه
حبوبات
جوی دوسر (چاودار)
کتیرا
لپه
کتیرا
نخود
خشخاش، زیره، شوید، سکنجبین ساده، گلنگبین
میوه ها
انبه
زنجبیل، نمک، مویز، شربت زرشک، روغن زیتون
به
عسل، انیسون، مربا نمودن آن با عسل
زیتون
مغز گردو، مغز بادام، سرکه، عسل، شیرینی های طبیعی
نارگیل
عسل، میوه های ترش، لیمو، هندوانه
گوشت ها
آهو
سماق، گشنیز، مرزه، پختن با روغن بادام یا کنجد، سکنجبین
اردک
پختن با سرکه، کرفس، پونه، نخود، شوید، تره، دارچین، سکنجبین
بلدرچین
روغن کنجد، روغن بادام، آب انار، روغن زیتون
گاو
دارچین، فلفل، زنجبیل، پیاز، سکنجبین، گلپر، سیر، تره تیزک، زیره
گوشت ها
گوزن
سرکه، آبغوره، روغن های گیاهی
دل
آویشن، زیره، فلفل، گلپر، خواباندن در روغن کنجد و بعد کباب کردن
شتر
جوشاندن با روغن زیتون، پختن با نمک و شوید، فلفل، سرکه، زیره
شتر مرغ
سرکه، روغن
قرقاول
سکنجبین
گنجشک
آب انار، آبغوره، سکنجبین ترش، دارچین، هل
کبوتر
پختن با آبغوره و سرکه، کاسنی، کرفس، سماق، شوید، تره، نخود
کبک
ترشی های طبیعی، سکنجبین
خروس
سرکه، آبغوره، روغن های گیاهی، ادویه گرم، سکنجبین
تخم ماهی
زنجبیل، سکنجبین
کباب
سماق، گشنیز، فلفل، سکنجبین، اطریفل
ادویه ها
آویشن
سرکه انگور
افتیمون
زعفران، کتیرا، روغن بادام، صمغ عربی
انیسون
رازیانه، سکنجبین
اسپند
میوه های ترش، سکنجبین
اسطوخدوس
سکنجبین
ادویه ها
بادرنجبویه
صمغ عربی، کندر
برگ بو
کتیرا
پونه
کتیرا
تخم کافشه
انیسون، شیرینی های طبیعی
چای سبز و سیاه
شیر بز، بادیان خطایی، مشک، دارچین، زنجبیل
خردل
روغن بادام، کاسنی، سرکه
دارچین
کتیرا، مصطکی
رازیانه
صندل، سکنجبین
رزماری
سکنجبین
زرد چوبه
آب لیمو، آب بالنگ
زعفران
انیسون، سکنجبین
زنجبیل
عسل، روغن بادام
زنیان
گشنیز، باقلا
زیره
عسل، کتیرا
سیاه دانه
در سرکه خیساندن، کتیرا
فلفل
روغن گیاهی سرد، عسل
ادویه ها
کاکائو
زعفران، روغن پسته، گلاب
گلپر
خیساندن در سرکه، بوئیدن کافور و یا گلاب، رازیانه، تخم خیارین
میخک
صمغ عربی
نمک
روغن بادام، آویشن، گوشت حیوان جوان فربه
وانیل
زعفران، روغن پسته، گلاب
هل
کتیرا
مغز های گیاهی
اقسام بزرک
گشنیز، سکنجبین، عسل
بادام هندی
مصطکی، عسل، ربوب ترش،
بادام درختی تلخ
عسل، خشخاش، بادام شیرین
بادام کوهی
مصطکی، عسل
بنه(پسته کوهی)
گلاب، رب ریواس، سکنجبین، ربوب ترش
پسته
زردآلو، انار ترش، سرکه، سکنجبین، آلو
تخم آفتابگردان
آبغوره، آب انار، سرکه
چلغوزه
خشخاش، عسل, سکنجبین، میوه های ترش
فندق
آب عسل، شکر سرخ، شربت به، سکنجبین
گردو
انار ترش، سکنجبین، خشخاش، ترشی های طبیعی
غذاهای فراوری شده
روغن زیتون
مغزگردو، مغز بادام، سرکه، عسل، شیرینی های طبیعی
شکر سرخ یا سفید
کاهو، به، بادام، شیر تازه دوشیده شده، ترشی های طبیعی
شیره خرما
سرکه، بادام درختی، سکنجبین، ترشی های طبیعی
عسل
آب انار ترش، آب لیمو، آب بالنگ، سرکه، گشنیز
غذاها با مزاج گرم و تر مخصوص رژیم غذائی سوداوی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
شیر گوسفند تازه
عسل، گلاب
کره
عسل، شکر سرخ، ادویه قابضه
ماست چکیده
مغزگردو، آویشن، عسل، نعناع خشک، سبزی های معطر
انواع ریشه ها
انواع ترب
نمک، عسل، زیره خیسانده شده در سرکه
زردک
انیسون، ادویه گرم
سیب زمینی ترشی
دارچین، عسل، سکنجبین، سرکه و خردل، میخک
شلغم
فلفل، زیره، گلنگبین، سکنجبین، شکر سرخ، خردل، سرکه
هویج
انیسون، ادویه گرم
توت و بذرهای ملین
اقسام توت
سکنجبین ترش، گوارش کمونی ( زیره ای)
خاکشیر
کتیرا، عسل
صیفی ها
خربزه، طالبی، گرمک
آب انار ترش، سرکه
خیار چنبر
مصطکی، انیسون
انواع سبزی ها
تربچه
نمک، عسل، زیره خیسانده شده در سرکه
حبوبات
گندم
سرکه کهنه، شیرینی های طبیعی
اقسام لوبیا
دارچین، زنجبیل، خردل، زیره، نمک، روغنزیتون، آویشن، فلفل، پختن با گوشت حیوان جوان
میوه ها
انجیر تازه
سکنجبین، شربت ریواس، شربت بالنگ
انجیر خشک
گردو، آویشن، انیسون، بادام
انگور
تخم کرفس، غذاهای ترش، سکنجبین
خرما
آب انار، بادام، سکنجبین، خشخاش، گلاب، سرکه، کاهو
زرد آلو رسیده
عسل، انیسون، زنیان، مصطکی، زیره، روغن زیتون
سیب
دارچین، گلنگبین، غذاهای لطیف
قیسی
عسل، انیسون، زنیان، مصطکی، زیره
گلابی شیرین
عسل، دارچین، هل، رازیانه، مبای زنجبیل، کندر، زیره
گیلاس
مسهل هل و ملین ها
موز
نمک، مربای زنجبیل، عسل، سکنجبین بزوری معتدل
مویز
سکنجبین، خَشخاش، عناب، آب میوه های ترش
گوشت ها
بو قلمون
گشنیز، سماق
گوساله
گشنیز، سماق، مرزه
گوسفند
گشنیز، سماق، مرزه
پاچه
گلپر، سرکه، مرزه، زنجبیل، دارچین
جگر سفید
شاه زیره، خیساندن در سرکه و سپس کباب نمودن، دارچین
جگر سیاه
ادویه گرم، نمک،دارچین،گشنیز، شاه زیره، سرکه،کباب نمودن
زبان
طبخ با سرکه و یاگشنیز خشک،زیره، خولنجان، مرزه
مغز
نمک، آویشن، دارچین، زیره، ترشی های طبیعی
غاز
آب انار، زیره، دارچین، فلفل، زنجبیل
سار
آب انار، آبغوره، سکنجبین ترش مزه، دارچین، هل
مرغ محلی
ادویه گرم، سکنجبین
میگو
سرکه، شربت انار، شاه زیره، نعناع
ادویه ها
گل گاوزبان
صندل سفید
مغزهای گیاهی
بادام درختی شیرین
مصطکی، عسل، ربوب ترش
تخم خربزه
بنفشه، عسل
تخم طالبی
بنفشه، عسل
کنجد
عسل
بادام زمینی
مصطکی، عسل
غذا های فراوری شده
ارده
سرکه، عسل
روغن بادام تلخ
عسل
روغن کنجد
عسل
شیره انگور
تخم ریحان، خشخاش
غذاهائی با مزاج سرد و تر مخصوص رژیم غذائی صفراوی ها
غذاهائی با مزاج سرد و تر مخصوص رژیم غذائی صفراوی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
پنیر تازه
مغز کردو، آویشن، عسل، نعناع خشک، سبزی های معطر
خامه
عسل
دوغ و ماست
زنیان، نعناع، آویشن، سیر، کاکوتی، زیتون، سیاه دانه، پونه
سر شیر
عسل
شیر پاستوریزه
عسل، گلاب
ریشه ها
سیب زمینی
دارچین، زنجبیل، آویشن شیرازی
توت ها و بذر های ملین
اسفرزه
عسل، سکنجبین عنصلی
توت فرنگی
عسل
صیفی ها
خیار بوته ای
نمک، رازیانه، زنیان، مویز، عسل، زیره، پوست کندن
اقسام کدو
آب عسل، میخک، زیره، نعناع، نمک، روغن زیتون، فلفل، خردل، آبغوره
گوجه فرنگی
روغن زیتون
هندوانه
پوست هندوانه، عسل، گلنگبین
سبزی ها
اسفناج
پختن با روغن بادام، روغن گاوی تازه، دارچین، فلفل
بامیه
ادویه های گرم
خُرفه
کرفس، نعناع، مصطکی
قارچ خوراکی
خردل، پختن با نمک و شوید، روغن کنجد و زیتون، پونه، آویشن، فلفل، زنجبیل، زیره
کاسنی
شکر سرخ، شربیت بنفشه، سکنجبین، دارچین، هل
کاهو
نعناع، کرفس، زیره، مصطکی، سکنجبین، هلیله
لوبیا سبز
دارچین، زنجبیل، خردل، زیره، نمک، روغن زیتون، آویشن، فلفل، طبخ با گوشت حیوان جوان
حبوبات
باقلا تازه
عسل، پوست کندن، جوشاندن در آب و ریختن آب آن پس از پختن، روغن بادام، پونه، مرزه، فلفل، دارچین، آویشن، زیره، گلپر
نخود سبز
آویشن، دارپین، زنجبیل، فلفل سیاه
میوه ها
آلو و آلوچه
عناب، گلنگبین، کندر، عسل، زنیان، زیره، روغن زیتون
انار شیرین
زنجبیل پرورده، انار ترش
پرتقال
عسل، گلنگبین
دارابی
عسل، گلنگبین
شفتالو
عسل، مربای زنجبیل
شلیل
عسل، گلنگبین، انیسون، زنیان، مصطکی، روغن زیتون
کیوی
عسل، گلنگبین
لیمو شیرین
عسل، گلنگبین
نارنگی
عسل، گلنگبین
هلو
عسل، مربای زنجبیل
آناناس
آب انار، آب لیمو، عسل
گوشت ها
انواع ماهی
پختن با دنبه یا کنجد، زنجبیل، آویشن، عسل، گلنگبین، ادویه گرم
مغز های گیاهی
به دانه
رازیانه، عسل
تخم کدو
عسل، گلنگبین
تخم هندوانه
عسل، گلنگبین
خشخاش
عسل، مصطکی
غذاهائی با مزاج سرد و خشک مخصوص رژیم غذائی دموی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
قراقروط
انواع فلفل، زیره، سیاه دانه
کشک
گلنگبین، سیر، نعناع خشک، پونه کوهی
توت ها و بذرهای ملین
بارهنگ
عسل، مصطکی
تمشک
عسل
شاه توت
عسل، آب انار، انار، اطریفل صغیر
سبزی ها
ترشک
شربت ها، رازیانه، شکر سرخ
ریباس (ریواس)
شربت عود، انیسون، عسل
گشنیز
سکنجبین، زرده تخم مرغ با فلفل و نمک، آب مرغ، دارچین
حبوبات
ارزن
عسل
باقلا خشک
عسل، پوست کندن، جوشاندن در آب و ریختن آب آن پس از پختن، روغن بادام، پونه، مرزه، فلفل، دارچین، آویشن، زیره، گلپر
برنج
خیساندن در آب و نمک، زعفران، زیره سیاه، شوید
جو
رازیانه، شیرینی های طبیعی، انسیون، روغن های گیاهی
ذرت
شیرینی های طبیعی، روغن های گیاهی
عدس
مرزه، روغن بادام، سرکه، گلپر، پختن با گوشت حیوان جوان، روغن کنجد تازه، پونه، زعفران، روغن گاو
ماش
خشخاش، زیره، شوید، سکنجبین ساده، گلنگبین
میوه ها
آلبالو
عسل
ازگیل
انسیون، عسل، عود هندی
انار ترش
عسل
بالنگ
عسل، بنفشه، شربت انجیر، شربت خشخاش
تمر هندی
کتیرا، خشخاش، عناب، بنفشه، لعاب به دانه
زالزالک
انیسون، عسل، عود هندی
زرشک
میخک، شکر سرخ و شیرینی های طبیعی
میوه ها
زغال اخته
عسل، گلنگبین
سنجد
عسل، شکر سرخ
غوره
گلنگبین، شربت خشخاش، انیسون
کُنار
سکنجبین، گلنگبین، مصطکی
گریپ فروت
عسل، گلنگبین
لیمو عمانی
عسل، گلنگبین
نارنج
عسل، گلنگبین
ولیک
عسل، گلنگبین
گوشت ها
بز
نمک، فلفل، پیاز، دارچین، زیره، میخک، بادام، نارگیل، خرما
قلوه
کباب با روغن زیتون، نمک، فلفل، دارچین، مصطکی، شاه زیره
سیرابی
گلپر، سرکه، مرزه، زنجبیل، دارچین
ادویه
سماق
انیسون، مصطکی، طبخ با بادمجان
قهوه
زعفران، گلاب، روغن پسته، زنجبیل
نشاسته
کرفس، میخک، شیرینی های طبیعی
مغزهای گیاهی
بلوط خوراکی
سکنجبین، عسل
شاه بلوط
سکنجبین، عسل
شاه دانه
کتیرا، زرشک
غذاهای فراوری شده
سرکه
شیرینی های طبیعی، روغن بادام شیرین
پرسشنامه تشخیص مزاج و شرح حال
سودا
بلغم
دم
صفرا
علائم بالینی
سودا
بلغم
دم
صفرا
علائم بالینی
سفیدی چشم مایل به زردی
چشم
عرق کردن سر
سر
سر
سفیدی چشم مایل به سرخی
احساس سنگینی در سر
سفیدی چشم مایل به سفیدی
احساس افسردگی
اعصاب
و
روان
سفیدی چشم مایل به تیرگی
احساس نشاط شادی
وجود ژفک نرم و سفید
عصبی مزاج و تندخو
وجود ژفک خشک و زرد
آرام و بی خیال
وجود کبودی دور چشم
عجول
باد کردگی اطراف چشم
صبور
ضعیف بودن چشم
زود رنج و درون گرا
شب کوری
زود رنج و برون گرا
گود بودن چشم
منفی گرا و بدبین و نا امید
رنگ عنبیه مشکی یا میشی
مثبت گرا خوشبین
رنگ عنبیه سبز یا زرد
دارای حافظه ضعیف
سنگینی بودن گوش
گوش
دارای حافظه قوی
تیز بودن شنوایی (گرمایی)
حساس و درون گرا
تیز بودن شنوایی (سرمایی)
حساس و برون گرا
وجود ورم بیخ گوش
کینه جو
خشک بودن بینی
بینی
دارای ترافیک ذهنی
دفع اخلاط مداوم از بینی
مضطرب و ترسو
آبریزش بینی
مضطرب و عصبی و درگیر
بسته بودن راه تنفس از بینی
حاضر جواب
وجود خون دماغ
دارای خواب سبک
خواب
خشکی دهان
دهان
و
زبان
دارای خواب سنگین و مفید
جاری شدن آب دهان
دارای خواب سنگین و غیر مفید
رنگ زبان زرد
سخت به خواب رفتن (گرمایی)
رنگ زبان سرخ (رنگ زرشک)
سخت به خواب رفتن (سرمایی)
رنگ زبان سفید (حاوی بار)
حرف زدن در خواب
رنگ زبان تیره وکدر
ترسناک، افتادن، سیاهی
خواب
دیدن
زبان دارای شیار های عمیق
دعوا، آتش، گرمی، زردی
زبان صاف
شادی، خون، سرخی
تلخی صبحگاهی دهان
دریا، برف و باران، سفیدی
سودا
بلغم
دم
صفرا
علائم بالینی
سودا
بلغم
دم
صفرا
علائم بالینی
هضم ضعیف
دستگاه
گوارش
احساس شوری دهان
دهان
و
زبان
تشنگی زیاد
نبود مزه خاص در دهان
تشنگی کم
ایجاد مداوم افت در دهان
احساس تهوع
زبان صاف آب دهان لزج
اسپاسم و سوزش دهانه معده
زبری و خشکی زبان
آروغ ترش
تحلیل رفتن مینای دندان
دندان
برگشت اسید معده به مری
سفید بودن رنگ خلط دفعی
گلو
و
ریه
قار و قور شکم
تیره بودن رنگ خلط دفعی
یبوست با رنگ مدفوع تیره
زرد بودن رنگ خلط دفعی
یبوست با رنگ مدفوع زرد
ترش بودن خلط دفعی
وجود اسهال در حالت استرس
شور بودن خلط دفعی
وجود نفخ روده
تلخ بودن خلط دفعی
مدفوع تکه تکه همراه با باد
بی مزه بودن خلط دفعی
وجود بواسیر
اسپاسم عضلات حلق و حنجره
مدفوع بدبو
تنفس سریع
زرد
رنگ ادرار ناشتا
دستگاه ادراری
دارای تپش قلب
قلب
و
گردش خون
سرخ
دارای فشار خون بالا
سفید
سرد بودن انگشتان دست و پا
تیره و کدر
گیج رفتن سر موقع برخاستن
وجود سنگ کلیه
برجستگی رگها
وجود سنگ مثانه
وجود واریس
ادرا با فشار و سوزناکی
علاقمندی به مزه ترش
دستگاه
گوارش
احتباس ادرار
علاقمندی به مزه شور
تکرار ادرار
علاقمندی به مزه شیرین
صدا دادن مفاصل
دستگاه حرکتی
علاقمندی به مزه تندی
ورم مفاصل
کهیر زدن با مصرف شیرینیجات
درد مفاصل
افت سریع فشار با مصرف ترشیجات
اسپاسم عضلات پشت ساق
افت دمای بدن با سردی ها
گرفتگی عضلات
اشتها زیاد
توانایی حرکت سریع
اشتها کم
حرکات بدنی کند
وجود اشتهای کاذب
سودا
بلغم
دم
صفرا
علائم بالینی
سودا
بلغم
دم
صفرا
علائم بالینی
وجود خال های زرد
پوست
پهلو ها سنگین
دستگاه حرکتی
وجود خال های سرخ
خواهان استراحت
وجود کک مک
کش و قوس آمدن
وجود زگیل
داشتن رعشه
خارش در پوست
عضلانی یا چاق عضلانی
تیپ
بدنی
قاچ خوردن ناخن
استخوانی
وجود جوش های قرمز
چاق
وجود جوش های زرد
لاغر و گرمایی
وجود جوش های سیاه
لاغر و سرمایی
وجود جوش های چرکین
لاغر با رنگ های برجسته
سیاه و مشکی
مو
پوست
و مو
بور( زرد طلایی)
سفید و خاکستری
کم پشت
پر پشت
رشد مو سریع
مو صاف
شوره سر
پر مویی بدن
سفید کاغذی
پوست
زرد یا سفید مایل به زردی
تاریخ
گندمی
نام:
نام خانوادگی:
سرخ رنگ (گلگون)
سن:
نوع مزاج:
خشک و سرد
قد:
وزن قبل از سی سالگی:
خشک و گرم
وزن:
سرمایی یا گرمایی:
مرطوب و سرد
گروه خونی:
داروی مصرفی:
مرطوب و گرم
علت مراجعه:
ترک در پوست
پوسته پوسته شدن پوست
بیماری های قبلی:
احساس گز گز شدن
تاول در پوست
وجود خال های سیاه
منابع:
1. ابوعلی سینا ، قانون در طب، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی (ههژار)، انتشارات سروش، 1368.
2. ابن ابی اصیبعه، عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ج 1، ترجمه سید جعفر غضبان، نشر موسسه تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران، 1386.
3. حکیمی ارزانی، مفرح القلوب،شرح قانونچه.
4. حسین بن عبدالله پورسینا، اشارات و تنبیهات، ترجمه و شرح حسن ملکشاهی، ج1، تهران، انتشارات سروش، 1368.
5. جرجانیسید اسماعیل، الاغراض الطبیه و المباحث العلائیه،تصحیح و تحقیق دکتر حسن تاج بخش، انتشارات دانشگاه تهران باهمکاری فرهنگستان علوم، چاپ اول، بهار 1384.
6. عقیلی خراسانیمحمدحسین، خلاصه الحکمه، تصحیح اسماعیل ناظم، موسسه احیاء طب طبیعی و موسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی ومکمل، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1386.
7. گیلانی محمد کاظم،حفظالصحه ناصری، تصحیح دکتر رسول چوپانی، طرح احیای میراث مکتوب طب سنتیایران، انتشارات المعی، 1387.
8. محمودبن محمدبن عمر چغمینی، قانونچه در طب، ترجمه دکتر محمدتقی میر، انتشارات دانشگاه علومپزشکیایران، تهران، 1383.
9. میرزا علیخان ناصرالحکما، حفظ صحت،تصحیح دکتر ناصر رضاییپور و دکتر محسن عابدی، طرح احیای میراث مکتوب طب سنتیایران، انتشارات المعی، 1387.
10. منتظر رضا، طب اسلامی گنجینه تندرستی، انتشارات نسل نیکان، تهران 1389.
11. دکترمحسن ناصری، دکتر حسین رضاییزاده، دکتر رسول چوپانی، دکتر مجید انوشیروانی،مروری بر کلیات طب سنتیایران (ویرایش دوم)، موسسه نشر شهر، 1388.
12. دکتر مجید انوشیروانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران.
13. مقاله مرضیه جباری پزشک، دستیار دکترای تخصصی طب سنتی ایران.
14. مقاله دکتر مهدی فلاح، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.
15. مقاله وحیده حداد، کارشناس ارشد الهیات ـ فلسفه و علوم اسلامی.
16. دکتر حسین خیراندیش، سخنرانی و مقالات
17. دکتر روازاده
آموزههای شفاهی
استاد عبدالله ددهزاده، جهاد دنشگاهی، دانشگاه تبریز
تقدیم به همهی کسانی که در راه سلامت و سعادت انسانها قدم بر میدارند.
نادر گوهر مطهر
تبریز، آبان 1397
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر
یک مقاله منتشر کرده.
به نام خدا
جدول شماره 4: رژیم غذایی بر اساس مزاجها
اخلاط
پرهیزات (حداقل مصرف)
موارد مصرفی (افزایش مصرف)
1
دَم
گرم و تر
گوشت، زنجبیل، دارچین، بادام، ادویهجات تند، فلفل، عسل، زیتون، مربا، خربزه، شیرینجات، حلوا، دل و جگر و قلوه، انگور، کشمش، ارده، شیره خرما، مالت
آلوچه، آبلیمو، آبغوره، هندوانه، دوغ، ماست، مرکبات، خیار، کاهو، کیوی، آب خنک، آب انار، آش تمر، به، آب آلو، هندوانه، گوشت گاو، کشک، سماق، زغال اخته
2
بلغم
سرد و تر
شیر، ماست، دوغ، پنیر، خامه، کره، کاهو، خیار، کیوی، گیلاس، آلبالو، سیب ترش، گلابی، کرفس، قارچ، کدو، نارنگی، طالبی، هندوانه، سس مایونز، گوجه، آبلیمو، ماهی، گوشت مرغ، آلو
زیتون، روغن زیتون، گوشت گوسفند، حلوا، انجیر، آویشن، شاهدانه، پونه، شوید، سنگدان مرغ، خرما، زیره، هل، نعنا، ترب، فلفل، سیر، زنجبیل، دارچین، آش فلفل، موز، نمک، کشمش، گردو، بَزَرک، نبات، ارده و شیره خرما، حلوا، پسته، فندق، آفتابگردان، مرزه، تره، پیاز، ترخون
3
سودا
سرد و خشک
نمک، گوشت نمک سودشده، ترشیجات، شوریجات، بادنجان، آبلیمو، پرتقال، انارترش، کیوی، آلوچه، آلبالو، سیب ترش، تمرهندی، کشک، عدس، قهوه، نسکافه،گوشت گاو، دوغ ترش، نوشابه، قره قوت، سماق، تمرهندی، سوسیس، کالباس، گوشت اردک، چای پر رنگ، غذای بیات
کاهو با سکنجبین، هندوانه با عسل، زیتون، شیر و عسل، خرما، سوپ جو، گوشتهای شکاری، انگور، کشمش، انجیر، گردو، بادام، شیرگوسفند، ارده و شیره خرما، حلوا، مالت، شکر سرخ، سیب شیرین، فندق
4
صفرا
گرم و خشک
اکثر ادویه جات گرم، شوریجات، شیرینیجات، فلفل، پیاز، سیر، دارچین، زنجبیل، زیره، ترب، تربچه، خربزه، سرخ کردنیها، عسل، موز، تره
آب زرشک، آب انار، لیمو عمانی، آش، عدس، گشنیز، گل سرخ پاک کرده، آب عسل با لیمو ترش، آب پرتقال، شکر سرخ، آش جو، کاهو، هندوانه، دوغ با گل سرخ، کرفس، قارچ، کدو، خیار، گوجه فرنگی، ماست، دوغ، هویچ، آلو بخارا، ماهی، شفتالو، هلو، شیربرنج
5
معتدل
سوسیس وکالباس، نوشابه، ادویهجات تند، آب سخت، مشروبات الکلی، نمک زیاد، گوشت گاو، نان بربری، پنیر تازه، سس مایونز، سرخ کردنیها، آب میان غذا، چربی جامد وحیوانی، غذاهای نمک سود شده، جگرمرغ
گوشت گوسفند، نان سنگگ، پاچه گوسفند، شیرگاو، روغن زیتون، میوهها و سبزیهای بومی و فصلی، مصرف مواد غذایی با کمترین فرآوری غیر ضروری در حد اعتدال و با مصلح، اولویت مصرف با مواد غذایی بومی و فصلی است
جدول شماره (5): غذاها و مُصلحات
غذاها با مزاج گرم و خشک مخصوص رژیم غذائی بلغمی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
پنیر کهنه
مغز گردو، آویشن، عسل، نعناع خشک، سبزی های معطر
ریشه ها
پیاز
شستن آن با آب و نمک، سرکه، آب انار، کاسنی
چغندر
خردل، آبغوره، پختن با عدس، شربت بالنگ، سرکه
سیر
پختن در آب و نمک، روغن بادام، کره، گشنیز، سکنجبین، انار ترش
کلم قمری
آویشن، پونه، انیسون، دارچین
موسیر
پختن آن در آب و نمک، روغن بادام، کره، سکنجبین
توت ها و بذرهای ملین
تخم ریحان
مرزنجوش
فرنجمشک
بنفشه، سکنجبین
صیفی ها
بادمجان
پختن با گوشت بره، روغن گاوی تازه، سرکه، زیره، گلپر، انار و دانه انار
فلفل سبز
صمغ عربی، صندل، گلاب
سبزی ها
برگ چغندر
خردل، آبغوره، پختن با عدس، شربت بالنگ
پونه
آرد بلوط، رب مورد، سرکه
پیازچه
شستن آن با آب و نمک، سرکه، آب انار، کاسنی
ترخون
عسل، کرفس
سبزی ها
تره
گشنیز، کاسنی تازه
تره تیزک(شاهی)
کاسنی، خرفه، سرکه
جعفری
سویق،بادرنجبویه، ترشی های طبیعی، کاسنی
رازیانه
صندل، سکنجبین
ریحان
نیلوفر
سی سنبر (سرسم)
کتیرا
شاهتره
کاسنی، هلیله زرد
شبدر
کاسنی
شنبلیله
سکنجبین، انیسون، کاسنی، برگ اسفناج، برگ خرفه
شوید (شبت)
آبلیمو، آبغوره، ترشی های طبیعی، سکنجبین ساده
کرفس
انیسون
اقسام کلم بستانی
سکنجبین، پختن با گوشت حیوان، روغن بادام، خردل
کنگر آبی
عناب
کنگر فرنگی
ادویه گرم، سرکه، روغن زیتون
کنگر وحشی
سرکه، ترشی
گزنه
آب میوه های سرد، زعفران
سبزی ها
مارچوبه
عسل، سرکه، سکنجبین
مرزه
سرکه
نعناع
کرفس
والک
گشنیز، کاسنی تازه
حبوبات
جوی دوسر (چاودار)
کتیرا
لپه
کتیرا
نخود
خشخاش، زیره، شوید، سکنجبین ساده، گلنگبین
میوه ها
انبه
زنجبیل، نمک، مویز، شربت زرشک، روغن زیتون
به
عسل، انیسون، مربا نمودن آن با عسل
زیتون
مغز گردو، مغز بادام، سرکه، عسل، شیرینی های طبیعی
نارگیل
عسل، میوه های ترش، لیمو، هندوانه
گوشت ها
آهو
سماق، گشنیز، مرزه، پختن با روغن بادام یا کنجد، سکنجبین
اردک
پختن با سرکه، کرفس، پونه، نخود، شوید، تره، دارچین، سکنجبین
بلدرچین
روغن کنجد، روغن بادام، آب انار، روغن زیتون
گاو
دارچین، فلفل، زنجبیل، پیاز، سکنجبین، گلپر، سیر، تره تیزک، زیره
گوشت ها
گوزن
سرکه، آبغوره، روغن های گیاهی
دل
آویشن، زیره، فلفل، گلپر، خواباندن در روغن کنجد و بعد کباب کردن
شتر
جوشاندن با روغن زیتون، پختن با نمک و شوید، فلفل، سرکه، زیره
شتر مرغ
سرکه، روغن
قرقاول
سکنجبین
گنجشک
آب انار، آبغوره، سکنجبین ترش، دارچین، هل
کبوتر
پختن با آبغوره و سرکه، کاسنی، کرفس، سماق، شوید، تره، نخود
کبک
ترشی های طبیعی، سکنجبین
خروس
سرکه، آبغوره، روغن های گیاهی، ادویه گرم، سکنجبین
تخم ماهی
زنجبیل، سکنجبین
کباب
سماق، گشنیز، فلفل، سکنجبین، اطریفل
ادویه ها
آویشن
سرکه انگور
افتیمون
زعفران، کتیرا، روغن بادام، صمغ عربی
انیسون
رازیانه، سکنجبین
اسپند
میوه های ترش، سکنجبین
اسطوخدوس
سکنجبین
ادویه ها
بادرنجبویه
صمغ عربی، کندر
برگ بو
کتیرا
پونه
کتیرا
تخم کافشه
انیسون، شیرینی های طبیعی
چای سبز و سیاه
شیر بز، بادیان خطایی، مشک، دارچین، زنجبیل
خردل
روغن بادام، کاسنی، سرکه
دارچین
کتیرا، مصطکی
رازیانه
صندل، سکنجبین
رزماری
سکنجبین
زرد چوبه
آب لیمو، آب بالنگ
زعفران
انیسون، سکنجبین
زنجبیل
عسل، روغن بادام
زنیان
گشنیز، باقلا
زیره
عسل، کتیرا
سیاه دانه
در سرکه خیساندن، کتیرا
فلفل
روغن گیاهی سرد، عسل
ادویه ها
کاکائو
زعفران، روغن پسته، گلاب
گلپر
خیساندن در سرکه، بوئیدن کافور و یا گلاب، رازیانه، تخم خیارین
میخک
صمغ عربی
نمک
روغن بادام، آویشن، گوشت حیوان جوان فربه
وانیل
زعفران، روغن پسته، گلاب
هل
کتیرا
مغز های گیاهی
اقسام بزرک
گشنیز، سکنجبین، عسل
بادام هندی
مصطکی، عسل، ربوب ترش،
بادام درختی تلخ
عسل، خشخاش، بادام شیرین
بادام کوهی
مصطکی، عسل
بنه(پسته کوهی)
گلاب، رب ریواس، سکنجبین، ربوب ترش
پسته
زردآلو، انار ترش، سرکه، سکنجبین، آلو
تخم آفتابگردان
آبغوره، آب انار، سرکه
چلغوزه
خشخاش، عسل, سکنجبین، میوه های ترش
فندق
آب عسل، شکر سرخ، شربت به، سکنجبین
گردو
انار ترش، سکنجبین، خشخاش، ترشی های طبیعی
غذاهای فراوری شده
روغن زیتون
مغزگردو، مغز بادام، سرکه، عسل، شیرینی های طبیعی
شکر سرخ یا سفید
کاهو، به، بادام، شیر تازه دوشیده شده، ترشی های طبیعی
شیره خرما
سرکه، بادام درختی، سکنجبین، ترشی های طبیعی
عسل
آب انار ترش، آب لیمو، آب بالنگ، سرکه، گشنیز
غذاها با مزاج گرم و تر مخصوص رژیم غذائی سوداوی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
شیر گوسفند تازه
عسل، گلاب
کره
عسل، شکر سرخ، ادویه قابضه
ماست چکیده
مغزگردو، آویشن، عسل، نعناع خشک، سبزی های معطر
انواع ریشه ها
انواع ترب
نمک، عسل، زیره خیسانده شده در سرکه
زردک
انیسون، ادویه گرم
سیب زمینی ترشی
دارچین، عسل، سکنجبین، سرکه و خردل، میخک
شلغم
فلفل، زیره، گلنگبین، سکنجبین، شکر سرخ، خردل، سرکه
هویج
انیسون، ادویه گرم
توت و بذرهای ملین
اقسام توت
سکنجبین ترش، گوارش کمونی ( زیره ای)
خاکشیر
کتیرا، عسل
صیفی ها
خربزه، طالبی، گرمک
آب انار ترش، سرکه
خیار چنبر
مصطکی، انیسون
انواع سبزی ها
تربچه
نمک، عسل، زیره خیسانده شده در سرکه
حبوبات
گندم
سرکه کهنه، شیرینی های طبیعی
اقسام لوبیا
دارچین، زنجبیل، خردل، زیره، نمک، روغنزیتون، آویشن، فلفل، پختن با گوشت حیوان جوان
میوه ها
انجیر تازه
سکنجبین، شربت ریواس، شربت بالنگ
انجیر خشک
گردو، آویشن، انیسون، بادام
انگور
تخم کرفس، غذاهای ترش، سکنجبین
خرما
آب انار، بادام، سکنجبین، خشخاش، گلاب، سرکه، کاهو
زرد آلو رسیده
عسل، انیسون، زنیان، مصطکی، زیره، روغن زیتون
سیب
دارچین، گلنگبین، غذاهای لطیف
قیسی
عسل، انیسون، زنیان، مصطکی، زیره
گلابی شیرین
عسل، دارچین، هل، رازیانه، مبای زنجبیل، کندر، زیره
گیلاس
مسهل هل و ملین ها
موز
نمک، مربای زنجبیل، عسل، سکنجبین بزوری معتدل
مویز
سکنجبین، خَشخاش، عناب، آب میوه های ترش
گوشت ها
بو قلمون
گشنیز، سماق
گوساله
گشنیز، سماق، مرزه
گوسفند
گشنیز، سماق، مرزه
پاچه
گلپر، سرکه، مرزه، زنجبیل، دارچین
جگر سفید
شاه زیره، خیساندن در سرکه و سپس کباب نمودن، دارچین
جگر سیاه
ادویه گرم، نمک،دارچین،گشنیز، شاه زیره، سرکه،کباب نمودن
زبان
طبخ با سرکه و یاگشنیز خشک،زیره، خولنجان، مرزه
مغز
نمک، آویشن، دارچین، زیره، ترشی های طبیعی
غاز
آب انار، زیره، دارچین، فلفل، زنجبیل
سار
آب انار، آبغوره، سکنجبین ترش مزه، دارچین، هل
مرغ محلی
ادویه گرم، سکنجبین
میگو
سرکه، شربت انار، شاه زیره، نعناع
ادویه ها
گل گاوزبان
صندل سفید
مغزهای گیاهی
بادام درختی شیرین
مصطکی، عسل، ربوب ترش
تخم خربزه
بنفشه، عسل
تخم طالبی
بنفشه، عسل
کنجد
عسل
بادام زمینی
مصطکی، عسل
غذا های فراوری شده
ارده
سرکه، عسل
روغن بادام تلخ
عسل
روغن کنجد
عسل
شیره انگور
تخم ریحان، خشخاش
غذاهائی با مزاج سرد و تر مخصوص رژیم غذائی صفراوی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
پنیر تازه
مغز کردو، آویشن، عسل، نعناع خشک، سبزی های معطر
خامه
عسل
دوغ و ماست
زنیان، نعناع، آویشن، سیر، کاکوتی، زیتون، سیاه دانه، پونه
سر شیر
عسل
شیر پاستوریزه
عسل، گلاب
ریشه ها
سیب زمینی
دارچین، زنجبیل، آویشن شیرازی
توت ها و بذر های ملین
اسفرزه
عسل، سکنجبین عنصلی
توت فرنگی
عسل
صیفی ها
خیار بوته ای
نمک، رازیانه، زنیان، مویز، عسل، زیره، پوست کندن
اقسام کدو
آب عسل، میخک، زیره، نعناع، نمک، روغن زیتون، فلفل، خردل، آبغوره
گوجه فرنگی
روغن زیتون
هندوانه
پوست هندوانه، عسل، گلنگبین
سبزی ها
اسفناج
پختن با روغن بادام، روغن گاوی تازه، دارچین، فلفل
بامیه
ادویه های گرم
خُرفه
کرفس، نعناع، مصطکی
قارچ خوراکی
خردل، پختن با نمک و شوید، روغن کنجد و زیتون، پونه، آویشن، فلفل، زنجبیل، زیره
کاسنی
شکر سرخ، شربیت بنفشه، سکنجبین، دارچین، هل
کاهو
نعناع، کرفس، زیره، مصطکی، سکنجبین، هلیله
لوبیا سبز
دارچین، زنجبیل، خردل، زیره، نمک، روغن زیتون، آویشن، فلفل، طبخ با گوشت حیوان جوان
حبوبات
باقلا تازه
عسل، پوست کندن، جوشاندن در آب و ریختن آب آن پس از پختن، روغن بادام، پونه، مرزه، فلفل، دارچین، آویشن، زیره، گلپر
نخود سبز
آویشن، دارپین، زنجبیل، فلفل سیاه
میوه ها
آلو و آلوچه
عناب، گلنگبین، کندر، عسل، زنیان، زیره، روغن زیتون
انار شیرین
زنجبیل پرورده، انار ترش
پرتقال
عسل، گلنگبین
دارابی
عسل، گلنگبین
شفتالو
عسل، مربای زنجبیل
شلیل
عسل، گلنگبین، انیسون، زنیان، مصطکی، روغن زیتون
کیوی
عسل، گلنگبین
لیمو شیرین
عسل، گلنگبین
نارنگی
عسل، گلنگبین
هلو
عسل، مربای زنجبیل
آناناس
آب انار، آب لیمو، عسل
گوشت ها
انواع ماهی
پختن با دنبه یا کنجد، زنجبیل، آویشن، عسل، گلنگبین، ادویه گرم
مغز های گیاهی
به دانه
رازیانه، عسل
تخم کدو
عسل، گلنگبین
تخم هندوانه
عسل، گلنگبین
خشخاش
عسل، مصطکی
غذاهائی با مزاج سرد و خشک مخصوص رژیم غذائی دموی ها
دسته غذائی
نوع غذا
مُصلح
لبنیات
قراقروط
انواع فلفل، زیره، سیاه دانه
کشک
گلنگبین، سیر، نعناع خشک، پونه کوهی
توت ها و بذرهای ملین
بارهنگ
عسل، مصطکی
تمشک
عسل
شاه توت
عسل، آب انار، انار، اطریفل صغیر
سبزی ها
ترشک
شربت ها، رازیانه، شکر سرخ
ریباس (ریواس)
شربت عود، انیسون، عسل
گشنیز
سکنجبین، زرده تخم مرغ با فلفل و نمک، آب مرغ، دارچین
حبوبات
ارزن
عسل
باقلا خشک
عسل، پوست کندن، جوشاندن در آب و ریختن آب آن پس از پختن، روغن بادام، پونه، مرزه، فلفل، دارچین، آویشن، زیره، گلپر
برنج
خیساندن در آب و نمک، زعفران، زیره سیاه، شوید
جو
رازیانه، شیرینی های طبیعی، انسیون، روغن های گیاهی
ذرت
شیرینی های طبیعی، روغن های گیاهی
عدس
مرزه، روغن بادام، سرکه، گلپر، پختن با گوشت حیوان جوان، روغن کنجد تازه، پونه، زعفران، روغن گاو
ماش
خشخاش، زیره، شوید، سکنجبین ساده، گلنگبین
میوه ها
آلبالو
عسل
ازگیل
انسیون، عسل، عود هندی
انار ترش
عسل
بالنگ
عسل، بنفشه، شربت انجیر، شربت خشخاش
تمر هندی
کتیرا، خشخاش، عناب، بنفشه، لعاب به دانه
زالزالک
انیسون، عسل، عود هندی
زرشک
میخک، شکر سرخ و شیرینی های طبیعی
میوه ها
زغال اخته
عسل، گلنگبین
سنجد
عسل، شکر سرخ
غوره
گلنگبین، شربت خشخاش، انیسون
کُنار
سکنجبین، گلنگبین، مصطکی
گریپ فروت
عسل، گلنگبین
لیمو عمانی
عسل، گلنگبین
نارنج
عسل، گلنگبین
ولیک
عسل، گلنگبین
گوشت ها
بز
نمک، فلفل، پیاز، دارچین، زیره، میخک، بادام، نارگیل، خرما
قلوه
کباب با روغن زیتون، نمک، فلفل، دارچین، مصطکی، شاه زیره
سیرابی
گلپر، سرکه، مرزه، زنجبیل، دارچین
ادویه
سماق
انیسون، مصطکی، طبخ با بادمجان
قهوه
زعفران، گلاب، روغن پسته، زنجبیل
نشاسته
کرفس، میخک، شیرینی های طبیعی
مغزهای گیاهی
بلوط خوراکی
سکنجبین، عسل
شاه بلوط
سکنجبین، عسل
شاه دانه
کتیرا، زرشک
غذاهای فراوری شده
سرکه
شیرینی های طبیعی، روغن بادام شیرین
منابع:
1. ابوعلی سینا، قانون در طب، ترجمه عبدالرحمن شرفکندی (ههژار)، انتشارات سروش، 1368.
2. ابن ابی اصیبعه، عیون الانباء فی طبقات الاطباء، ج 1، ترجمه سید جعفر غضبان، نشر موسسه تاریخ پزشکی، طب اسلامی و مکمل دانشگاه علوم پزشکی ایران، 1386.
3. حکیمی ارزانی، مفرح القلوب، شرح قانونچه.
4. حسین بن عبدالله پورسینا، اشارات و تنبیهات، ترجمه و شرح حسن ملکشاهی، ج1، تهران، انتشارات سروش، 1368.
5. جرجانیسید اسماعیل، الاغراض الطبیه و المباحث العلائیه، تصحیح و تحقیق دکتر حسن تاج بخش، انتشارات دانشگاه تهران باهمکاری فرهنگستان علوم، چاپ اول، بهار 1384.
6. عقیلی خراسانیمحمدحسین، خلاصه الحکمه، تصحیح اسماعیل ناظم، موسسه احیاء طب طبیعی و موسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی ومکمل، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1386.
7. گیلانی محمد کاظم، حفظالصحه ناصری، تصحیح دکتر رسول چوپانی، طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران، انتشارات المعی، 1387.
8. محمودبن محمدبن عمر چغمینی، قانونچه در طب، ترجمه دکتر محمدتقی میر، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی ایران، تهران، 1383.
9. میرزا علیخان ناصرالحکما، حفظ صحت، تصحیح دکتر ناصر رضاییپور و دکتر محسن عابدی، طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران، انتشارات المعی، 1387.
10. منتظر رضا، طب اسلامی گنجینه تندرستی، انتشارات نسل نیکان، تهران 1389.
11. دکترمحسن ناصری، دکتر حسین رضاییزاده، دکتر رسول چوپانی، دکتر مجید انوشیروانی، مروری بر کلیات طب سنتی ایران (ویرایش دوم)، موسسه نشر شهر، 1388.
12. دکتر مجید انوشیروانی، دانشگاه علوم پزشکی تهران.
13. مقاله مرضیه جباری پزشک، دستیار دکترای تخصصی طب سنتی ایران.
14. مقاله دکتر مهدی فلاح، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی.
15. مقاله وحیده حداد، کارشناس ارشد الهیات ـ فلسفه و علوم اسلامی.
16. دکتر روازاده
آموزههای شفاهی
استاد عبدالله ددهزاده، جهاد دنشگاهی، دانشگاه تبریز
استاد محمد عبادیانی، دانشکده طب سنتی، دانشگاه تهران
استاد حسین خیراندیش، انجمن حجامت ایران، تهران
نادر گوهر مطهر
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر
یک مقاله منتشر کرده.
به نام خدا
مزاج اعضا در مقایسه با یکدیگر
هر عضو دارای مزاجی است که شایسته و متناسب آن عضو می باشد. بعضی از این اعضا گرم و بعضی سرد یا خشک یا تر هستند.
مزاج گرم به ترتیب: قلب، کبد، ریه، گوشت، ماهیچه، طحال، کلیه، شریان ها، وریدها، پوست کف دست.
مزاج سرد به ترتیب: پیه، چربی، مو، استخوان، غضروف، رباط، وتر، غشاها، عصب، نخاع، مغز، پوست.
مزاج تر به ترتیب: چربی، پیه، مغز، نخاع، گوشت پستان و بیضه ها، شش، جگر، طحال، کلیه، ماهیچه، پوست.
مزاج خشک به ترتیب: مو و ناخن، استخوان، غضروف، رباط، وتر، غشا، شریان، ورید، عصب حرکتی، قلب، عصب حسی، پوست.
نکته: اولا منظور از گوشت در اینجا بافت عضلانی متعارف امروزی نیست، ثانیا در منابع مختلف تفاوت های جزئی در این تقسیم بندی دیده می شود ثالثا معتدل ترین عضو پوست است.
ارواح
ارواح جمع روح است و از نظر طبی متفاوت با آن تعریفی است که در عُرف شناخته شده است. در واقع روح از دیدگاه طب اخلاطی اجسام لطیفی هستند که از بخارهای اخلاط بهوجود میآیند. روح دارای لطافت، سیالیت و حرکت است.
پس روح طبی یک ماده لطیف است و با روح شرعی که بعضی حکما از آن به نفس ناطقه یاد کردهاند متفاوت است. در بعضی از کتب اینگونه ذکر شده که بین روح طبی و روح شرعی الفتی موجود است مانند زوجین و مادامی که این علاقه محکم است بدن زنده و بیدار است و هنگامی که در اثر خستگی و تَعب، قِلّت علاقه پدیدار شود، خواب حاصل میگردد و چنانچه قطع علاقه کلی صورت گیرد باعث فساد جسم و موت است.
طریق تولد روح طبی بدینگونه است که وقتی خون به بطن چپ قلب وارد میگردد نُضج یافته و لطیف میشود و بعضی از اجزایش به بخار لطیفی اِستحاله مییابد که همان روح است. پس روح از اخلاط ایجاد میشود و از هوا استنشاق نمیگردد، بدین ترتیب هنگام تناول غذا روح تقویت میگردد و با قلت غذا ضعیف میشود.
ارواح را میتوان حامل قوا در نظر گرفت یعنی قوا را از عضو مبدأ به عضو مقصد منتقل میکند ولی در عین حال حرکت روح نیز به تحریک قوت است.
تقسیم بندی روح
1. روح حیوانی
جایگاه آن درقلب است. توسط شریانها در سراسر بدن منتشر میشود و وظیفهاش رساندن نسیم تازه و دورکردن بخارات اعضاء است و در ترس و خشم موثر است.
2. روح طبیعی
جایگاه آن در کبد است. در تغذیه و رشد و نمو موثر است. از کبد توسط وریدها به تمام بدن نفوذ مییابد.
3. روح نفسانی
جایگاه آن در مغز است. در حس و حرکت و تدبیر نقش دارد و از مغز توسط اعصاب به تمام اعضاء میرسد.
قوا
قوا نیروهای انجام افعال در عضو هستند که موجب فعل و انفعالات در بدن می شوند. هر نیرو در بدن، سرمنشأ فعلی است و هر فعل نیز از نیروئی در بدن صادر می گردد. دلیل بر وجود قوت، ظهور فعل است و وجود فعل بدون مبدا محال است.
تقسیم بندی قوا
1. قوای حیوانیه
2. قوای طبیعیه
3. قوای نفسانیه
بسیاری از فیلسوفان و همه طبیبان بخصوص جالینوس بر این باورند که هر کدام از این قوای سه گانه دارای عضوی رئیس در بدن می باشند که آن عضو، کانون آن نیرو بوده و منشأ صدور افعال آن شمرده می شود.
قوای حیوانیه
کانون قوای حیوانی، قلب است.
این قوه ابزار روح حیوانی و حرارت غریزی و یاریگر روح نفسانی در ادراک حس و حرکت و تمییز است که نهایتا باعث ایجاد حرکت، انرژی و اعمال حیاتی می شود.
فایده قوه حیوانی، رساندن نسیم تازه و دور کردن بخارات اعضا و ایجاد خوف و غضب و حیات بخشیدن به بدن، حفظ حرارت غریزی و زنده نگهداشتن اعضاء است تا آمادگی پذیرش روح نفسانی و طبیعی را پیدا کند و نهایتا باعث ایجاد حرکت، انرژی و اعمال حیاتی می شود.
قوای طبیعیه
کانون قوای طبیعیه در کبد است.
این قوا در تغذیه بافتها و اندام ها نقش دارد.
قوای طبیعیه به دو قسمت تقسیم میشود
1. مخدومه
2. خادمه
قوای مخدومه از دو جنبه بررسی می شود
1. بقای شخص
2. بقای نوع
بقای شخص
غاذیه: قوه ای است که غذا را برای تغذیه بدن تعبیه می کند تا غذا شکل عضوی به خود بگیرد.
نامیه: قوه ای است که با رساندن غذا، به نمو و تناسب طبیعی بدن کمک می کند.
بقای نوع
مولِّده: پیدایش منی (مغَیِّرِه اول) و تهیه مواد اولیه اعضاء جهت قبول صورت و عمل قوه مصوره.
مصوَّره: نقشه و شکل اعضاء (مغیره ثانی) و صورت عضوی پوشاندن به ماده مستعد ایجاد شده.
قوای خادمه
تمام اندام ها براي تأمین انرژي حیاتی و رشد و نمو خود داراي چهار نوع قوت (انرژي یا عمل) هستند:
1. جاذبه: برای جذب آنچه منفعت دارد.
2. ماسکه: نگهداری مواد تا تغییرات لازم صورت گیرد.
3. هاضمه: تغییر در مواد تا به قوام شایسته هضم برسند.
4. دافعه: دفع مواد غیر ضروری از عضو.
قوای نفسانی
کانون قوای نفسانیه در مغز (دِماغ) است.
این قوه باعث حس و حرکت و تدبیر و تعقل است.
قوه نفسانیه به دو نوع تقسیم می شود.
1. قوای محرکه
2. قوای مدرکه
قوای محرکه
قوای محرکه به دو قوه باعثه و فاعله تقسیم می شود
1. قوه باعثه: شخص را به عمل مفید و نافع تحریک میکند و از عامل مضر دور میکند.
2. قوه فاعله: قوه ای است که دستورات قوه باعثه را توسط عضلات اجرا می کند.
قوای مدرکه
قوای مدرکه به قوای ظاهری و باطنی تقسیم می شود.
الف) قوای ظاهری: همان حواس پنج گانه هستند. بویایی (شامه)، شنوایی (سامعه)، بینایی (باصره)، لامسه، چشایی (ذائقه)، این حواس مانند جاسوسانی هستند برای قوای باطنی
ب) قوای باطنی: پنج نوع است
1. حس مشترک: درک صور محسوسه.
2. قوه خیال: حفظ صور محسوسه.
3. قوه متصرفه: تصرف در صور محسوس و معانی آنها
4. قوه وهم: درک معانی جزئی مربوط به محسوسات
5. قوه حافظه: حفظ معانی غیر محسوس
حس مشترک
محل آن اول بطن مقدم دِماغ (قدام مغز) است. قوه ای است که صور محسوس را درک می کند. آنچه که حواس ظاهری درک می کنند و در باطن از آن آگاهی می شود به این حس تعلق دارد.
قوه خیال
محل آن آخر بطن مقدم دماغ است. خیال قوه ای است که آنچه را که از صور محسوسات به محل حس مشترک آمده باشد، پس از ذخیره، اثر آن را نگه میدارد. خیال خزانه ای است که صورت چیزهائی را که حس مشترک به آن رسانده حفظ می کند.
قوه متصوره (متفکره)
محل آن اول بطن میانه دماغ است. قوه ای است که در صور محسوسه و معانی آنها دخل و تصرف می نماید. مانند تخیل انسان دو سر مفکره در آنچه خیال نگه داشته دستکاری میکند. مانند تخیلات عجیب مثل مرغی سر گاو دارد.
قوه وهم
محل آن آخر بطن میانه دماغ است. قوه ای است که معانی جزئی متعلق به محسوسات از نظر قبول کردن یا رد کردن، دوستی و دشمنی، صداقت و ناراستی را درک میکند.
واهمه نیروئی است که در حیوان حکم می کند که مثلا گرگ دشمن است و کسی که محبت می کند دوست است. بطور کلی، درک معانی جزئی محسوسات میکند.
قوه حافظه (مذکره)
محل آن بطن آخر دماغ است. حافظه، نگهدارنده معانی ادراک شده توسط قوه وهم است. حافظه در واقع حفظ معانی غیر محسوس میکند و خزانه ادراکات وهم است.
ارتباط حواس باطنی و ظاهری با یکدیگر از منظر طب اخلاطی در شکل زیر نشان داده شده است:
افعال
فعل، به نتیجه حاصل از عملکرد قوا میگویند. هدف از وجود تمامی امور طبیعه آن است که فعلی بصورت کامل و صحیح انجام بگیرد؛ مثلآ چشم توانایی درست دیدن پیدا کند و یا عضلات با هماهنگی یکدیگر باعث ایجاد حرکت شوند.
تقسیم بندی افعال: افعال به دو نوع مفرد و مرکب تقسیم می شوند:
فعل مفرد: فعلی است که با یک قوه انجام می شود، مثل جذب یا دفع.
فعل مرکب: فعلی است که با دو قوه یا بیشتر انجام می شود، مانند اشتهای به غذا که با دو قوه جاذبه از قوای طبیعی و مدرکه از قوای نفسانی انجام می گیرد.
امور طبیعیه یک زنجیره به هم پیوسته اند که صحت و تعادل تمام قسمت های این زنجیره برای رسیدن به یک عملکرد صحیح لازم است. با نقص عملکرد یا بروز هر اختلالی در سلامتی انسان، می توان با بررسی این زنجیره دلیل آن را کشف نمود. از نقص یک فعل به اختلال قوا یا ارواح مربوط به اندام مسئول آن فعل و از آنجا به بروز اختلال در عضو و نهایتا اختلالات خلطی و مزاجی فرد پی می بریم. از اختلال در فعل و عملکرد می توان به سبب احتمالی آن و اختلال در قوا، ارواح، اعضا، اخلاط و یا مزاج پی برد.
ارکان
<>
امزجه
<>
اخلاط
<>
اعضاء
<>
ارواح
<>
قوا
<>
افعال
2 کاربر از این خوشم آمد
نادرگوهر مطهر
آلبوم عکس جدید اضافه کرد "همایش سبک زندگی سالم"
روز پنجشنبه
تاریخ: 1398/06/28
🔹اولین همایش خانوادگی سبک زندگی سالم در بهبودستان هشت بهشت در شهر جدید سهند واقع در تفرجگاه بزرگ هشت بهشت با برنامه ها...
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر
آلبوم عکس جدید اضافه کرد "مدارج طی شده"
تصاویر مدارج طی شده
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر
یک مقاله منتشر کرده.
به نام خدا
اَخلاط
خِلط جسم روان و مرطوبی است که در نتیجه تغییرات انجام شده بر روی غذا در دستگاه گوارش بوجود میآید.
غذا در اثر جویده شدن و آمیختن با بزاق و ترشحات معده و حرکات دستگاه گوارش به ترکیبی شبیه سوپ جو به نام کیلوس معده تبدیل میشود. سپس این ماده سوپ مانند توسط عروق ماساریگا (روده بند) به کبد میرود و آنجا نیز تحت تاثیر حرارت کبد به کیموس کبدی تبدیل میشود. کیموس کبدی حاوی چهار خِلط به نامهای صفرا، دَم، بلغم و سُودا میباشد؛ به عبارت دیگر غذا تحت تاثیر اعمال دستگاه گوارش به اخلاط تبدیل میشود و تعادل این اخلاط چهارگانه نقش مهمی در حفظ سلامتی و یا ایجاد بیماریها دارد. اگر اخلاط ایجاد شده مقدار معتدل و کیفیت صالح داشته باشند موجب سلامتی بدن میشوند و اگر این اخلاط بیش از حد طبیعی کیفیت ناصالح داشته باشند زمینهی بروز بیماریها مهیا میشود.
انواع هضم
به صورت کلی چهار نوع هضم داریم (بنابر بعضی نظرات، سه نوع):
هضم اول هضم معدی است و نتیحه آن کیلوس معدی و ماده دافعه آن، مدفوع از روده است.
هضم دوم هضم کبدی است که نتیجه آن تولید کیموس کبدی است و ماده زاید آن، ادرار از کلیه است.
هضم سوم و چهارم هضم عروقی و عضوی است و ماده دفعی آن تحلیل نامحسوس از منافذ و مسام بدن
عرق، چرک و ترشحات (وسخ) گوش، بینی و ...، رشد و زواید طبیعی بدن مثل مو و ناخن، ترشحات غیر طبیعی مثل التهاب ها، زخم چرکی و ...
هر کدام از اعضای بدن از اخلاطی که در سراسر عروق در حال گردش است به میزان نیاز و تناسب وظیفه و مزاج خود برداشت می کنند، مثلا استخوان بیشتر از سودا استفاده می کند تا ثبات و استحکام بیشتری داشته باشد.
نکته: اختلال در هر یک از مراحل هضم باعث اختلال در تولید متعادل اخلاط می شود. بنابراین برای تولید خلط خوب باید غذای مناسب با ترکیب متعادل خورده شود تا کیلوس معدی طبیعی ایجاد گردد و به دنبال آن، اخلاط صالح از آن تولید شوند. همچنین باید حرارت و هضم و جذب، کافی و خوب باشد زیرا ممکن است فرد غذای سالم بخورد ولی دستگاه گوارش با اعضای دیگر به طور غیر مستقیم اختلال داشته باشند و اخلاط نا صالح تولید کنند.
عوامل ایجاد کننده خلط در بدن
برای به وجود آمدن هر جسمی از جمله اخلاط، چهار سبب مادی، فاعلی، صوری و غایی لازم است به طوری که اگر هر یک نباشد، جسم ایجاد نمی شود.
سبب مادی، ماده اولیه ای است که جسم از آن به وجود می آید. عاملی که روی ماده اثر کرده و جسم را ایجاد می کند، همان سبب فاعلی است. منظور از سبب صوری، طرح و شکل جسم است و در نهایت، فایده و کاربردی که از جسم انتظار می رود سبب غایی آن است. به طور مثال، برای به وجود آمدن یک صندلی چوبی، سبب مادی، چوب و سبب غایی، نشستن روی آن است.
عوامل ایجاد کننده خلط
1. عامل مادی، همان غذا می باشد.
2. عامل فاعلی، گرمی سردی خشکی و تری که در کبد ایجاد می شود.
3. عامل صوری، خصوصيات (شامل رنگ، بو، طعم و حالت) خلط.
4. عامل غایی، فوايد و عملكرد اخلاط در بدن انسان ميباشد.
تعریف نضج
نضج عبارت است از گوارش کامل به نحوی که اجزای ماده، قوام معتدل و تناسب لازم را برای استفاده در بدن کسب کنند. بر این اساس، هر خلطی به قوامی شایسته و نضجی خاص برای خود نیاز دارد. به بیان دیگر، نضج خلط یعنی اعتدال هر خلط در کیفیت و کمیت و قوام شایسته و متناسب با آن، به گونه ای که برای تندرستی فرد سودمند باشد.
نکته: ماده در بدن به دو شکل باقوام و بدون قوام وجود دارد. ماده باقوام عبارت است از اخلاط چهارگانه و مائیت و ماده بدون قوام شامل دخان، بخار و ریح است.
جایگاه و وظایف اخلاط در بدن
صفرا
مایعی است زرد رنگ، تلخ و مزاجش گرم و خشک، این خلط در کبد تولید میشود و جایگاه آن در کیسه صفراست. صفرای طبیعی همان کف خون است و رنگ آن سرخ مایل به زرد میباشد. صفرا سبب شستن رودهها از بلغم میشود و باعث تحریک دفع میگردد. ریه نیازش به صفرا بیشتر است و در دم و بازدم صفرا کمک رسان ریه میباشد.
دَم (خون)
مایعی است سرخ رنگ و گرم و مرطوب جایگاه آن در کبد است و از راه عروق در بدن جاری است. خون برترین و مفیدترین اخلاط است و رساننده غذا به اعضاء است.
بلغم
مایعی است که در معده و کبد تولید میشود و همراه با خون در جریان است و طبع آن سرد و تر است. بلغم در اثر پخته شدن و نُضج (گوارش کامل به نحوی که اجزای ماده قوام معتدل و تناسب لازم را برای استفاده در بدن کسب نمایند) به خون تبدیل میشود (خون خام). وجود بلغم برای اندامهای بلغمی مانند مغز ضروری است.
سُودا
مادهای سیاه رنگ است که در کبد تولید میشود و جایگاهش در طحال است. مزه آن گس مایل به تلخی است. در واقع رسوباتی است که در خون ایجاد میگردد و تیرگی خون از آن است. قسمتی از سودا همراه خون است و باعث قوام آن میشود و قسمتی دیگر به طحال میرود و باعث تقویت دهانه معده و سبب تحریک اشتها میشود.
تعادل این چهار خِلط به غذاهایی که میخوریم بستگی دارد، هر کدام از این اَخلاط که زیاد شود به منزله تغییر است و اگر دو خلط زیاد شد بیمار خواهیم شد و همچنین هر خلطی که بسوزد قابل تبدیل شدن به سُودای غیرطبیعی است که باید از بدن خارج شود و اگر خارج نشود موجب بیماری میشود و تشخیص آن با طبیب است.
به عنوان مثال در خون بدن انسان حدودا 1% خلط صفرا، 49% خلط دم، 49% خلط بلغم و 1% خلط سودا مورد نیاز است.
زیاد یا کم شدن هرکدام از این اخلاط در خون باعث بوجود آمدن تغییر شکل در ساختمان بدن و همچنین تفاوت در استعدادها و رفتارها میشود. به همین دلیل است که هر فردی دارای اندامی خاص با تمایلات و خصوصیات رفتاری و علاقه مندیهای متفاوت است.
اگر یکی از این اخلاط کمی از حد خود بیشتر شود. مزاج را به آن ربط میدهیم
مثلا اگر صفرا کمی در فردی بیشتر باشد. خصوصیات گرمی و خشکی در فرد بیشتر دیده میشود. و به این فرد یک فرد صفراوی میگوییم. اما اگر صفرا زیاده از حد بیشتر شود. باعث بوجود آمدن مشکلات و بیماریهای صفراوی در فرد میشود. مانند زردي رنگ پوست، عصبانیت، تشنگی، لاغري، تلخی دهان، خشکی پوست و مو ایجاد می شود. که در این حالت میگوییم فرد غلبه صفرا دارد.
علت اکثر بیماریها از کمی یا زیادی یک یا چند خلط است. بیماری زمانی در بدن اتفاق میافتد که میزان تجمع زیاد باشد. مثلا فلفل صفرای مفید در بدن ایجاد میکند. اما اگر فلفل زیاد مصرف شود صفرا، زیادی بالا میرود و مشکل ساز خواهد شد.
میزان تجمع اخلاط = (خروجی + تولید + مصرف) – (ورودی)
اگر ورودی ماده ای به بدن زیاد از حد باشد پس میزان تجمع آن ماده در بدن زیاد میشود پس راه درمانش طبق فرمول بالا، میزان تولید، مصرف یا خروجی را بیشتر کنیم تا تجمع زیاد ماده در بدن مشکل ساز نشود.
مثلا استرس و اضطراب زیادی سردی را در بدن بالا میبرد و باعث بوجود آمدن افسردگی میشود. پیاده روی، تفریح و... می توانند این سردی را مصرف کنند و مانع تجمع سردی در بدن بشوند.
بر مبنای کتاب اکسیر اعظم با تقسیمبندی افراد به چهار مزاج اصلی گرم و خشک (صفراوی)، گرم و تر (دَموی)، سرد و تر (بلغمی) و سرد و خشک (سُوداوی) تقسیم میشوند، اگر هرکس مزاج خود را بشناسد و تدابیر لازم را برای تعادل رعایت کند و غذاهای مخصوص مزاج خود را بخورد هرگز بیمار نمیشود.
بر مبنای این کتاب، مردم یا لاغر هستند یا فربه که هر کدام نیز به دو گروه بخش میشوند.
لاغرها
1. لاغرهایی که رنگ پوستشان یا بسیار سفید یا سفید مایل به رُصاصی (سربی) یا سفید مایل به سبز است و پوستی نرم و بیمو با رگهای باریک دارند و کمخون هستند دارای مزاج اصلی سرد و خشک میباشند.
2. دسته دومِ لاغرها، سیاه چرده یا سیاه چردگان مایل به سرخی یا گندم گونی هستند که پُرمویاند و پوست بدنشان صلب (سفت) و درشت (زبر) است و رگهای فراخ و گشاده دارند و نسبت به دسته اوّل لاغرها گوشت آلودتر میباشند و مفاصلشان قوی و برجسته است. اینان دارای مزاج اصلی گرم و خشک هستند.
فربهها
1. گروهی که فربهیشان بیشتر از پیه (بافت چربی) است و بافت عضلانیشان کم میباشد و پوست سفید رنگ، نرم و بیمو دارند و مفاصلشان در زیر بافتهای سطحی پوشیده و رگهایشان باریک است. این افراد مزاج سرد و تر دارند.
2. گروه دیگر افراد فربه کسانیاند که فربهایشان بیشتر از گوشت است و رنگ پوستشان به سرخی و گندم گونی میزند و پُرمو، پُرخون و دارای رگهای گشاده و فراخ هستند. اینها دارای مزاج گرم و تر میباشند.
نشانه هاي کلی مزاج
مواردي که با توجه به آنها می توان در مورد وضعیت کلی مزاج ذاتی بدن قضاوت کرد، عبارتند از:
1. ملمس
2. گوشت و چربی (هیکل یا سحنه)
3. مو
4. رنگ بدن
5. خواب و بیداري
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن
7. کیفیت مواد دفعی بدن
8. حالات نفسانی
9. بزرگی و کوچکی اعضا
10. چگونگی تاثیر پذیري از کیفیات چهارگانه
باید توجه داشت که بسیاري از نشانه هایی که گفته می شود، علایم طبیعی و ذاتی افراد است و تا زمانی که
موجب اختلال در عملکرد شخص نشوند بیماري محسوب نمی گردند.
1. ملمس
کیفیتی که طبیب هنگام لمس بدن شخص معاینه شونده حس می کند. این نشانه یکی از مهمترین ابزار تشخیصِ میزان گرمی و سردي و همچنین رطوبت و خشکی بدن است. احساس نرمی هنگام لمس، دلیل بر رطوبت، احساس سفتی دلیل بر خشکی مزاج، احساس حرارت هنگام لمس، نشانۀ گرمی و احساس سرما دلیل سردي مزاج است. براي تشخیص صحیح از طریق ملمس، طبیب و بیمار باید شرایط خاصی داشته باشند.
شرایط لمس شونده و لمس کننده
شخص به هنگام لمس یا به فاصله کمی از آن، نباید در معرض حرارت، سرما، فعالیت یا هیجان شدید باشد بلکه باید شرایط جسمی و روحی و پوشش طبیعی داشته باشد.
2. هیکل
اندازة کلی بدن می باشد. هیکل ها دو نوعند:
الف: هیکل هاي مینیاتوري یا لاغر که شامل مزاج هاي سرد و خشک و گرم و خشک می باشند؛ زیرا خشکی مانع رشد می شود.
ب: هیکل هاي درشت و حجم دار که بعضی با غلبۀ چربی بر بدن همراه هستند که این ها معمولاً داراي مزاج سرد و تر هستند، و برخی عضلانی می باشند که این افراد معمولاً داراي مزاج گرم و تر هستند زیرا از شرایط لازم براي رشد، رطوبت و حرارت است و فردي که مزاج گرم و تر دارد درشت هیکل می شود. به عبارت دیگر، میتوان گفت که زیاديِ گوشت و چربی، دلالت بر رطوبت و کمیِ آنها دلالت بر خشکی می کند.
3. مو
سرعت رشد مو نشانۀ گرمی و خشکی مزاج است و اگر این سرعت خیلی زیاد باشد نشانۀ توأم بودن حرارت و خشکی است. زیاديِ مو بر حرارت دلالت می کند و توأم بودن رطوبت و سردي باعث کاهش سرعت رشد مو و تُنکی و نازکی آن می شود.
به طور کلی: زیادي، ضخامت، مجعد بودن و سیاهی مو بر گرمی و خشکی مزاج دلالت دارد و بر عکس آنها (کمی، نازکی، صافی و سفیدي مو) بر سردي و تري مزاج دلالت می کند.
4. رنگ بدن
رنگ بدن علامت بسیار خوبی براي تشخیص مزاج است به شرطی که دقت کافی در تشخیص رنگها مبذول شود.
رنگ سفید (شبیه به رنگ مهتاب) نشانۀ غلبۀ بلغم است.
رنگ سرخ دلیل غلبۀ دم یا گرمی مزاج است.
رنگ زرد (رنگ آفتابی) نشانۀ غلبۀ صفرا یا گرمی مزاج و یا کم خونی می باشد.
رنگ تیره یا کمودت چهره نشانۀ غلبۀ سودا و یا کم خونی میباشد.
رنگ سرخ و سفید در فرد معتدل دیده می شود.
باید توجه داشت که رنگ بدن، حالت مطلق ندارد و تحت تأثیر عوامل محیطی و مواردي مثل بیماري اعضاي
مختلف بدن تغییر می کند.
5. خواب و بیداري
اعتدال در خواب و بیداري نشانه اعتدال مزاج خصوصا اعتدال در مغز است. رطوبت و برودت باعث پرخوابی می شود. به همین علت افراد با مزاج تر به خواب بیشتري نیاز دارند. خشکی و حرارت موجب بیداري (کم خوابی) است.
نکته: در حالت مزاج عارضی (سوء مزاج)، صفراوي ها بیشترین مشکلات خواب را دارند؛ هم دیر خوابشان میبرد و هم زود از خواب می پرند. سوداوي ها نیز در درجۀ بعد دچار مشکل خواب هستند. این گونه افراد، در خواب رفتن مشکل دارند و معمولاً خوابشان سبک می باشد. در اشخاص کم خواب مثل افراد صفراوي و سوداوي، بسته به شرایط میتوان از مرطّبات مانند کاهو، دوغ بی چربی، آب انار، آب لیمو شیرین، ماء الشعیر و خاکشیر استفاده کرد.
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن
صحیح و کامل بودن افعال دلیل بر کمال صحت بدن است و ایجاد مرض، مستلزم غیر طبیعی بودن افعال است. افزایش سرعت افعال، نشانۀ حرارت مزاج است. به عنوان مثال سرعت رشد بدن و سرعت رویش مو و دندان دلیل حرارت هستند و همچنین توأم بودن افعال با اضطراب و تشویش نیز بر حرارت مزاج دلالت می کنند ولی بر عکس، هرگاه ضعف و سستی و کندي در افعال دیده شود نشانۀ سردي مزاج است.
7. کیفیت مواد دفعی از بدن
اجابت مزاج طبیعی آن است که به ازاي هر بار مصرف غذا، یک بار دفع انجام شود. حرارت و خشکی موجب کاهش اجابت مزاج می شوند بنابر این معمولا در افراد صفراوي و سوداوی یبوست دیده میشود.
گرمی مزاج و غلبه صفرا باعث می شود مواد دفعی شامل ادرار، مدفوع، منی و عرق، داراي بوي تند و پر رنگ باشند و عکس این نشانه ها بر سرديِ مزاج دلالت دارد.
8. حالات نفسانی
قدرت و بلندي صدا، سرعت و پیوستگی کلام، زود عصبانی شدن و سرعت حرکت، نشانۀ حرارت مزاج هستند. افراد گرم و خشک که حرارت زیادي دارند، معمولاً تندخو بوده و زود عصبانی می شوند. این افراد، بیقرار، تند و تیز، پر کار و فعال هستند و نیز حافظۀ خوبی داشته و از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برخوردارند.
صاحبان مزاج سرد و خشک، در اوج ثبات بوده و کارها را به آرامی و بدون عجله انجام میدهند. این افراد معمولا درون گرا بوده و کمتر با دیگران می جوشند و مستعد افسردگی هستند. اشخاص سرد و تر، حافظۀ خوبی ندارند؛ خواب آلود، صبور و خونسرد هستند.
افراد گرم و تر، شجاع، جسور و خونگرم هستند و به خوبی با دیگران ارتباط بر قرار می کنند.
9. بزرگی و کوچکی اعضاء
بزرگ و وسیع بودن قفسۀ سینه، مشخص بودن عروق، عظیم بودن نبض، بزرگی دست و پا و مشخص بودن کامل مفاصل، دلالت بر حرارت می کنند و علائم معکوس، نشانه برودت (سردي) مزاج است.
10. چگونگی تأثیرپذیري از کیفیات چهارگانه
سرعت تأثیرپذیري از هرکدام از کیفیت هاي چهارگانه یعنی: حرارت (گرمی)، برودت (سردي)، رطوبت (تري) و یبوست (خشکی) دلیل بر غلبۀ همان کیفیت است. به عنوان مثال اگر بدن نسبت به گرما سریعاً دچار انفعال شود، نشانۀ گرمی مزاج می باشد.
آنچه تاکنون گفته شد نشانه هاي مزاج اصلی بود که همگی در شخصی که به طور ذاتی صاحب آن مزاج باشد طبیعی است. اگر به هر علتِ درونی یا بیرونی، مزاج دچار تغییر شود، علائمی در شخص ایجاد میگردد که نشانه هاي مزاج عارضی است. اگر این وضعیت به طول انجامد و درمان صورت نپذیرد، سوء مزاج رخ خواهد داد.
فرق میان مزاج اصلی و عارضی آن است که شخص در مزاج اصلی به چیزهایی مانند مزاج خود تمایل دارد؛ اما در مزاج عارضی، تمایلات بیمار بر خلاف مزاج می باشد، مگر آنکه به علت مزمن شدن بیماري، مزاج عارضی همچون مزاج اصلی شود (مستحکم شود).
لازم است پس از شناخت صحیح مزاج، بیمار در زمان بیماري از غذاهایی که تمایل زیاد به خوردن آنها پیدا می کند و بر خلاف مزاج اصلی اوست پرهیز نماید.
همانطور که گفته شد فرد گرم مزاج علائم گرم مزاجی را دارد یعنی افعال و حرکات او از کیفیت گرمی ناشی می شود. مثلا پر تحرك است، با نشاط است، فعال است، پر انرژي است، چالاك و سریع است، فعالیت زیاد دارد. اما فرد سرد مزاج علائم سردي از او صادر میشود. سردي سکون می آورد، خمودي می آورد، سستی می آورد؛ این افراد، کم انرژي، کند و بیحال هستند. براي انجام کارها مرتباً باید آنها را حمایت کرد و باید به آنها انرژي داد.
ویژگی مزاجهای چهارگانه
افرادی با مزاج گرم و خشک (صفراوی)
افراد صفراوي عنصر آتش در آنها غلبه دارد و خصوصیات آتش از آنها بروز می کند مثلا زود عصبانی می شوند و زود هم آرام میگیرند و بعضا بد خلق هستند. تند و تیز و بی قرار هستند و همانطور که آتش یکدفعه زبانه می کشد و زود فروکش می کند، این افراد هم داراي یک خصوصیت در تمام افعال خود هستند و آن، تصمیم آنی و به اوج رساندن کارها و یکدفعه رها کردن و ترك آن کارها است. این خصوصیت به علت گرمی بالا (گرمی و خشکی) می باشد. افراد دموي، گرمی کمتري نسبت به صفراوي ها دارند.
افراد صفراوي به علت گرماي زیاد، نا آرام و مضطرب هستند و افعال خود را با طمأنینه و وقار انجام نمی دهند. علت این امر آن است که گرما باعث تشویش و عدم سکون و اضطراب میشود. این افراد یک کار را با جدیت شروع کرده و بر روي آن پافشاري می کنند اما یک دفعه آن را رها می کنند؛ گاهی پر جرأت و گاهی آرام هستند؛ حاضر جواب و با هوش، سریع و چالاك و پر انرژي هستند؛ گاهی با اراده و گاهی سست می شوند.
لاغر اندام اما مفاصل و استخوان بندی درشت و برجسته، موهای سیاه و گاه مُجَعد دارند و به علّت حرارت و خشکی زیاد، بیشتر مستعدّ تاسی سر هستند، خشکی دهان و عطش فراوان دارند؛ دارای منافذ پوستی درشت، رگهای دست معمولا آشکار، موی سر خشک و ضخیم و برجسته، رنگ مو زرد و خرمایی، درک سریع مطالب، خیلی گرمایی هستند و در تابستان اذیت میشوند. پائیز و زمستان را دوست دارند، مقید به اصول، منظم و حساس و آیندهنگر، مردمک چشم میشی روشن.
صفراویها با خوردن خوراکیهای خیلی گرم دچار خارش و کهیر میشوند، توان هضم غذا بالا، تشنگي زیاد، کم اشتهايي، علاقه به نوشيدن آب يخ و خوردن يخ، گرایش به شیرینی و شوری دارند، نبض پر و قوی دارند، زود عصبانی شده و زود هم عصبانیتشان فروکش میکند.
این افراد بسیار پر انرژی و پرحرف، باهوش و زیرک و همچنین، در کارها چالاک و سریع، دقیق، منظم، تیزبین، میل بالای جنسی و توان جنسی متغیر دارند، پیوسته سریع و بلند صحبت میکنند، خوابشان کم و سبک است، قدرت هاضمه آنها خوب و معمولاً یبوست دارند، از حافظه و قدرت یادگیری بالایی برخوردارند، روابط اجتماعی آنها قوی و عجول و بیقرارند.
اصولاً مزاج های گرم (دموی و صفراوی) از لحاظ اعمال بدنی و خصوصیات حیاتی از قدرت بالایی برخوردارند و گرما موجب افزایش کارکرد اعضای مختلف از مغز و اعصاب گرفته تا اندامهای دیگر میشود.
رژیم غذایی مناسب برای صفراویها در غلبه صفرا غذاهای سرد و تر است و این افراد غالباً در اثر حجامت تعدیل مزاج یافته و رنگ و رویی به مراتب روشنتر از قبل خواهند داشت؛ اشتهای آنان با حجامت افزایش مییابد و در صورت تکرار حجامت فربه و چاق میشوند.
نمونهای از رژیم غذایی مناسب برای افراد صفراوی در غلبه صفرا کاهو ست که سرد و تر بوده و برای دفع صفرا مفید است، ماهی، ماست و به طور کلی لبنیات، مرکبات، ماءالشعیر، آبغوره، آب لیموترش تازه برای صفراویها مفید و لازم است.
نشانههاي غلبهي صفرا
در پوست و تیپ بدنی
رنگ پوست متمایل به زردی، پوست خشک و گرم، اگزما، زبري پوست صورت، ترک خوردن پوست دست و پا، پوسته پوسته شدن پوست سر (شورهي سر، رنگ مایل به زردی)، نمايان شدن لکههاي زرد يا قهوهاي در صورت و يا ديگر اعضاي بدن، ريزش مو و ابتلاء به بيماري آلوپسي (ريزش موضعي مو)، گودی چشمها، بدن کم مو یا بی مو، احساس گِزگِز و سوزن سوزن شدن بدن.
در بازتابهای روانی و رفتاری
بیقراری، بهانه جويي و تند خويي، ديدن خواب هاي هولناک مانند جنگ و ستيز و شعله، سفیدی چشم متمایل به زردی، دارای استعداد خشونت و بدخلقی و پرخاشگر (معمولا باعث رنجش دیگران میشود)، ناآرام و دودل.
در دستگاه عصبی
سردرد و درد شقيقه، نبض شقیقه.
در دستگاه گوارش
مزة صبحگاهی دهان تلخ، دهان و زبان خشک و زبر، داشتن حالت تهوّع، ناراحتي معده، جوشش دهانه معده، داشتن یبوست.
در دستگاه تنفسی
بینی خشک
در دستگاه دفع ادراری
اولین ادرار صبحگاهی زرد پُررنگ و گاهی سوزان است.
در دستگاه حرکتی
سریع راه میروند و معمولا عجول هستند، موقع نشستن و برخواستن مفاصلشان صدا میدهد.
افرادی با مزاج گرم و تر(دَموی)
افراد دموي چون عنصر هوایی در آنها غالب است خصوصیات رکن مربوط به خود (هوا) را دارند. دیر عصبانی می شوند و دیر هم آرام می شوند. افرادي شجاع، خوش مشرب و اجتماعی هستند. با همه کس دوست میشوند و اهل بگو و بخند هستند. افرادي شاد و فعال، بلند پرواز، خوش اخلاق و خوش رو، شجاع، صبور و سخاوتمند هستند، میل و توان جنسی بالا دارند؛ یعنی هم در عشق و عاشقی سرآمد هستند و هم توان و قوة جنسی بالایی دارند.
این افراد هیکل درشت و چارشانه و بدنی عضلانی، نبض پُر و قوی دارند، خوب میخوابند و تحمل بیخوابی را نیز دارند؛ پوستشان گرم و مرطوب و نَرم است؛ رنگ پوستشان گندمگون یا گلگون (سرخ و سفید) است؛ رنگ مردمکشان میشیِ تیره و سیاه است؛ موی سرشان پُرپشت، قابل انعطاف و دارای پیچ درشت است.
رنگ مویشان سیاه خرمایی تیره و روشن و معمولاً بدنی پُر مو دارند؛ نه گرمایی هستند و نه سرمایی، امّا به نسبت تحمل سرما برایشان راحتتر است؛ میل به شیرینی دارند و همه نوع غذا را میتوانند بخورند و قدرت هضم و اشتهایشان خوب است و معمولاً یبوست ندارند.
معمولاً افرادی بیخیال و سرزنده و اغلب بیحساب و کتابند، با اعتماد به نفس بالا، خوش اخلاق، صمیمی، خوشرو و آرام، معمولاً اهل ریسککردن، اکثراً بینظم، دارای هوش و حافظه بالا، سریع و پر انرژی، بلند پرواز، اهل خیر و معنویت، استعداد ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و فشار خون بالا، عروق روی دستها برجسته، قدرت حرکات بدنی بالا، صدایی رسا و محکم دارند.
افراد دموی در غلبه دم باید غذاهای خنک و سرد مثل آش آلو، آب زرشک، خیار، مرکبات و ماست مصرف کنند تا حرارت بدنشان تعدیل شود و اگر فرد دموی همراه با غذای گرم مثل شیرینیجات از مواد و اغذیه سرد استفاده نکند، دچار جوش و خارش بدن، گُرگرفتگی، بیقراری، کهیر، سوزش ادرار، سوزش سَرِدل (دهانه معده) و آفت دهان خواهد شد.
حجامت به عنوان مؤثرترین درمان در غلبه دم برای دموی مزاجها مطرح است و چون دَم گرم و تر است، رژیم غذایی مناسب برای دَمویها رژیم غذایی سرد و خشک است.
علائم غلبه خون (دَم)
در پوست و تیپ بدنی
خارش بدن، بروز دمل و جوشهاي ريز سرخ در بدن به خصوص در پيشاني و پشت سر و در قسمت کتف و شانهها، منافذ پوستی درشت، رنگ سفیدی چشم گرایش به قرمز، بدن داغ، عرق بدن زیاد و سرخي رنگ بدن.
در بازتابهای روانی و رفتاری
کسالت و خمودگي مداوم، مطالب جدید را خوب درک نمیکنند و زود فراموش میکنند، معمولاً بدحال در تابستان و مستعد شقاوت آنی.
در دستگاه عصبی
خواب زیاد و سنگین و این حالت در فصل بهار تشدید میشود، دهان دره (خمیازه)، کش و قوس بدن و کشیدن دستها به اطراف، معمولا چرت میزنند،کم حواس هستند، سردرد و احساس سنگینی سر.
در دستگاه گوارش
مزه دهان شیرین، آب دهان لزج، قرمزي زبان و تشنگی کم.
در دستگاه گردش خون
خونریزی از نقاط مستعد مثل بینی و لثه (در اين حالت بدن نسبت به پرخوني واکنش نشان ميدهد و خون را دفع ميکند)، چهرهشان سرخ و برافروخته، پُرخون هستند، حجم خون در بدنشان بيش از حد معمول است، پُری رگها، پُری نبض و افزایش فشار خون.
در دستگاه حرکتی
کسل و از نظر قوای بدنی توانمند.
افرادی با مزاج سرد و تر (بلغمی)
افراد بلغمی عنصر آبی در آنها غلبه دارد و خصوصیت آب از آنها بروز می کند. افرادي منزوي و آرام هستند و ضعف حافظه و معمولا حواس پرتی دارند. از لحاظ فعالیت، افرادي کم انرژي و بی حال، میانه رو و محتاط و ترسو هستند. ترس یکی از مهمترین خصوصیات بلغمی هاست. به علت سرديِ غالب در مغز، افرادي گوشه گیر و افسرده هستند.
اگر سردي غالب شود بیشتر دم از نا امیدي می زنند و خاطرات گذشته را یاد آوري می کنند. گذشته نگر هستند و استعداد افسردگی دارند. افراد بلغمی به علت ترسو بودن استعداد ریسک پذیري ندارند. اهل سازش هستند و معمولا تحت تاثیر افراد دیگر هستند. منفی بافی و نا امیدي از دیگر خصوصیاتشان است و افرادي بی خیال و خونسرد هستند.
خصوصیات عنصر آبی در این افراد غالب است مثلا با جدیت و تندي در برابر مسئله اي مقاومت نشان می دهند اما اگر طرف مقابل هم جدي شود، کنار می کشند (همانند آب که به مانع برخورد می کند و فورا بر می گردد) افرادي انعطاف پذیر هستند و براحتی می توان افکار ایشان را تغیر داد (برعکس صفراوي مزاجان و سوداوي مزاجان).
هیکل بلغمیها معمولاً درشت است و افرادی چاق هستند و بدن پر چربی دارند؛ پوست بدنشان شل و سفيد، نرم و سرد و روشن است، پوست غالباً سردی دارند، دارای منافذ پوستی ریز (تعرق کم) و رگهای پنهان دارند، معمولا مردمک چشمشان آبی و روشن است و دارای موهای نرم و نازک و لخت با رنگ زرد، بور و خرمایی روشن و سفید هستند غالباً بدن بی مو دارند و در لمس بدنشان سرد و مرطوب و نرم است.
بلغمیها موهای کم پشت دارند، دهانشان مرطوب است و تشنه نمیشوند، خواب آنها سنگین و زیاد است، احساس کسلی و بیحالی دارند. حسابگر و محتاط، منطقی و عاقل، میانهرو، محتاط و گاهی ترسو، تجارت پیشه، آرام، منزوی و دارای حرکات کند هستند، ظریف و ریزبین و حساس، نیازمند محبت، سازگار با همه افراد، بدون استعداد ریسک، اهل سازش و بی اراده هستند، بد پاییز و بد زمستان، ميل بسيار به خواب، معمولاً انسانهاي راحت طلبی هستند و ديرتر از بقيه عصبي ميشوند، آرام حرف میزنند، بسیار با حوصله هستند، تمایل به میل سردیها و در عوض عدم تمایل به گرمیها دارند، استعداد چاقي در آنان زیاد است و مستعد کم خونی هستند.
این افراد در فصل زمستان اذیت میشوند، مستعدّ ابتلا به بیماریهای روماتیسمی و مشکلات گوارشی هستند و در هوای سرد دچار مشکل میشوند.
بلغمیها نبض ضعیفی دارند، کم انرژی و کم جنب و جوش و درکارها کند هستند؛ خیلی دیر عصبانی میشوند، فراموشکار و کند ذهن هستند و راحت و بیقید به اکثر مسائل هستند. میل زيادي به لبنيات، به خصوص ماست و بستنی دارند و مصرف ماست و دوغ و سردیجات آنان را اذیت می کند.
بلغمی مزاجها همه چیز را راحت میگیرند و خود را درگیر چیزی نمیکنند، توان ریسک ندارند، بیاراده و متأثّر از دیگرانند. میل جنسی کم دارند، چندان قوی نیستند و همچنین با تأنّی صحبت میکنند.
این افراد اشتهایشان زیاد است و قدرت هضم بالایی ندارند، معمولاً اینها افرادی آرام، صبور، تسلیمپذیر و مسالمت جو هستند، بیشتر دوراندیش و با احتیاط هستند و در انجام امور از خود شجاعت نشان نمیدهند و روابط اجتماعی آنان چندان قوی نیست و از حافظه و قدرت تمرکز بالایی برخوردار نیستند.
افراد بلغمی نباید سردیجات را به تنهایی میل کنند بلکه باید همیشه همراه با مُصلح استفاده کنند، حجامت نیز برای بلغمیها بدون نظر پزشک توصیه نمیشود.
علائم غلبه بلغم
در پوست و تیپ بدنی
موي سر زودتر از موعد مقرر سفيد ميشود و ميريزد زير چشمها پف كرده، پوست مقطعي سفيد ميشود (بَرَص).
در بازتابهای روانی و رفتاری
فراموشکار و کندذهن، بی علاقه به یادگیری، دارای استعداد افسردگی، درون گرا و منفیباف.
در دستگاه عصبی
سیاه رفتن چشمها وقتي که از جا برمیخیزند، پر خواب هستند و به راحتي نميتوانند از رختخواب جدا شوند، كسل و خواب آلود، حافظه ضعیف،کم حواسي، بي حس بودن بدن (کرخی یا خواب رفتن اعضاء).
در دستگاه گوارش
هضم غذا ضعیف، مزه دهانشان ترش، زبان نرم با پرزهای تحلیل رفته و گاهی پوشیده از بار سفید میباشد، داشتن قار و قور شکم، جاري شدن آب از دهان و دهان بیمزه و مرطوب و پر آب دارند.
در دستگاه تنفسی
رقيق بودن آب بيني و ترشحات بيني دارند.
در دستگاه گردش خون
سردي دست و پا ، پا درد و زانو درد، دچار تپش قلب وقتي که از جا بر میخیزد.
در سیستم ایمنی
مقاومت کم در برابر سرماخوردگی، مقاومت کم در برابر عفونتها و مستعد به بیماریهای عفونی.
در دستگاه دفع ادراری
زيادي ادرار، دفع ادرار با فشار زياد و حجم بسيار، کم رنگی ادرار صبحگاهی.
در دستگاه حرکتی
عموماً سست و کم انرژی بوده و شاداب نيستند، علاقمند به ماساژ داده شدن، در راه رفتن معمولاً عقب میمانند و زود خسته میشوند، سستي و بيحالي عمومی دارند.
افرادی با مزاج سرد و خشک (سوداوی)
افراد سوداوي داراي خصوصیات عنصرخاکی هستند و این افراد هم خصوصیات سردي دارند و هم خصوصیات خشکی. افرادي همه سو نگر و منطقی، میانه رو و محتاط هستند؛ همیشه در حال فکرند و در حالات پیشرفته داراي وسواس و دو دلی هستند. همانند افراد بلغمی توان ریسک ندارند؛ فکر و خیال فراوان دارند و مستعد افسردگی و مالیخولیا هستند.
اگر سردي در مغز و روان این افراد غلبه کند، ترسو و دچار سوظن می شوند و تمایل زیادي به تنهایی و گوشه نشینی پیدا می کنند و استعداد نا امیدي دارند.
خصوصیات عنصر خاکی در آنها غالب است؛ مثلا انعطاف پذیر نیستند (بر خلاف بلغمی ها) و کینه می ورزند.
همانند خاك (که هر چیزي را در خود پنهان می کند)، خاطرات را در ذهن خود نگه می دارند و پس از سال ها آنها را بازگو می کنند.
اغلب لاغر با استخوانهای نازک و کشیده هستند، پوست آنها خشک و رنگ آن از حالت سفید تا سبزه و تیره متغیر است، موی سرشان به دلیل سردی و خشکی زودتر دچار سفیدی یا حالت گندمگون میشود. ترک در پوست، وجود خالهای سیاه، تیز بودن شنوایی، علاقمند به شعر و سیاست.
نبض سوداویها تقریباً کند اما سفت و باریک است، بدنشان در لمس، سرد و خشک و پوستشان سفت است و بینی خشکی دارند. این افراد معمولاً کم خوابند، تحمل هوای سرد را ندارند و در هوای گرم و فصل بهار راحتترند، در فصل پاییز اذیت میشوند.
سوداویها افراد دقیق و منظم، دوراندیش و محاسبهگر و محتاط هستند، بیشتر اوقات دچار نگرانی و دودلی و وسواس در تصمیم گیریها میشوند، افرادی لجباز و در تصمیمات خود بسیار پایدار و ثابت قدم هستند. سوداویها اهل فکر و خیال، خودخور و درونگرا، کم انرژی و مستعدّ افسردگی و وسواس هستند.
این افراد حرکاتشان از حالات آرام و کند تا معمولی متغیر است، با احتیاط و دقت صحبت میکنند، در نتیجه کلامشان سریع و بلند نیست، زود سیر شده و زود گرسنه میشوند، قدرت هاضمه بالایی ندارند و از نظر قدرت و میل جنسی ضعیف هستند و تمایلشان به رفتار محبتآمیز بیش از جنسی است.
افراد سوداوی، کم معاشرت، تابع مقررات، فنی، دقیق، حسابگر، دوراندیش و اغلب سمج هستند، این افراد اگر نسبت به کسی کینه داشته باشند، از دل بیرون نخواهند کرد، اصرار دارند که هر کاری را به سرانجام برسانند و جنبه عقلانی امور را بیشتر مدنظر دارند، دوستی با سوداویها کار سادهای نیست.
سودا چون سرد و خشک است، سوداویها در غلبه سودا باید از غذاهای گرم و تر بیشتر مصرف کنند و بهترین فصل برای فَصد این افراد نیز فصل پاییز است.
نشانههاي غلبهي سُودا
در پوست و تیپ بدنی
زخم شدن پوست به سبب خارش زياد، تيرگي رنگ صورت، بوجود آمدن لکههاي سياه در بدن، عرق کردن کف دست و پاها، شوره سر، وجود زگیل، وجود جوشهای سیاه.
در بازتابهای روانی و رفتاری
زود رنج، تودار و درون گرا، کینه جو، حرص زياد، خود خوري، اخلاق تند و بد، دلتنگي و بي قراري، فکر بسيار و مشغول، ديدن خوابهاي آشفته (کابوس)، داشتن مشکلات روحي و رواني، عدم اعتماد کافي به ديگران و شکاک و بددل، ناامید و منفی گرا.
در دستگاه عصبی
پژمردگي روح و جسم، بي نشاطي، افسردگي، تاريکي چشم، سفیدی چشم مایل به تیرگی، وجود کبودی دور چشم، رنگ زبان تیره وکدر، شب کوري، فراموشي يا آلزايمر.
در دستگاه گوارش
قي سياه، قيري شکل بودن مدفوع، شور بودن دهان، بوي بد دهان، يبوست، قولنج شدن روده (بيماري کوليت)، سوزش معده، از بین رفتن مینای دندان، مزه دهان گس.
در دستگاه تنفسی
تیره بودن رنگ خلط دفعی، اسپاسم عضلات حلق و حنجره.
در دستگاه گردش خون
وجود واریس، وجود همورئید، خون غلیظ و تیره.
در دستگاه دفع ادراری
احساس سوزش در هنگام دفع بول، تيره رنگ بودن ادرار، وجود سنگ مثانه.
در دستگاه حرکتی
خستگي و کوفتگي بدن، اسپاسم عضلات پشت ساق، گرفتگی عضلات،
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و خشک (صفراوی) و مزاج گرم و تر (دموی)
رنگ ظاهری، هر دو تیره اما صفرا چرب و دم سبزه.
هر دو ریزش مو دارن، صفرا از جلو سر، دم از وسط سر.
اندازه زبان هردو بزرگه، صفرا بزرگ و بلند، دم بزرگ و پهن.
دندان هر دو درشته، صفرا درشت و منظم، دم درشت و نامنظم.
رگ پشت دست هر دو آشکاره، صفرا آشکار و بلند و باریک، دم برجسته و پهن و خشن.
نبض هر دو پر هست، صفرا پر و کشیده، دم پر بلند و قوی.
حرارت بدن هر دو گرم است.
اشتهای هر دو زیاده، صفرا زیاد و کم خور، دم زیاد و پرخور،
پنجه دست هر دو بزرگه، صفرا بزرگ و کشیده، دم بزرگ و عضلانی
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و تر (دموی) و مزاج سرد و تر(بلغمی)
استعداد چاقی، دم چاق لحمی، بلغم چاق شحمی،
حرارت داخلی دم گرم، بلغم سرد،
بوی دهان هر دو بی بو،
خواب هر دو خوب،
اشتها هر دو خوب، ولی دم هضم بهتر نسبت به بلغم،
زبان مرطوب، دموی ها مرطوب و چسبنده، بلغمی ها مرطوب و براق،
صبور و آرامند،
شیرینی دوست دارند.
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و خشک (صفراوی) و مزاج سرد و خشک (سوداوی)
رنگ ظاهر هر دو تیره، صفرا تیره رو به گندمی و چرب، سودا تیره و خشک،
شکل سر مثلثی، سودا مثلثی خوابیده، صفرا مثلثی،
رطوبت زبان هر دو خشک اما در صفرا خشک و چسبنده،
پوست بدن هر دو خشک، در سودا بدون خارش در صفرا همراه با خارش،
دندانها در سودای سگی و صفرا درشت، در سودای سگی درشت و نامنظم، در صفرا درشت و منظم،
هر دو کم خور هستند، صفرا اشتها زیاد و کم خور، سودا اشتها کم و کم خور،
بوی دهان هر دو در غلبه تند،
تراکم شکم هر دو متوسط، سودا سفت و متوسط، صفرا نرم و متوسط
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و تر (دموی) و مزاج سرد و خشک (سوداوی)
هر دو مزاج دندان درشت و نامنظم دارند.
در هر دو مزاج موی تنه پرپشت فقط سودا موی ضخیم تر داره.
در هر دو مزاج موی صورت پرپشت و در دم موها نرمتر هست.
هر دو مزاج پرتوان و خستگی ناپذیرند.
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج سرد و خشک (سوداوی) و مزاج سرد و تر(بلغمی)
در هر دو مزاج دست و پا کوتاه هست، فقط در بلغم کپل تره.
در هر دو مزاج چشم و پلک درشت هست.
هر دو مزاج کم معاشرت و دوراندیش هستن.
هر دو مزاج قدرت هضم بالایی ندارن.
خصوصیات مشترک بین افرادی با مزاج سرد و تر(بلغمی) و مزاج گرم و خشک (صفراوی)
دندانها منظم، بلغم متوسط و منظم، صفرا بزرگ و منظم
جالینوس حکیم در زمینهی غلبهی اَخلاط اربعه در بدن انسان فرموده است:
مَثل صفرا که همان زَهره سرخ باشد، مثل زن بد زبانِ با تقوا و صالحه میباشد، چنین زنی از بد زبانی و سرعت خشم خویش مردم را آزار میرساند، ولی در عین حال به سرعت از خشم میافتد و مشکلات و شری را برپا نمیکند.
مَثل خون (دَم) مثل سگِ حار است، اگر وارد خانه شود، باید فوراً وی را از خانه بیرون کُنی یا او را بکُشی.
مَثل بلغم اگر در انسان به حرکت آید، مثل پادشاه یا شخص زورمندی است که وارد خانه شده و تو از او میترسی، باید با آن مدارا نمائی، نه آنکه او را تحریک نمائی و آزارش دهی، بلکه با اِرفاق او را از خانهات بیرون کنی.
مَثل سُودا در بدن مثل انسان کینهتوزی است که نمیتوان فهمید چه قصدی دارد، غفلتاً از جا کنده شده و هر کار بدی را انجام میدهد و با زحمت بسیار باید او را برگرداند.
جدول شماره (2): ویژگیهای عمومی و ظاهری
سرد و خشک (سودایی)
سرد و تر (بلغمی)
گرم و خشک (صفراوی)
گرم و تر (دموی)
معمولأ پیر ولی در هر سنی ممکن است دیده شود/ گرفتگی و بی طراوتی چهره، تیرگی و فرورفتگی زیر چشم و تیره بودن حاشیهی زبان/ دقیق، کنجکاو، درمورد بیماری خود زیاد سوال میکند و وسواس دارد
سن معمولا بالای 40سال/ رنگ چهره، زبان وچشم مایل به سفیدی/ جثه معمولأچاق و عضلات بدن شل با چربی زیاد/ اغلب خانم هستند/ پف آلودگی چهره و ورم پای چشم خصوصأ صبح ها
سن معمولا بین 40 تا20 سال/ رنگ چهره، زبان و چشم مایل به زردی/ جثه معمولأ لاغر/ عصبی و کم تحمل (زود از کوره در میرود)
سن معمولا کمتر از 40 سال/ رنگ چهره، زبان وچشم مایل به سرخی/ جثه معمولأ درشت و عضلانی
ویژگیهای عمومی و ظاهری
شکایات مربوط به اعصاب و روان مثل ا فسردگی، وسواس، ترس و .../ سوزش سر دل/ بد بویی دهان
سنگینی سر، زبان و ا ندامها/ ضعف و بیحالی/ درد استخوان و مفاصل/ سوء هاضمه (نفخ) و آروغ ترش
سرگیجه خصوصا موقع گرسنگی/ تهوع و استفراغ صفراوی/ سوزن سوزن شدن اندام/ خارش بدن/ عصبی شدن زیاد
سنگینی سر، اندام و چشم/ احساس ضربان در سر و بدن/ خمیازه، چرت زدن و کش آمدن/ خون آمدن از لثه و بینی/ افت دهان/ خارش بدن/ کسالت و سستی بدون علت
شکایات معمول
خوردن غذا یا داروی سرد و خشک/ فصل پاییز و مناطق کم باران/ سالهای کهولت و پیری
خوردن غذا یا داروی سرد و تر مثل ماهی، ماست ، ترشی/ فصل زمستان و مناطق سرد سیر و پر باران/ سنین کودکی و پیری
خوردن غذا یا داروی گرم و خشک/ فصل تابستان و نقاط گرمسیر/ مصرف شیر تازه و شیرینی زیاد و ادویه جات/ سنین جوانی(20 تا40 سال)/ خستگی/ روزه/ حمام زیاد یا طولانی
خوردن غذا یا داروی گرم و تر/ فصل بهار/ مصرف زیاد گوشت و شیرینی/ سنین کودکی (زیر 15 سال)
بد تر شدن با
جدول شماره (3): شرح حال
سرد و خشک (سودایی)
سرد و تر (بلغمی)
گرم و خشک (صفراوی)
گرم و تر (دموی)
شرح حال
زیاد ولی زود سیر میشود (اشتهای کاذب)
زیاد/ عدم تحمل گرسنگی
کم
فراوان/ تحمل گرسنگی
اشتها
کم
معمولأ کم
زیاد
زیاد
عطش
کم
زیاد ولی سبک و بدون بازده
کم
زیاد و معمولأ سنگین
خواب
سیاهی، افتادن از بلندی و خوابهای آشفته و ترسناک
اشیای سفید، سرما، باران و برف
اشیای زرد، آتش، آفتاب، صاعقه
اشیای سرخ، خون
رویاها
بی رنگ و رقیق (گاهی به سبزی میزند)
بیرنگ و غلیظ
زرد و رقیق
پر رنگ و غلیظ
ادرار
معمولی
فراوان
دهان خشک
معمولی
بٌزاق
کم
کم (گاه زیاد ولی سرد است )
کم
زیاد و گرم
تعریق
ترشی
ترشی
شوری و شیرینی
شیرینی
طعم مورد علاقه
خسته میشود ولی طاقت زیادی دارد
کم انرژی، کند و بیحال
زیاد، پرانرژی، چالاک و سریع
زیاد، پر انرژی
فعالیت
فکر وخیال و اندیشههای بد/ سوءظن/ دودلی/نومیدی/ وسواس/ میل به تنهایی/ افسردگی/ ترس بدون سبب
عصبانیت بدون تظاهرخارجی (خود خوری)/ آرام و منزوی/ ضعف حافظه و حواس پرتی/ منظم/ ریزبین
زود از کوره در میرود وزود هم آرام میشود/ بد خٌلق/ بی قرار و تند و تیز
دیر عصبی میشود و دیر هم آرام میگیرد/ خوش مشرب و اجتماعی/ بی انضباط/ شجاع/ مستعد شقاوت
اعصاب و روان
توان کم
تمایل کم
تمایل زیاد
تمایل و توان زیاد
جنسی
لکههای تیره روی پوست/ سختی نبض/ خشکی دهان و بینی
پوست سرد و تر/ نبض ضعیف و کند/ رگها نا مشخص/ تری دهان و بزاق زیاد/ ورم اندام و شلی گوشت
بثورات زرد/ نبض سریع وعظیم/ رگها مشخص/ خشکی دهان و بینی
بثورات قرمز مثل جوش و کورک/ پُری نبض
معاینه
برای بهتر متوجه شدن مزاج بدن میتوان از تست پرسشنامههای سنجش (شمارههای 1،2،3،4) استفاده کرد.
پرسشنامه شماره 1(سنجش گرمی)
کاملا صدق می کند
در حد اعتدال
اصلا صدق نمی کند
علامات سنجش گرمی
پوست بدنم گرم است و احساس گرمی بدن دارم
از هوای خنک و فصل زمستان لذت میبرم
رنگ موهایم سیاه و تیره رنگ است
شانههای عریض و قفسه سینه فراخ و پهن دارم
کارهارا با سرعت و شتاب انجام میدهم
سریع حرف میزنم و آدم پُرحرفی هستم
زود عصبانی میشوم
فردی جسور و شجاع هستم
پرسشنامه شماره 2 (سنجش سردی)
کاملا صدق میکند
در حد اعتدال
اصلا صدق نمیکند
علامات سنجش سردی
پوست بدنم سرد است و احساس سردی بدن دارم
از هوای گرم و فصل تابستان لذت میبرم
رنگ موهایم سفید یا بور است
شانههای کم عرض و قفسه سینه کوچک دارم
کارها را کند و بدون شتاب انجام میدهم
آرام و کند حرف میزنم و آدم کم حرفی هستم
دیر عصبانی میشوم
فردی محتاط و ترسو هستم
پرسشنامه شماره 3 (سنجش تری)
کاملا صدق میکند
در حد اعتدال
اصلا صدق نمیکند
علامات سنجش تری
پوست بدنم نرم است
از هوای خشک و بدون رطوبت لذت میبرم
فردی چاق هستم
موهایم نرم و لخت است
پُرخواب هستم
کم حافظه هستم و مطالب را فراموش میکنم
اگر عصبانی شوم زود آرام میشوم
انعطافپذیر بوده و سخت گیر نیستم
پرسشنامه شماره 4 (سنجش خشکی)
کاملا صدق میکند
در حد اعتدال
اصلا صدق نمیکند
علامات سنجش خشکی
پوست بدنم خشک است
از هوای مرطوب لذت میبرم
فردی لاغر هستم
موهایم خشک بوده و لخت نیست
کم خواب هستم
حافظه خوبی دارم و مطالب را زود به یاد میآورم
اگر عصبانی شوم دیر آرام میشوم
انعطاف پذیر نبوده، سخت گیر هستم
خشکی تری سردی گرمی
طریقه استفاده از پرسشنامه سنجش
1. برای هر سوالی پاسخ مناسب بدهید.
2. به جوابهایی که اصلأ صدق نمیکند نمره صفر بدهید.
3. به جوابهای در حد اعتدال نمره یک بدهید.
4. به جوابهای که کاملأ صدق می کند نمره دو بدهید.
سپس اعداد هر پرسشنامه را بهطور جداگانه با هم جمع کنید و در داخل جدول آماری قرار دهید.
توجه:
تفاضل گرمی و سردی: نشان دهنده گرم یا سرد بودن بدن است.
تفاضل تری و خشکی: نشان دهنده تر و خشک بودن بدن است.
اکنون سوال مهم این است که فردی که مزاج سلامتی گرم و خشک دارد باید چه غذایی با چه مزاجی بخورد؟ و یا فردی که مزاج سلامتی سرد و تر دارد باید چه غذایی با چه مزاجی بخورد؟
در جواب باید گفت بعد از بدست آوردن مزاج نسبی بدن خود میتوانیم از جداول شماره 4 و 5 در آخر جزوه استفاده نماییم.
سعدی شیرازی فرمودهاند:
چهار طبع مخالف سرکش چند روزی بودند با هم خوش
چون یکی زین چهار شد غالب جانِ شیرین برآید از قالب
هر نوع از مواد غذایی نیز یک مزاج خاص دارد و اثر خاصی بر روی اَخلاط اربعه میگذارد و آن را به حالت تعادل یا عدم تعادل در خواهد آورد؛ به عنوان مثال، استفاده از مواد غذایی چرب و شیرین بطور مداوم، صفرا را افزایش میدهد، همچنان که پرخوری و عدم رعایت اعتدال در مصرف مواد غذایی موجب غلبهی خون میشود.
استفاده از ترشیجات سرکه و لبنیات به مقدار زیاد موجب طغیان و ازدیاد بلغم، و خوردن غذاهای نمک سود شده و مانده و نیز خوردن بادمجان به مقدار زیاد و یا گوشت حیوانات پیر سبب ازدیاد سودا میگردد.
و قابل ذکر است که هر یک از اخلاط چهارگانه که در شخص غلبه نماید جهت برگرداندن آن به حالت اعتدال میبایست غذاها و میوههای طبع مخالف استفاده نماید. مثلاً اگر صفراء غلبه نماید چون مزاج صفراء گرم و خشک میباشد شخص باید خوراکیهای مزاج سرد و تر را مصرف کند.
مزاج زوجین
همانطورکه گفته شد گرم مزاجان افرادي فعال و پر جنب و جوش هستند و سرد مزاجان افرادي کند و بیحال هستند.
حال اگر زن و شوهر داراي مزاج مختلف باشند به سختی می توانند همدیگر را تحمل کنند. این مسئله در مورد دو دوست هم صادق است. در زندگی خوابگاهی به کثرت مشاهده شده است که افراد داراي مزاج مختلف نمی توانند همدیگر را تحمل کنند و معمولا به رفتار همدیگر گیر می دهند. فرضا اگر همدیگر را تحمل کنند، عشق حقیقی بین آنها بوجود نخواهد آمد.
فرد فعال و پر انرژي از فرد فعال و پر انرژي خوشش میآید. تصور کنید زن و شوهر براي یک مهمانی دعوت شده اند. زن مزاج سرد دارد و شوهر بسیار گرم است. شوهر به علت گرم مزاج بودنش فوراً سر و وضع خود را مرتب کرده و آماده رفتن میشود. اما زن به علت سرد مزاج بودنش بسیار کند عمل کرده و شوهر مدت زیادي منتظر می ماند تا زن آمادة رفتن شود. حال اگر از این سنخ تضادها در زندگی زیاد باشد، به مرور زمان عشق و علاقه زوجین را نسبت به هم کم خواهد کرد.
همانطور که گفته شد افراد صفراوي حافظه خوبی دارند و تیز هوش هستند. این افراد باید با هم سنخ خود یعنی افرادِ داراي مزاج گرم و خشک ازدواج کنند؛ چون در صورت عدم رعایت تطابق مزاجی این افراد قادر به درك یکدیگر نخواهند بود.
دموي مزاجان (گرم و تر) داراي روحیه شاد، خوش مشرب و اجتماعی هستند. حال تصور کنید چنین فردي با یک فرد سوداوي (سرد و خشک) ازدواج کند. فرد سوداوي گوشه گیر بوده و تمایلی به شرکت در اجتماعات ندارد.
این دو نفر به علت تقابل مزاجی که دارند نمی توانند باهم کنار بیایند.
یکی از خصوصیات بلغمی مزاجان، خونسردي و بی خیالی آنها در حوادث و مشکلات است. ضرب المثل دنیا را آب میبرد او را خواب میبرد. در رابطه با آنها صادق است. حال اگر یک طرف بلغمی باشد و طرف دیگر گرم باشد، یک طرف همیشه در اضطراب خواهد بود و طرف دیگر بی خیال. فرد گرم مزاج از بی خیالی طرف مقابلش خسته می شود و این وضعیت در دراز مدت باعث تنفر و انزجار او از طرف مقابلش خواهد شد. متقابلا فرد سرد مزاج (بلغمی) نیز فرد گرم مزاج را به خاطر اضطراب و عجول بودنش سرزنش می کند.
نکته:
1. در مسألۀ مدیریتی
در حالات کلی، به علت گرم تر بودن مزاج مردان، مدیریت جامعه و خانواده با مردان است. اما اگر زن، گرم مزاج باشد و گرمی مزاج او بر مردان غلبه کند، می تواند مدیریت کند و در رده هاي مدیریتی بالا تاثیر گذار باشد.
مثلا اگر دو بچه که یکی سرد مزاج و دیگري گرم مزاج است، در کنار هم قرار بگیرند، مدیریت با بچۀ گرم مزاج خواهد بود.
2. در مسألۀ تقاضاي جنسی
اگر زوجین از لحاظ مزاجی متشابه باشد یعنی هر دو گرم مزاج یا هر دو سرد مزاج باشند، به یک اندازه احساس نیاز به آمیزش جنسی پیدا می کنند و به تبع بهتر می توانند همدیگر را ارضا کنند.
حال اگر یک فرد دموي با یک فرد سوداوي ازدواج کند، فرد دموي بنا به اقتضاي طبع خودش بسیار آرزوي
(نیاز) جماع دارد اما فرد سوداوي تمایل کمتري به جماع دارد. این تضاد باعث می شود که دو طرف نتوانند همدیگر را ارضا کنند. فرد سوداوي به سبب درخواست زیاد همسرش براي جماع خسته می شود و از طرفی فرد دموي از عدم تمایل همسرش گله می کند.
3. درمسألۀ اوج گیري لذت جنسی
افراد گرم مزاج، سریعتر به ارگاسم جنسی می رسند. اگر زوجین هر دو گرم باشند، چون هر دو سریع به ارگاسم جنسی می رسند پس مشکلی پیش نمی آید. اگر هر دو سرد باشند نیز وضعیت به همین شکل است.
اما اگر مرد بسیار گرم مزاج باشد و زن سرد مزاج، مرد خیلی سریع به اوج می رسد ولی زن فاصلۀ زیادي تا به اوج رسیدن دارد. (البته در حالت کلی مرد سریعتر به اوج لذت جنسی می رسد. اما اگر تطابق مزاجی بین آنها نباشد این فاصله بیشتر خواهد شد). این وضعیت باعث می شود تا زن بطور کامل ارضا نشود و در نتیجه باعث تنفر و انزجار از شوهر شده.
در نتیجه زوجین براي تفاهم بیشتر باید تطابق مزاجی داشته باشند.
پس میبینیم که همه موجودات عالم اعم از فصول، گیاهان، حیوانات و بدن انسانها، مزاج دارند. اگر ما مزاج خویش را بشناسیم میتوانیم با طبیعت هماهنگ شده و آنگاه میدانیم که چه بخوریم، چه بپوشیم و چه بگوییم تا بتوانیم به سمت تعالی پیش رفته و به آن هدف متعالی ترسیم شده برای این عالم ماده دست یابیم.
لذا پایه و اساس تمامی علوم طبیعی اعم از زیستشناسی، طب، حتی علوم الهی، خداشناسی، شناخت خود، شناخت بدن و نیز شناخت مزاج انسانی است.
امام على (ع) به يكى از دانشمندان يهود فرمودند:
هر كس طباع او معتدل باشد مزاج او صافى گردد، و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد، و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آن چه كه ارتقايش دهد بالا رود، و هر كه به سوى آن چه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد و هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى، و به باب ملكى درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.
پس يهودى گفت: الله اکبر! اى پسر ابوطالب! همۀ فلسفه را گفته اى چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده ى.
اندام ها (اعضا):
عضو یا اندام از ترکیب اخلاط حاصل می شود.
اندام ها به دو دسته اندام های ساده و مرکب تقسیم می شوند:
اندام ساده: یعنی اندامی که اجزای تشکیل دهنده آن یکسان است. این اندام ها شامل استخوان، غضروف، وتر، رباط، عصب، شریان، ورید، غشاء ، پوست، چربی، گوشت، مو، ناخن هستند.
اندام مرکب: به اعضای مختلف بدن که از اندام های مفرد تشکیل شده اند گفته می شود، مثل چشم، گوش، دست و .....
اندام ها از نظر کاربرد به شکل زیر دسته بندی می شوند:
اندام ها از نظر کاربرد:
1. رئیسه:
بقای شخص: صدمه به آنها باعث آسیب به بقای شخص یا بقای نوع می شود. قلب، مغز (دماغ)، کبد
بقای نوع: برای تکثیر و ادامه نسل لازم اند. بیضه ها و تخمدان ها + قلب، مغز و کبد
2. غیر رئیسه:
الف) خادم الرئیسه:
شرایین: خادم قلب
اعصاب: خادم دماغ
وریدها (اورده): خادم کبد
مجاری منی: خادم گنادها (بیضه و تخمدان)
ب) غیر خادم الرئیسه:
مرئوسه: دریافت قوا از طریق شریان، عصب و ورید از اعضای رئیسه. کلیه، طحال، معده، ریه
غیر مرئوسه: قوای غریزی مخصوص خود را دارند و از اعضای رئیسه قوایی به آنها نمی رسند. غضروف، استخوان
اولین نفری باشید که پسند می کنید
نادرگوهر مطهر اطلاعات
نادرگوهر مطهر
به نام خدا
مدرس و کارشناس طب سنتی
برگزرای دوره های مختلف طب سنتی
آمار
0 رتبه بندی مقاله
7 کل مقالات
0 مجموع نظرات مقالات

























