به نام خدا
اَخلاط
خِلط جسم روان و مرطوبی است که در نتیجه تغییرات انجام شده بر روی غذا در دستگاه گوارش بوجود میآید.
غذا در اثر جویده شدن و آمیختن با بزاق و ترشحات معده و حرکات دستگاه گوارش به ترکیبی شبیه سوپ جو به نام کیلوس معده تبدیل میشود. سپس این ماده سوپ مانند توسط عروق ماساریگا (روده بند) به کبد میرود و آنجا نیز تحت تاثیر حرارت کبد به کیموس کبدی تبدیل میشود. کیموس کبدی حاوی چهار خِلط به نامهای صفرا، دَم، بلغم و سُودا میباشد؛ به عبارت دیگر غذا تحت تاثیر اعمال دستگاه گوارش به اخلاط تبدیل میشود و تعادل این اخلاط چهارگانه نقش مهمی در حفظ سلامتی و یا ایجاد بیماریها دارد. اگر اخلاط ایجاد شده مقدار معتدل و کیفیت صالح داشته باشند موجب سلامتی بدن میشوند و اگر این اخلاط بیش از حد طبیعی کیفیت ناصالح داشته باشند زمینهی بروز بیماریها مهیا میشود.
انواع هضم
به صورت کلی چهار نوع هضم داریم (بنابر بعضی نظرات، سه نوع):
هضم اول هضم معدی است و نتیحه آن کیلوس معدی و ماده دافعه آن، مدفوع از روده است.
هضم دوم هضم کبدی است که نتیجه آن تولید کیموس کبدی است و ماده زاید آن، ادرار از کلیه است.
هضم سوم و چهارم هضم عروقی و عضوی است و ماده دفعی آن تحلیل نامحسوس از منافذ و مسام بدن
عرق، چرک و ترشحات (وسخ) گوش، بینی و ...، رشد و زواید طبیعی بدن مثل مو و ناخن، ترشحات غیر طبیعی مثل التهاب ها، زخم چرکی و ...
هر کدام از اعضای بدن از اخلاطی که در سراسر عروق در حال گردش است به میزان نیاز و تناسب وظیفه و مزاج خود برداشت می کنند، مثلا استخوان بیشتر از سودا استفاده می کند تا ثبات و استحکام بیشتری داشته باشد.
نکته: اختلال در هر یک از مراحل هضم باعث اختلال در تولید متعادل اخلاط می شود. بنابراین برای تولید خلط خوب باید غذای مناسب با ترکیب متعادل خورده شود تا کیلوس معدی طبیعی ایجاد گردد و به دنبال آن، اخلاط صالح از آن تولید شوند. همچنین باید حرارت و هضم و جذب، کافی و خوب باشد زیرا ممکن است فرد غذای سالم بخورد ولی دستگاه گوارش با اعضای دیگر به طور غیر مستقیم اختلال داشته باشند و اخلاط نا صالح تولید کنند.
عوامل ایجاد کننده خلط در بدن
برای به وجود آمدن هر جسمی از جمله اخلاط، چهار سبب مادی، فاعلی، صوری و غایی لازم است به طوری که اگر هر یک نباشد، جسم ایجاد نمی شود.
سبب مادی، ماده اولیه ای است که جسم از آن به وجود می آید. عاملی که روی ماده اثر کرده و جسم را ایجاد می کند، همان سبب فاعلی است. منظور از سبب صوری، طرح و شکل جسم است و در نهایت، فایده و کاربردی که از جسم انتظار می رود سبب غایی آن است. به طور مثال، برای به وجود آمدن یک صندلی چوبی، سبب مادی، چوب و سبب غایی، نشستن روی آن است.
عوامل ایجاد کننده خلط
1. عامل مادی، همان غذا می باشد.
2. عامل فاعلی، گرمی سردی خشکی و تری که در کبد ایجاد می شود.
3. عامل صوری، خصوصيات (شامل رنگ، بو، طعم و حالت) خلط.
4. عامل غایی، فوايد و عملكرد اخلاط در بدن انسان ميباشد.
تعریف نضج
نضج عبارت است از گوارش کامل به نحوی که اجزای ماده، قوام معتدل و تناسب لازم را برای استفاده در بدن کسب کنند. بر این اساس، هر خلطی به قوامی شایسته و نضجی خاص برای خود نیاز دارد. به بیان دیگر، نضج خلط یعنی اعتدال هر خلط در کیفیت و کمیت و قوام شایسته و متناسب با آن، به گونه ای که برای تندرستی فرد سودمند باشد.
نکته: ماده در بدن به دو شکل باقوام و بدون قوام وجود دارد. ماده باقوام عبارت است از اخلاط چهارگانه و مائیت و ماده بدون قوام شامل دخان، بخار و ریح است.
جایگاه و وظایف اخلاط در بدن
صفرا
مایعی است زرد رنگ، تلخ و مزاجش گرم و خشک، این خلط در کبد تولید میشود و جایگاه آن در کیسه صفراست. صفرای طبیعی همان کف خون است و رنگ آن سرخ مایل به زرد میباشد. صفرا سبب شستن رودهها از بلغم میشود و باعث تحریک دفع میگردد. ریه نیازش به صفرا بیشتر است و در دم و بازدم صفرا کمک رسان ریه میباشد.
دَم (خون)
مایعی است سرخ رنگ و گرم و مرطوب جایگاه آن در کبد است و از راه عروق در بدن جاری است. خون برترین و مفیدترین اخلاط است و رساننده غذا به اعضاء است.
بلغم
مایعی است که در معده و کبد تولید میشود و همراه با خون در جریان است و طبع آن سرد و تر است. بلغم در اثر پخته شدن و نُضج (گوارش کامل به نحوی که اجزای ماده قوام معتدل و تناسب لازم را برای استفاده در بدن کسب نمایند) به خون تبدیل میشود (خون خام). وجود بلغم برای اندامهای بلغمی مانند مغز ضروری است.
سُودا
مادهای سیاه رنگ است که در کبد تولید میشود و جایگاهش در طحال است. مزه آن گس مایل به تلخی است. در واقع رسوباتی است که در خون ایجاد میگردد و تیرگی خون از آن است. قسمتی از سودا همراه خون است و باعث قوام آن میشود و قسمتی دیگر به طحال میرود و باعث تقویت دهانه معده و سبب تحریک اشتها میشود.
تعادل این چهار خِلط به غذاهایی که میخوریم بستگی دارد، هر کدام از این اَخلاط که زیاد شود به منزله تغییر است و اگر دو خلط زیاد شد بیمار خواهیم شد و همچنین هر خلطی که بسوزد قابل تبدیل شدن به سُودای غیرطبیعی است که باید از بدن خارج شود و اگر خارج نشود موجب بیماری میشود و تشخیص آن با طبیب است.
به عنوان مثال در خون بدن انسان حدودا 1% خلط صفرا، 49% خلط دم، 49% خلط بلغم و 1% خلط سودا مورد نیاز است.
زیاد یا کم شدن هرکدام از این اخلاط در خون باعث بوجود آمدن تغییر شکل در ساختمان بدن و همچنین تفاوت در استعدادها و رفتارها میشود. به همین دلیل است که هر فردی دارای اندامی خاص با تمایلات و خصوصیات رفتاری و علاقه مندیهای متفاوت است.
اگر یکی از این اخلاط کمی از حد خود بیشتر شود. مزاج را به آن ربط میدهیم
مثلا اگر صفرا کمی در فردی بیشتر باشد. خصوصیات گرمی و خشکی در فرد بیشتر دیده میشود. و به این فرد یک فرد صفراوی میگوییم. اما اگر صفرا زیاده از حد بیشتر شود. باعث بوجود آمدن مشکلات و بیماریهای صفراوی در فرد میشود. مانند زردي رنگ پوست، عصبانیت، تشنگی، لاغري، تلخی دهان، خشکی پوست و مو ایجاد می شود. که در این حالت میگوییم فرد غلبه صفرا دارد.
علت اکثر بیماریها از کمی یا زیادی یک یا چند خلط است. بیماری زمانی در بدن اتفاق میافتد که میزان تجمع زیاد باشد. مثلا فلفل صفرای مفید در بدن ایجاد میکند. اما اگر فلفل زیاد مصرف شود صفرا، زیادی بالا میرود و مشکل ساز خواهد شد.
میزان تجمع اخلاط = (خروجی + تولید + مصرف) – (ورودی)
اگر ورودی ماده ای به بدن زیاد از حد باشد پس میزان تجمع آن ماده در بدن زیاد میشود پس راه درمانش طبق فرمول بالا، میزان تولید، مصرف یا خروجی را بیشتر کنیم تا تجمع زیاد ماده در بدن مشکل ساز نشود.
مثلا استرس و اضطراب زیادی سردی را در بدن بالا میبرد و باعث بوجود آمدن افسردگی میشود. پیاده روی، تفریح و... می توانند این سردی را مصرف کنند و مانع تجمع سردی در بدن بشوند.
بر مبنای کتاب اکسیر اعظم با تقسیمبندی افراد به چهار مزاج اصلی گرم و خشک (صفراوی)، گرم و تر (دَموی)، سرد و تر (بلغمی) و سرد و خشک (سُوداوی) تقسیم میشوند، اگر هرکس مزاج خود را بشناسد و تدابیر لازم را برای تعادل رعایت کند و غذاهای مخصوص مزاج خود را بخورد هرگز بیمار نمیشود.
بر مبنای این کتاب، مردم یا لاغر هستند یا فربه که هر کدام نیز به دو گروه بخش میشوند.
لاغرها
1. لاغرهایی که رنگ پوستشان یا بسیار سفید یا سفید مایل به رُصاصی (سربی) یا سفید مایل به سبز است و پوستی نرم و بیمو با رگهای باریک دارند و کمخون هستند دارای مزاج اصلی سرد و خشک میباشند.
2. دسته دومِ لاغرها، سیاه چرده یا سیاه چردگان مایل به سرخی یا گندم گونی هستند که پُرمویاند و پوست بدنشان صلب (سفت) و درشت (زبر) است و رگهای فراخ و گشاده دارند و نسبت به دسته اوّل لاغرها گوشت آلودتر میباشند و مفاصلشان قوی و برجسته است. اینان دارای مزاج اصلی گرم و خشک هستند.
فربهها
1. گروهی که فربهیشان بیشتر از پیه (بافت چربی) است و بافت عضلانیشان کم میباشد و پوست سفید رنگ، نرم و بیمو دارند و مفاصلشان در زیر بافتهای سطحی پوشیده و رگهایشان باریک است. این افراد مزاج سرد و تر دارند.
2. گروه دیگر افراد فربه کسانیاند که فربهایشان بیشتر از گوشت است و رنگ پوستشان به سرخی و گندم گونی میزند و پُرمو، پُرخون و دارای رگهای گشاده و فراخ هستند. اینها دارای مزاج گرم و تر میباشند.
نشانه هاي کلی مزاج
مواردي که با توجه به آنها می توان در مورد وضعیت کلی مزاج ذاتی بدن قضاوت کرد، عبارتند از:
1. ملمس
2. گوشت و چربی (هیکل یا سحنه)
3. مو
4. رنگ بدن
5. خواب و بیداري
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن
7. کیفیت مواد دفعی بدن
8. حالات نفسانی
9. بزرگی و کوچکی اعضا
10. چگونگی تاثیر پذیري از کیفیات چهارگانه
باید توجه داشت که بسیاري از نشانه هایی که گفته می شود، علایم طبیعی و ذاتی افراد است و تا زمانی که
موجب اختلال در عملکرد شخص نشوند بیماري محسوب نمی گردند.
1. ملمس
کیفیتی که طبیب هنگام لمس بدن شخص معاینه شونده حس می کند. این نشانه یکی از مهمترین ابزار تشخیصِ میزان گرمی و سردي و همچنین رطوبت و خشکی بدن است. احساس نرمی هنگام لمس، دلیل بر رطوبت، احساس سفتی دلیل بر خشکی مزاج، احساس حرارت هنگام لمس، نشانۀ گرمی و احساس سرما دلیل سردي مزاج است. براي تشخیص صحیح از طریق ملمس، طبیب و بیمار باید شرایط خاصی داشته باشند.
شرایط لمس شونده و لمس کننده
شخص به هنگام لمس یا به فاصله کمی از آن، نباید در معرض حرارت، سرما، فعالیت یا هیجان شدید باشد بلکه باید شرایط جسمی و روحی و پوشش طبیعی داشته باشد.
2. هیکل
اندازة کلی بدن می باشد. هیکل ها دو نوعند:
الف: هیکل هاي مینیاتوري یا لاغر که شامل مزاج هاي سرد و خشک و گرم و خشک می باشند؛ زیرا خشکی مانع رشد می شود.
ب: هیکل هاي درشت و حجم دار که بعضی با غلبۀ چربی بر بدن همراه هستند که این ها معمولاً داراي مزاج سرد و تر هستند، و برخی عضلانی می باشند که این افراد معمولاً داراي مزاج گرم و تر هستند زیرا از شرایط لازم براي رشد، رطوبت و حرارت است و فردي که مزاج گرم و تر دارد درشت هیکل می شود. به عبارت دیگر، میتوان گفت که زیاديِ گوشت و چربی، دلالت بر رطوبت و کمیِ آنها دلالت بر خشکی می کند.
3. مو
سرعت رشد مو نشانۀ گرمی و خشکی مزاج است و اگر این سرعت خیلی زیاد باشد نشانۀ توأم بودن حرارت و خشکی است. زیاديِ مو بر حرارت دلالت می کند و توأم بودن رطوبت و سردي باعث کاهش سرعت رشد مو و تُنکی و نازکی آن می شود.
به طور کلی: زیادي، ضخامت، مجعد بودن و سیاهی مو بر گرمی و خشکی مزاج دلالت دارد و بر عکس آنها (کمی، نازکی، صافی و سفیدي مو) بر سردي و تري مزاج دلالت می کند.
4. رنگ بدن
رنگ بدن علامت بسیار خوبی براي تشخیص مزاج است به شرطی که دقت کافی در تشخیص رنگها مبذول شود.
رنگ سفید (شبیه به رنگ مهتاب) نشانۀ غلبۀ بلغم است.
رنگ سرخ دلیل غلبۀ دم یا گرمی مزاج است.
رنگ زرد (رنگ آفتابی) نشانۀ غلبۀ صفرا یا گرمی مزاج و یا کم خونی می باشد.
رنگ تیره یا کمودت چهره نشانۀ غلبۀ سودا و یا کم خونی میباشد.
رنگ سرخ و سفید در فرد معتدل دیده می شود.
باید توجه داشت که رنگ بدن، حالت مطلق ندارد و تحت تأثیر عوامل محیطی و مواردي مثل بیماري اعضاي
مختلف بدن تغییر می کند.
5. خواب و بیداري
اعتدال در خواب و بیداري نشانه اعتدال مزاج خصوصا اعتدال در مغز است. رطوبت و برودت باعث پرخوابی می شود. به همین علت افراد با مزاج تر به خواب بیشتري نیاز دارند. خشکی و حرارت موجب بیداري (کم خوابی) است.
نکته: در حالت مزاج عارضی (سوء مزاج)، صفراوي ها بیشترین مشکلات خواب را دارند؛ هم دیر خوابشان میبرد و هم زود از خواب می پرند. سوداوي ها نیز در درجۀ بعد دچار مشکل خواب هستند. این گونه افراد، در خواب رفتن مشکل دارند و معمولاً خوابشان سبک می باشد. در اشخاص کم خواب مثل افراد صفراوي و سوداوي، بسته به شرایط میتوان از مرطّبات مانند کاهو، دوغ بی چربی، آب انار، آب لیمو شیرین، ماء الشعیر و خاکشیر استفاده کرد.
6. چگونگی افعال صادر شده از بدن
صحیح و کامل بودن افعال دلیل بر کمال صحت بدن است و ایجاد مرض، مستلزم غیر طبیعی بودن افعال است. افزایش سرعت افعال، نشانۀ حرارت مزاج است. به عنوان مثال سرعت رشد بدن و سرعت رویش مو و دندان دلیل حرارت هستند و همچنین توأم بودن افعال با اضطراب و تشویش نیز بر حرارت مزاج دلالت می کنند ولی بر عکس، هرگاه ضعف و سستی و کندي در افعال دیده شود نشانۀ سردي مزاج است.
7. کیفیت مواد دفعی از بدن
اجابت مزاج طبیعی آن است که به ازاي هر بار مصرف غذا، یک بار دفع انجام شود. حرارت و خشکی موجب کاهش اجابت مزاج می شوند بنابر این معمولا در افراد صفراوي و سوداوی یبوست دیده میشود.
گرمی مزاج و غلبه صفرا باعث می شود مواد دفعی شامل ادرار، مدفوع، منی و عرق، داراي بوي تند و پر رنگ باشند و عکس این نشانه ها بر سرديِ مزاج دلالت دارد.
8. حالات نفسانی
قدرت و بلندي صدا، سرعت و پیوستگی کلام، زود عصبانی شدن و سرعت حرکت، نشانۀ حرارت مزاج هستند. افراد گرم و خشک که حرارت زیادي دارند، معمولاً تندخو بوده و زود عصبانی می شوند. این افراد، بیقرار، تند و تیز، پر کار و فعال هستند و نیز حافظۀ خوبی داشته و از قدرت تجزیه و تحلیل بالایی برخوردارند.
صاحبان مزاج سرد و خشک، در اوج ثبات بوده و کارها را به آرامی و بدون عجله انجام میدهند. این افراد معمولا درون گرا بوده و کمتر با دیگران می جوشند و مستعد افسردگی هستند. اشخاص سرد و تر، حافظۀ خوبی ندارند؛ خواب آلود، صبور و خونسرد هستند.
افراد گرم و تر، شجاع، جسور و خونگرم هستند و به خوبی با دیگران ارتباط بر قرار می کنند.
9. بزرگی و کوچکی اعضاء
بزرگ و وسیع بودن قفسۀ سینه، مشخص بودن عروق، عظیم بودن نبض، بزرگی دست و پا و مشخص بودن کامل مفاصل، دلالت بر حرارت می کنند و علائم معکوس، نشانه برودت (سردي) مزاج است.
10. چگونگی تأثیرپذیري از کیفیات چهارگانه
سرعت تأثیرپذیري از هرکدام از کیفیت هاي چهارگانه یعنی: حرارت (گرمی)، برودت (سردي)، رطوبت (تري) و یبوست (خشکی) دلیل بر غلبۀ همان کیفیت است. به عنوان مثال اگر بدن نسبت به گرما سریعاً دچار انفعال شود، نشانۀ گرمی مزاج می باشد.
آنچه تاکنون گفته شد نشانه هاي مزاج اصلی بود که همگی در شخصی که به طور ذاتی صاحب آن مزاج باشد طبیعی است. اگر به هر علتِ درونی یا بیرونی، مزاج دچار تغییر شود، علائمی در شخص ایجاد میگردد که نشانه هاي مزاج عارضی است. اگر این وضعیت به طول انجامد و درمان صورت نپذیرد، سوء مزاج رخ خواهد داد.
فرق میان مزاج اصلی و عارضی آن است که شخص در مزاج اصلی به چیزهایی مانند مزاج خود تمایل دارد؛ اما در مزاج عارضی، تمایلات بیمار بر خلاف مزاج می باشد، مگر آنکه به علت مزمن شدن بیماري، مزاج عارضی همچون مزاج اصلی شود (مستحکم شود).
لازم است پس از شناخت صحیح مزاج، بیمار در زمان بیماري از غذاهایی که تمایل زیاد به خوردن آنها پیدا می کند و بر خلاف مزاج اصلی اوست پرهیز نماید.
همانطور که گفته شد فرد گرم مزاج علائم گرم مزاجی را دارد یعنی افعال و حرکات او از کیفیت گرمی ناشی می شود. مثلا پر تحرك است، با نشاط است، فعال است، پر انرژي است، چالاك و سریع است، فعالیت زیاد دارد. اما فرد سرد مزاج علائم سردي از او صادر میشود. سردي سکون می آورد، خمودي می آورد، سستی می آورد؛ این افراد، کم انرژي، کند و بیحال هستند. براي انجام کارها مرتباً باید آنها را حمایت کرد و باید به آنها انرژي داد.
ویژگی مزاجهای چهارگانه
افرادی با مزاج گرم و خشک (صفراوی)
افراد صفراوي عنصر آتش در آنها غلبه دارد و خصوصیات آتش از آنها بروز می کند مثلا زود عصبانی می شوند و زود هم آرام میگیرند و بعضا بد خلق هستند. تند و تیز و بی قرار هستند و همانطور که آتش یکدفعه زبانه می کشد و زود فروکش می کند، این افراد هم داراي یک خصوصیت در تمام افعال خود هستند و آن، تصمیم آنی و به اوج رساندن کارها و یکدفعه رها کردن و ترك آن کارها است. این خصوصیت به علت گرمی بالا (گرمی و خشکی) می باشد. افراد دموي، گرمی کمتري نسبت به صفراوي ها دارند.
افراد صفراوي به علت گرماي زیاد، نا آرام و مضطرب هستند و افعال خود را با طمأنینه و وقار انجام نمی دهند. علت این امر آن است که گرما باعث تشویش و عدم سکون و اضطراب میشود. این افراد یک کار را با جدیت شروع کرده و بر روي آن پافشاري می کنند اما یک دفعه آن را رها می کنند؛ گاهی پر جرأت و گاهی آرام هستند؛ حاضر جواب و با هوش، سریع و چالاك و پر انرژي هستند؛ گاهی با اراده و گاهی سست می شوند.
لاغر اندام اما مفاصل و استخوان بندی درشت و برجسته، موهای سیاه و گاه مُجَعد دارند و به علّت حرارت و خشکی زیاد، بیشتر مستعدّ تاسی سر هستند، خشکی دهان و عطش فراوان دارند؛ دارای منافذ پوستی درشت، رگهای دست معمولا آشکار، موی سر خشک و ضخیم و برجسته، رنگ مو زرد و خرمایی، درک سریع مطالب، خیلی گرمایی هستند و در تابستان اذیت میشوند. پائیز و زمستان را دوست دارند، مقید به اصول، منظم و حساس و آیندهنگر، مردمک چشم میشی روشن.
صفراویها با خوردن خوراکیهای خیلی گرم دچار خارش و کهیر میشوند، توان هضم غذا بالا، تشنگي زیاد، کم اشتهايي، علاقه به نوشيدن آب يخ و خوردن يخ، گرایش به شیرینی و شوری دارند، نبض پر و قوی دارند، زود عصبانی شده و زود هم عصبانیتشان فروکش میکند.
این افراد بسیار پر انرژی و پرحرف، باهوش و زیرک و همچنین، در کارها چالاک و سریع، دقیق، منظم، تیزبین، میل بالای جنسی و توان جنسی متغیر دارند، پیوسته سریع و بلند صحبت میکنند، خوابشان کم و سبک است، قدرت هاضمه آنها خوب و معمولاً یبوست دارند، از حافظه و قدرت یادگیری بالایی برخوردارند، روابط اجتماعی آنها قوی و عجول و بیقرارند.
اصولاً مزاج های گرم (دموی و صفراوی) از لحاظ اعمال بدنی و خصوصیات حیاتی از قدرت بالایی برخوردارند و گرما موجب افزایش کارکرد اعضای مختلف از مغز و اعصاب گرفته تا اندامهای دیگر میشود.
رژیم غذایی مناسب برای صفراویها در غلبه صفرا غذاهای سرد و تر است و این افراد غالباً در اثر حجامت تعدیل مزاج یافته و رنگ و رویی به مراتب روشنتر از قبل خواهند داشت؛ اشتهای آنان با حجامت افزایش مییابد و در صورت تکرار حجامت فربه و چاق میشوند.
نمونهای از رژیم غذایی مناسب برای افراد صفراوی در غلبه صفرا کاهو ست که سرد و تر بوده و برای دفع صفرا مفید است، ماهی، ماست و به طور کلی لبنیات، مرکبات، ماءالشعیر، آبغوره، آب لیموترش تازه برای صفراویها مفید و لازم است.
نشانههاي غلبهي صفرا
در پوست و تیپ بدنی
رنگ پوست متمایل به زردی، پوست خشک و گرم، اگزما، زبري پوست صورت، ترک خوردن پوست دست و پا، پوسته پوسته شدن پوست سر (شورهي سر، رنگ مایل به زردی)، نمايان شدن لکههاي زرد يا قهوهاي در صورت و يا ديگر اعضاي بدن، ريزش مو و ابتلاء به بيماري آلوپسي (ريزش موضعي مو)، گودی چشمها، بدن کم مو یا بی مو، احساس گِزگِز و سوزن سوزن شدن بدن.
در بازتابهای روانی و رفتاری
بیقراری، بهانه جويي و تند خويي، ديدن خواب هاي هولناک مانند جنگ و ستيز و شعله، سفیدی چشم متمایل به زردی، دارای استعداد خشونت و بدخلقی و پرخاشگر (معمولا باعث رنجش دیگران میشود)، ناآرام و دودل.
در دستگاه عصبی
سردرد و درد شقيقه، نبض شقیقه.
در دستگاه گوارش
مزة صبحگاهی دهان تلخ، دهان و زبان خشک و زبر، داشتن حالت تهوّع، ناراحتي معده، جوشش دهانه معده، داشتن یبوست.
در دستگاه تنفسی
بینی خشک
در دستگاه دفع ادراری
اولین ادرار صبحگاهی زرد پُررنگ و گاهی سوزان است.
در دستگاه حرکتی
سریع راه میروند و معمولا عجول هستند، موقع نشستن و برخواستن مفاصلشان صدا میدهد.
افرادی با مزاج گرم و تر(دَموی)
افراد دموي چون عنصر هوایی در آنها غالب است خصوصیات رکن مربوط به خود (هوا) را دارند. دیر عصبانی می شوند و دیر هم آرام می شوند. افرادي شجاع، خوش مشرب و اجتماعی هستند. با همه کس دوست میشوند و اهل بگو و بخند هستند. افرادي شاد و فعال، بلند پرواز، خوش اخلاق و خوش رو، شجاع، صبور و سخاوتمند هستند، میل و توان جنسی بالا دارند؛ یعنی هم در عشق و عاشقی سرآمد هستند و هم توان و قوة جنسی بالایی دارند.
این افراد هیکل درشت و چارشانه و بدنی عضلانی، نبض پُر و قوی دارند، خوب میخوابند و تحمل بیخوابی را نیز دارند؛ پوستشان گرم و مرطوب و نَرم است؛ رنگ پوستشان گندمگون یا گلگون (سرخ و سفید) است؛ رنگ مردمکشان میشیِ تیره و سیاه است؛ موی سرشان پُرپشت، قابل انعطاف و دارای پیچ درشت است.
رنگ مویشان سیاه خرمایی تیره و روشن و معمولاً بدنی پُر مو دارند؛ نه گرمایی هستند و نه سرمایی، امّا به نسبت تحمل سرما برایشان راحتتر است؛ میل به شیرینی دارند و همه نوع غذا را میتوانند بخورند و قدرت هضم و اشتهایشان خوب است و معمولاً یبوست ندارند.
معمولاً افرادی بیخیال و سرزنده و اغلب بیحساب و کتابند، با اعتماد به نفس بالا، خوش اخلاق، صمیمی، خوشرو و آرام، معمولاً اهل ریسککردن، اکثراً بینظم، دارای هوش و حافظه بالا، سریع و پر انرژی، بلند پرواز، اهل خیر و معنویت، استعداد ابتلا به بیماریهای قلبی و عروقی و فشار خون بالا، عروق روی دستها برجسته، قدرت حرکات بدنی بالا، صدایی رسا و محکم دارند.
افراد دموی در غلبه دم باید غذاهای خنک و سرد مثل آش آلو، آب زرشک، خیار، مرکبات و ماست مصرف کنند تا حرارت بدنشان تعدیل شود و اگر فرد دموی همراه با غذای گرم مثل شیرینیجات از مواد و اغذیه سرد استفاده نکند، دچار جوش و خارش بدن، گُرگرفتگی، بیقراری، کهیر، سوزش ادرار، سوزش سَرِدل (دهانه معده) و آفت دهان خواهد شد.
حجامت به عنوان مؤثرترین درمان در غلبه دم برای دموی مزاجها مطرح است و چون دَم گرم و تر است، رژیم غذایی مناسب برای دَمویها رژیم غذایی سرد و خشک است.
علائم غلبه خون (دَم)
در پوست و تیپ بدنی
خارش بدن، بروز دمل و جوشهاي ريز سرخ در بدن به خصوص در پيشاني و پشت سر و در قسمت کتف و شانهها، منافذ پوستی درشت، رنگ سفیدی چشم گرایش به قرمز، بدن داغ، عرق بدن زیاد و سرخي رنگ بدن.
در بازتابهای روانی و رفتاری
کسالت و خمودگي مداوم، مطالب جدید را خوب درک نمیکنند و زود فراموش میکنند، معمولاً بدحال در تابستان و مستعد شقاوت آنی.
در دستگاه عصبی
خواب زیاد و سنگین و این حالت در فصل بهار تشدید میشود، دهان دره (خمیازه)، کش و قوس بدن و کشیدن دستها به اطراف، معمولا چرت میزنند،کم حواس هستند، سردرد و احساس سنگینی سر.
در دستگاه گوارش
مزه دهان شیرین، آب دهان لزج، قرمزي زبان و تشنگی کم.
در دستگاه گردش خون
خونریزی از نقاط مستعد مثل بینی و لثه (در اين حالت بدن نسبت به پرخوني واکنش نشان ميدهد و خون را دفع ميکند)، چهرهشان سرخ و برافروخته، پُرخون هستند، حجم خون در بدنشان بيش از حد معمول است، پُری رگها، پُری نبض و افزایش فشار خون.
در دستگاه حرکتی
کسل و از نظر قوای بدنی توانمند.
افرادی با مزاج سرد و تر (بلغمی)
افراد بلغمی عنصر آبی در آنها غلبه دارد و خصوصیت آب از آنها بروز می کند. افرادي منزوي و آرام هستند و ضعف حافظه و معمولا حواس پرتی دارند. از لحاظ فعالیت، افرادي کم انرژي و بی حال، میانه رو و محتاط و ترسو هستند. ترس یکی از مهمترین خصوصیات بلغمی هاست. به علت سرديِ غالب در مغز، افرادي گوشه گیر و افسرده هستند.
اگر سردي غالب شود بیشتر دم از نا امیدي می زنند و خاطرات گذشته را یاد آوري می کنند. گذشته نگر هستند و استعداد افسردگی دارند. افراد بلغمی به علت ترسو بودن استعداد ریسک پذیري ندارند. اهل سازش هستند و معمولا تحت تاثیر افراد دیگر هستند. منفی بافی و نا امیدي از دیگر خصوصیاتشان است و افرادي بی خیال و خونسرد هستند.
خصوصیات عنصر آبی در این افراد غالب است مثلا با جدیت و تندي در برابر مسئله اي مقاومت نشان می دهند اما اگر طرف مقابل هم جدي شود، کنار می کشند (همانند آب که به مانع برخورد می کند و فورا بر می گردد) افرادي انعطاف پذیر هستند و براحتی می توان افکار ایشان را تغیر داد (برعکس صفراوي مزاجان و سوداوي مزاجان).
هیکل بلغمیها معمولاً درشت است و افرادی چاق هستند و بدن پر چربی دارند؛ پوست بدنشان شل و سفيد، نرم و سرد و روشن است، پوست غالباً سردی دارند، دارای منافذ پوستی ریز (تعرق کم) و رگهای پنهان دارند، معمولا مردمک چشمشان آبی و روشن است و دارای موهای نرم و نازک و لخت با رنگ زرد، بور و خرمایی روشن و سفید هستند غالباً بدن بی مو دارند و در لمس بدنشان سرد و مرطوب و نرم است.
بلغمیها موهای کم پشت دارند، دهانشان مرطوب است و تشنه نمیشوند، خواب آنها سنگین و زیاد است، احساس کسلی و بیحالی دارند. حسابگر و محتاط، منطقی و عاقل، میانهرو، محتاط و گاهی ترسو، تجارت پیشه، آرام، منزوی و دارای حرکات کند هستند، ظریف و ریزبین و حساس، نیازمند محبت، سازگار با همه افراد، بدون استعداد ریسک، اهل سازش و بی اراده هستند، بد پاییز و بد زمستان، ميل بسيار به خواب، معمولاً انسانهاي راحت طلبی هستند و ديرتر از بقيه عصبي ميشوند، آرام حرف میزنند، بسیار با حوصله هستند، تمایل به میل سردیها و در عوض عدم تمایل به گرمیها دارند، استعداد چاقي در آنان زیاد است و مستعد کم خونی هستند.
این افراد در فصل زمستان اذیت میشوند، مستعدّ ابتلا به بیماریهای روماتیسمی و مشکلات گوارشی هستند و در هوای سرد دچار مشکل میشوند.
بلغمیها نبض ضعیفی دارند، کم انرژی و کم جنب و جوش و درکارها کند هستند؛ خیلی دیر عصبانی میشوند، فراموشکار و کند ذهن هستند و راحت و بیقید به اکثر مسائل هستند. میل زيادي به لبنيات، به خصوص ماست و بستنی دارند و مصرف ماست و دوغ و سردیجات آنان را اذیت می کند.
بلغمی مزاجها همه چیز را راحت میگیرند و خود را درگیر چیزی نمیکنند، توان ریسک ندارند، بیاراده و متأثّر از دیگرانند. میل جنسی کم دارند، چندان قوی نیستند و همچنین با تأنّی صحبت میکنند.
این افراد اشتهایشان زیاد است و قدرت هضم بالایی ندارند، معمولاً اینها افرادی آرام، صبور، تسلیمپذیر و مسالمت جو هستند، بیشتر دوراندیش و با احتیاط هستند و در انجام امور از خود شجاعت نشان نمیدهند و روابط اجتماعی آنان چندان قوی نیست و از حافظه و قدرت تمرکز بالایی برخوردار نیستند.
افراد بلغمی نباید سردیجات را به تنهایی میل کنند بلکه باید همیشه همراه با مُصلح استفاده کنند، حجامت نیز برای بلغمیها بدون نظر پزشک توصیه نمیشود.
علائم غلبه بلغم
در پوست و تیپ بدنی
موي سر زودتر از موعد مقرر سفيد ميشود و ميريزد زير چشمها پف كرده، پوست مقطعي سفيد ميشود (بَرَص).
در بازتابهای روانی و رفتاری
فراموشکار و کندذهن، بی علاقه به یادگیری، دارای استعداد افسردگی، درون گرا و منفیباف.
در دستگاه عصبی
سیاه رفتن چشمها وقتي که از جا برمیخیزند، پر خواب هستند و به راحتي نميتوانند از رختخواب جدا شوند، كسل و خواب آلود، حافظه ضعیف،کم حواسي، بي حس بودن بدن (کرخی یا خواب رفتن اعضاء).
در دستگاه گوارش
هضم غذا ضعیف، مزه دهانشان ترش، زبان نرم با پرزهای تحلیل رفته و گاهی پوشیده از بار سفید میباشد، داشتن قار و قور شکم، جاري شدن آب از دهان و دهان بیمزه و مرطوب و پر آب دارند.
در دستگاه تنفسی
رقيق بودن آب بيني و ترشحات بيني دارند.
در دستگاه گردش خون
سردي دست و پا ، پا درد و زانو درد، دچار تپش قلب وقتي که از جا بر میخیزد.
در سیستم ایمنی
مقاومت کم در برابر سرماخوردگی، مقاومت کم در برابر عفونتها و مستعد به بیماریهای عفونی.
در دستگاه دفع ادراری
زيادي ادرار، دفع ادرار با فشار زياد و حجم بسيار، کم رنگی ادرار صبحگاهی.
در دستگاه حرکتی
عموماً سست و کم انرژی بوده و شاداب نيستند، علاقمند به ماساژ داده شدن، در راه رفتن معمولاً عقب میمانند و زود خسته میشوند، سستي و بيحالي عمومی دارند.
افرادی با مزاج سرد و خشک (سوداوی)
افراد سوداوي داراي خصوصیات عنصرخاکی هستند و این افراد هم خصوصیات سردي دارند و هم خصوصیات خشکی. افرادي همه سو نگر و منطقی، میانه رو و محتاط هستند؛ همیشه در حال فکرند و در حالات پیشرفته داراي وسواس و دو دلی هستند. همانند افراد بلغمی توان ریسک ندارند؛ فکر و خیال فراوان دارند و مستعد افسردگی و مالیخولیا هستند.
اگر سردي در مغز و روان این افراد غلبه کند، ترسو و دچار سوظن می شوند و تمایل زیادي به تنهایی و گوشه نشینی پیدا می کنند و استعداد نا امیدي دارند.
خصوصیات عنصر خاکی در آنها غالب است؛ مثلا انعطاف پذیر نیستند (بر خلاف بلغمی ها) و کینه می ورزند.
همانند خاك (که هر چیزي را در خود پنهان می کند)، خاطرات را در ذهن خود نگه می دارند و پس از سال ها آنها را بازگو می کنند.
اغلب لاغر با استخوانهای نازک و کشیده هستند، پوست آنها خشک و رنگ آن از حالت سفید تا سبزه و تیره متغیر است، موی سرشان به دلیل سردی و خشکی زودتر دچار سفیدی یا حالت گندمگون میشود. ترک در پوست، وجود خالهای سیاه، تیز بودن شنوایی، علاقمند به شعر و سیاست.
نبض سوداویها تقریباً کند اما سفت و باریک است، بدنشان در لمس، سرد و خشک و پوستشان سفت است و بینی خشکی دارند. این افراد معمولاً کم خوابند، تحمل هوای سرد را ندارند و در هوای گرم و فصل بهار راحتترند، در فصل پاییز اذیت میشوند.
سوداویها افراد دقیق و منظم، دوراندیش و محاسبهگر و محتاط هستند، بیشتر اوقات دچار نگرانی و دودلی و وسواس در تصمیم گیریها میشوند، افرادی لجباز و در تصمیمات خود بسیار پایدار و ثابت قدم هستند. سوداویها اهل فکر و خیال، خودخور و درونگرا، کم انرژی و مستعدّ افسردگی و وسواس هستند.
این افراد حرکاتشان از حالات آرام و کند تا معمولی متغیر است، با احتیاط و دقت صحبت میکنند، در نتیجه کلامشان سریع و بلند نیست، زود سیر شده و زود گرسنه میشوند، قدرت هاضمه بالایی ندارند و از نظر قدرت و میل جنسی ضعیف هستند و تمایلشان به رفتار محبتآمیز بیش از جنسی است.
افراد سوداوی، کم معاشرت، تابع مقررات، فنی، دقیق، حسابگر، دوراندیش و اغلب سمج هستند، این افراد اگر نسبت به کسی کینه داشته باشند، از دل بیرون نخواهند کرد، اصرار دارند که هر کاری را به سرانجام برسانند و جنبه عقلانی امور را بیشتر مدنظر دارند، دوستی با سوداویها کار سادهای نیست.
سودا چون سرد و خشک است، سوداویها در غلبه سودا باید از غذاهای گرم و تر بیشتر مصرف کنند و بهترین فصل برای فَصد این افراد نیز فصل پاییز است.
نشانههاي غلبهي سُودا
در پوست و تیپ بدنی
زخم شدن پوست به سبب خارش زياد، تيرگي رنگ صورت، بوجود آمدن لکههاي سياه در بدن، عرق کردن کف دست و پاها، شوره سر، وجود زگیل، وجود جوشهای سیاه.
در بازتابهای روانی و رفتاری
زود رنج، تودار و درون گرا، کینه جو، حرص زياد، خود خوري، اخلاق تند و بد، دلتنگي و بي قراري، فکر بسيار و مشغول، ديدن خوابهاي آشفته (کابوس)، داشتن مشکلات روحي و رواني، عدم اعتماد کافي به ديگران و شکاک و بددل، ناامید و منفی گرا.
در دستگاه عصبی
پژمردگي روح و جسم، بي نشاطي، افسردگي، تاريکي چشم، سفیدی چشم مایل به تیرگی، وجود کبودی دور چشم، رنگ زبان تیره وکدر، شب کوري، فراموشي يا آلزايمر.
در دستگاه گوارش
قي سياه، قيري شکل بودن مدفوع، شور بودن دهان، بوي بد دهان، يبوست، قولنج شدن روده (بيماري کوليت)، سوزش معده، از بین رفتن مینای دندان، مزه دهان گس.
در دستگاه تنفسی
تیره بودن رنگ خلط دفعی، اسپاسم عضلات حلق و حنجره.
در دستگاه گردش خون
وجود واریس، وجود همورئید، خون غلیظ و تیره.
در دستگاه دفع ادراری
احساس سوزش در هنگام دفع بول، تيره رنگ بودن ادرار، وجود سنگ مثانه.
در دستگاه حرکتی
خستگي و کوفتگي بدن، اسپاسم عضلات پشت ساق، گرفتگی عضلات،
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و خشک (صفراوی) و مزاج گرم و تر (دموی)
رنگ ظاهری، هر دو تیره اما صفرا چرب و دم سبزه.
هر دو ریزش مو دارن، صفرا از جلو سر، دم از وسط سر.
اندازه زبان هردو بزرگه، صفرا بزرگ و بلند، دم بزرگ و پهن.
دندان هر دو درشته، صفرا درشت و منظم، دم درشت و نامنظم.
رگ پشت دست هر دو آشکاره، صفرا آشکار و بلند و باریک، دم برجسته و پهن و خشن.
نبض هر دو پر هست، صفرا پر و کشیده، دم پر بلند و قوی.
حرارت بدن هر دو گرم است.
اشتهای هر دو زیاده، صفرا زیاد و کم خور، دم زیاد و پرخور،
پنجه دست هر دو بزرگه، صفرا بزرگ و کشیده، دم بزرگ و عضلانی
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و تر (دموی) و مزاج سرد و تر(بلغمی)
استعداد چاقی، دم چاق لحمی، بلغم چاق شحمی،
حرارت داخلی دم گرم، بلغم سرد،
بوی دهان هر دو بی بو،
خواب هر دو خوب،
اشتها هر دو خوب، ولی دم هضم بهتر نسبت به بلغم،
زبان مرطوب، دموی ها مرطوب و چسبنده، بلغمی ها مرطوب و براق،
صبور و آرامند،
شیرینی دوست دارند.
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و خشک (صفراوی) و مزاج سرد و خشک (سوداوی)
رنگ ظاهر هر دو تیره، صفرا تیره رو به گندمی و چرب، سودا تیره و خشک،
شکل سر مثلثی، سودا مثلثی خوابیده، صفرا مثلثی،
رطوبت زبان هر دو خشک اما در صفرا خشک و چسبنده،
پوست بدن هر دو خشک، در سودا بدون خارش در صفرا همراه با خارش،
دندانها در سودای سگی و صفرا درشت، در سودای سگی درشت و نامنظم، در صفرا درشت و منظم،
هر دو کم خور هستند، صفرا اشتها زیاد و کم خور، سودا اشتها کم و کم خور،
بوی دهان هر دو در غلبه تند،
تراکم شکم هر دو متوسط، سودا سفت و متوسط، صفرا نرم و متوسط
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج گرم و تر (دموی) و مزاج سرد و خشک (سوداوی)
هر دو مزاج دندان درشت و نامنظم دارند.
در هر دو مزاج موی تنه پرپشت فقط سودا موی ضخیم تر داره.
در هر دو مزاج موی صورت پرپشت و در دم موها نرمتر هست.
هر دو مزاج پرتوان و خستگی ناپذیرند.
خصوصیات مشترک افرادی با مزاج سرد و خشک (سوداوی) و مزاج سرد و تر(بلغمی)
در هر دو مزاج دست و پا کوتاه هست، فقط در بلغم کپل تره.
در هر دو مزاج چشم و پلک درشت هست.
هر دو مزاج کم معاشرت و دوراندیش هستن.
هر دو مزاج قدرت هضم بالایی ندارن.
خصوصیات مشترک بین افرادی با مزاج سرد و تر(بلغمی) و مزاج گرم و خشک (صفراوی)
دندانها منظم، بلغم متوسط و منظم، صفرا بزرگ و منظم
جالینوس حکیم در زمینهی غلبهی اَخلاط اربعه در بدن انسان فرموده است:
مَثل صفرا که همان زَهره سرخ باشد، مثل زن بد زبانِ با تقوا و صالحه میباشد، چنین زنی از بد زبانی و سرعت خشم خویش مردم را آزار میرساند، ولی در عین حال به سرعت از خشم میافتد و مشکلات و شری را برپا نمیکند.
مَثل خون (دَم) مثل سگِ حار است، اگر وارد خانه شود، باید فوراً وی را از خانه بیرون کُنی یا او را بکُشی.
مَثل بلغم اگر در انسان به حرکت آید، مثل پادشاه یا شخص زورمندی است که وارد خانه شده و تو از او میترسی، باید با آن مدارا نمائی، نه آنکه او را تحریک نمائی و آزارش دهی، بلکه با اِرفاق او را از خانهات بیرون کنی.
مَثل سُودا در بدن مثل انسان کینهتوزی است که نمیتوان فهمید چه قصدی دارد، غفلتاً از جا کنده شده و هر کار بدی را انجام میدهد و با زحمت بسیار باید او را برگرداند.
جدول شماره (2): ویژگیهای عمومی و ظاهری
|
سرد و خشک (سودایی) |
سرد و تر (بلغمی) |
گرم و خشک (صفراوی) |
گرم و تر (دموی) |
|
|
معمولأ پیر ولی در هر سنی ممکن است دیده شود/ گرفتگی و بی طراوتی چهره، تیرگی و فرورفتگی زیر چشم و تیره بودن حاشیهی زبان/ دقیق، کنجکاو، درمورد بیماری خود زیاد سوال میکند و وسواس دارد |
سن معمولا بالای 40سال/ رنگ چهره، زبان وچشم مایل به سفیدی/ جثه معمولأچاق و عضلات بدن شل با چربی زیاد/ اغلب خانم هستند/ پف آلودگی چهره و ورم پای چشم خصوصأ صبح ها |
سن معمولا بین 40 تا20 سال/ رنگ چهره، زبان و چشم مایل به زردی/ جثه معمولأ لاغر/ عصبی و کم تحمل (زود از کوره در میرود) |
سن معمولا کمتر از 40 سال/ رنگ چهره، زبان وچشم مایل به سرخی/ جثه معمولأ درشت و عضلانی |
ویژگیهای عمومی و ظاهری |
|
شکایات مربوط به اعصاب و روان مثل ا فسردگی، وسواس، ترس و .../ سوزش سر دل/ بد بویی دهان |
سنگینی سر، زبان و ا ندامها/ ضعف و بیحالی/ درد استخوان و مفاصل/ سوء هاضمه (نفخ) و آروغ ترش |
سرگیجه خصوصا موقع گرسنگی/ تهوع و استفراغ صفراوی/ سوزن سوزن شدن اندام/ خارش بدن/ عصبی شدن زیاد |
سنگینی سر، اندام و چشم/ احساس ضربان در سر و بدن/ خمیازه، چرت زدن و کش آمدن/ خون آمدن از لثه و بینی/ افت دهان/ خارش بدن/ کسالت و سستی بدون علت |
شکایات معمول |
|
خوردن غذا یا داروی سرد و خشک/ فصل پاییز و مناطق کم باران/ سالهای کهولت و پیری |
خوردن غذا یا داروی سرد و تر مثل ماهی، ماست ، ترشی/ فصل زمستان و مناطق سرد سیر و پر باران/ سنین کودکی و پیری |
خوردن غذا یا داروی گرم و خشک/ فصل تابستان و نقاط گرمسیر/ مصرف شیر تازه و شیرینی زیاد و ادویه جات/ سنین جوانی(20 تا40 سال)/ خستگی/ روزه/ حمام زیاد یا طولانی |
خوردن غذا یا داروی گرم و تر/ فصل بهار/ مصرف زیاد گوشت و شیرینی/ سنین کودکی (زیر 15 سال) |
بد تر شدن با |
جدول شماره (3): شرح حال
|
سرد و خشک (سودایی) |
سرد و تر (بلغمی) |
گرم و خشک (صفراوی) |
گرم و تر (دموی) |
شرح حال |
|
زیاد ولی زود سیر میشود (اشتهای کاذب) |
زیاد/ عدم تحمل گرسنگی |
کم |
فراوان/ تحمل گرسنگی |
اشتها |
|
کم |
معمولأ کم |
زیاد |
زیاد |
عطش |
|
کم |
زیاد ولی سبک و بدون بازده |
کم |
زیاد و معمولأ سنگین |
خواب |
|
سیاهی، افتادن از بلندی و خوابهای آشفته و ترسناک |
اشیای سفید، سرما، باران و برف |
اشیای زرد، آتش، آفتاب، صاعقه |
اشیای سرخ، خون |
رویاها |
|
بی رنگ و رقیق (گاهی به سبزی میزند) |
بیرنگ و غلیظ |
زرد و رقیق |
پر رنگ و غلیظ |
ادرار |
|
معمولی |
فراوان |
دهان خشک |
معمولی |
بٌزاق |
|
کم |
کم (گاه زیاد ولی سرد است ) |
کم |
زیاد و گرم |
تعریق |
|
ترشی |
ترشی |
شوری و شیرینی |
شیرینی |
طعم مورد علاقه |
|
خسته میشود ولی طاقت زیادی دارد |
کم انرژی، کند و بیحال |
زیاد، پرانرژی، چالاک و سریع |
زیاد، پر انرژی |
فعالیت |
|
فکر وخیال و اندیشههای بد/ سوءظن/ دودلی/نومیدی/ وسواس/ میل به تنهایی/ افسردگی/ ترس بدون سبب |
عصبانیت بدون تظاهرخارجی (خود خوری)/ آرام و منزوی/ ضعف حافظه و حواس پرتی/ منظم/ ریزبین |
زود از کوره در میرود وزود هم آرام میشود/ بد خٌلق/ بی قرار و تند و تیز |
دیر عصبی میشود و دیر هم آرام میگیرد/ خوش مشرب و اجتماعی/ بی انضباط/ شجاع/ مستعد شقاوت |
اعصاب و روان |
|
توان کم |
تمایل کم |
تمایل زیاد |
تمایل و توان زیاد |
جنسی |
|
لکههای تیره روی پوست/ سختی نبض/ خشکی دهان و بینی |
پوست سرد و تر/ نبض ضعیف و کند/ رگها نا مشخص/ تری دهان و بزاق زیاد/ ورم اندام و شلی گوشت |
بثورات زرد/ نبض سریع وعظیم/ رگها مشخص/ خشکی دهان و بینی |
بثورات قرمز مثل جوش و کورک/ پُری نبض |
معاینه |
برای بهتر متوجه شدن مزاج بدن میتوان از تست پرسشنامههای سنجش (شمارههای 1،2،3،4) استفاده کرد.
پرسشنامه شماره 1(سنجش گرمی)
|
کاملا صدق می کند |
در حد اعتدال |
اصلا صدق نمی کند |
علامات سنجش گرمی |
|
|
|
|
پوست بدنم گرم است و احساس گرمی بدن دارم |
|
|
|
|
از هوای خنک و فصل زمستان لذت میبرم |
|
|
|
|
رنگ موهایم سیاه و تیره رنگ است |
|
|
|
|
شانههای عریض و قفسه سینه فراخ و پهن دارم |
|
|
|
|
کارهارا با سرعت و شتاب انجام میدهم |
|
|
|
|
سریع حرف میزنم و آدم پُرحرفی هستم |
|
|
|
|
زود عصبانی میشوم |
|
|
|
|
فردی جسور و شجاع هستم |
پرسشنامه شماره 2 (سنجش سردی)
|
کاملا صدق میکند |
در حد اعتدال |
اصلا صدق نمیکند |
علامات سنجش سردی |
|
|
|
|
پوست بدنم سرد است و احساس سردی بدن دارم |
|
|
|
|
از هوای گرم و فصل تابستان لذت میبرم |
|
|
|
|
رنگ موهایم سفید یا بور است |
|
|
|
|
شانههای کم عرض و قفسه سینه کوچک دارم |
|
|
|
|
کارها را کند و بدون شتاب انجام میدهم |
|
|
|
|
آرام و کند حرف میزنم و آدم کم حرفی هستم |
|
|
|
|
دیر عصبانی میشوم |
|
|
|
|
فردی محتاط و ترسو هستم |
پرسشنامه شماره 3 (سنجش تری)
|
کاملا صدق میکند |
در حد اعتدال |
اصلا صدق نمیکند |
علامات سنجش تری |
|
|
|
|
پوست بدنم نرم است |
|
|
|
|
از هوای خشک و بدون رطوبت لذت میبرم |
|
|
|
|
فردی چاق هستم |
|
|
|
|
موهایم نرم و لخت است |
|
|
|
|
پُرخواب هستم |
|
|
|
|
کم حافظه هستم و مطالب را فراموش میکنم |
|
|
|
|
اگر عصبانی شوم زود آرام میشوم |
|
|
|
|
انعطافپذیر بوده و سخت گیر نیستم |
پرسشنامه شماره 4 (سنجش خشکی)
|
کاملا صدق میکند |
در حد اعتدال |
اصلا صدق نمیکند |
علامات سنجش خشکی |
|
|
|
|
پوست بدنم خشک است |
|
|
|
|
از هوای مرطوب لذت میبرم |
|
|
|
|
فردی لاغر هستم |
|
|
|
|
موهایم خشک بوده و لخت نیست |
|
|
|
|
کم خواب هستم |
|
|
|
|
حافظه خوبی دارم و مطالب را زود به یاد میآورم |
|
|
|
|
اگر عصبانی شوم دیر آرام میشوم |
|
|
|
|
انعطاف پذیر نبوده، سخت گیر هستم |
خشکی تری سردی گرمی
طریقه استفاده از پرسشنامه سنجش
1. برای هر سوالی پاسخ مناسب بدهید.
2. به جوابهایی که اصلأ صدق نمیکند نمره صفر بدهید.
3. به جوابهای در حد اعتدال نمره یک بدهید.
4. به جوابهای که کاملأ صدق می کند نمره دو بدهید.
سپس اعداد هر پرسشنامه را بهطور جداگانه با هم جمع کنید و در داخل جدول آماری قرار دهید.
توجه:
تفاضل گرمی و سردی: نشان دهنده گرم یا سرد بودن بدن است.
تفاضل تری و خشکی: نشان دهنده تر و خشک بودن بدن است.
اکنون سوال مهم این است که فردی که مزاج سلامتی گرم و خشک دارد باید چه غذایی با چه مزاجی بخورد؟ و یا فردی که مزاج سلامتی سرد و تر دارد باید چه غذایی با چه مزاجی بخورد؟
در جواب باید گفت بعد از بدست آوردن مزاج نسبی بدن خود میتوانیم از جداول شماره 4 و 5 در آخر جزوه استفاده نماییم.
سعدی شیرازی فرمودهاند:
چهار طبع مخالف سرکش چند روزی بودند با هم خوش
چون یکی زین چهار شد غالب جانِ شیرین برآید از قالب
هر نوع از مواد غذایی نیز یک مزاج خاص دارد و اثر خاصی بر روی اَخلاط اربعه میگذارد و آن را به حالت تعادل یا عدم تعادل در خواهد آورد؛ به عنوان مثال، استفاده از مواد غذایی چرب و شیرین بطور مداوم، صفرا را افزایش میدهد، همچنان که پرخوری و عدم رعایت اعتدال در مصرف مواد غذایی موجب غلبهی خون میشود.
استفاده از ترشیجات سرکه و لبنیات به مقدار زیاد موجب طغیان و ازدیاد بلغم، و خوردن غذاهای نمک سود شده و مانده و نیز خوردن بادمجان به مقدار زیاد و یا گوشت حیوانات پیر سبب ازدیاد سودا میگردد.
و قابل ذکر است که هر یک از اخلاط چهارگانه که در شخص غلبه نماید جهت برگرداندن آن به حالت اعتدال میبایست غذاها و میوههای طبع مخالف استفاده نماید. مثلاً اگر صفراء غلبه نماید چون مزاج صفراء گرم و خشک میباشد شخص باید خوراکیهای مزاج سرد و تر را مصرف کند.
مزاج زوجین
همانطورکه گفته شد گرم مزاجان افرادي فعال و پر جنب و جوش هستند و سرد مزاجان افرادي کند و بیحال هستند.
حال اگر زن و شوهر داراي مزاج مختلف باشند به سختی می توانند همدیگر را تحمل کنند. این مسئله در مورد دو دوست هم صادق است. در زندگی خوابگاهی به کثرت مشاهده شده است که افراد داراي مزاج مختلف نمی توانند همدیگر را تحمل کنند و معمولا به رفتار همدیگر گیر می دهند. فرضا اگر همدیگر را تحمل کنند، عشق حقیقی بین آنها بوجود نخواهد آمد.
فرد فعال و پر انرژي از فرد فعال و پر انرژي خوشش میآید. تصور کنید زن و شوهر براي یک مهمانی دعوت شده اند. زن مزاج سرد دارد و شوهر بسیار گرم است. شوهر به علت گرم مزاج بودنش فوراً سر و وضع خود را مرتب کرده و آماده رفتن میشود. اما زن به علت سرد مزاج بودنش بسیار کند عمل کرده و شوهر مدت زیادي منتظر می ماند تا زن آمادة رفتن شود. حال اگر از این سنخ تضادها در زندگی زیاد باشد، به مرور زمان عشق و علاقه زوجین را نسبت به هم کم خواهد کرد.
همانطور که گفته شد افراد صفراوي حافظه خوبی دارند و تیز هوش هستند. این افراد باید با هم سنخ خود یعنی افرادِ داراي مزاج گرم و خشک ازدواج کنند؛ چون در صورت عدم رعایت تطابق مزاجی این افراد قادر به درك یکدیگر نخواهند بود.
دموي مزاجان (گرم و تر) داراي روحیه شاد، خوش مشرب و اجتماعی هستند. حال تصور کنید چنین فردي با یک فرد سوداوي (سرد و خشک) ازدواج کند. فرد سوداوي گوشه گیر بوده و تمایلی به شرکت در اجتماعات ندارد.
این دو نفر به علت تقابل مزاجی که دارند نمی توانند باهم کنار بیایند.
یکی از خصوصیات بلغمی مزاجان، خونسردي و بی خیالی آنها در حوادث و مشکلات است. ضرب المثل دنیا را آب میبرد او را خواب میبرد. در رابطه با آنها صادق است. حال اگر یک طرف بلغمی باشد و طرف دیگر گرم باشد، یک طرف همیشه در اضطراب خواهد بود و طرف دیگر بی خیال. فرد گرم مزاج از بی خیالی طرف مقابلش خسته می شود و این وضعیت در دراز مدت باعث تنفر و انزجار او از طرف مقابلش خواهد شد. متقابلا فرد سرد مزاج (بلغمی) نیز فرد گرم مزاج را به خاطر اضطراب و عجول بودنش سرزنش می کند.
نکته:
1. در مسألۀ مدیریتی
در حالات کلی، به علت گرم تر بودن مزاج مردان، مدیریت جامعه و خانواده با مردان است. اما اگر زن، گرم مزاج باشد و گرمی مزاج او بر مردان غلبه کند، می تواند مدیریت کند و در رده هاي مدیریتی بالا تاثیر گذار باشد.
مثلا اگر دو بچه که یکی سرد مزاج و دیگري گرم مزاج است، در کنار هم قرار بگیرند، مدیریت با بچۀ گرم مزاج خواهد بود.
2. در مسألۀ تقاضاي جنسی
اگر زوجین از لحاظ مزاجی متشابه باشد یعنی هر دو گرم مزاج یا هر دو سرد مزاج باشند، به یک اندازه احساس نیاز به آمیزش جنسی پیدا می کنند و به تبع بهتر می توانند همدیگر را ارضا کنند.
حال اگر یک فرد دموي با یک فرد سوداوي ازدواج کند، فرد دموي بنا به اقتضاي طبع خودش بسیار آرزوي
(نیاز) جماع دارد اما فرد سوداوي تمایل کمتري به جماع دارد. این تضاد باعث می شود که دو طرف نتوانند همدیگر را ارضا کنند. فرد سوداوي به سبب درخواست زیاد همسرش براي جماع خسته می شود و از طرفی فرد دموي از عدم تمایل همسرش گله می کند.
3. درمسألۀ اوج گیري لذت جنسی
افراد گرم مزاج، سریعتر به ارگاسم جنسی می رسند. اگر زوجین هر دو گرم باشند، چون هر دو سریع به ارگاسم جنسی می رسند پس مشکلی پیش نمی آید. اگر هر دو سرد باشند نیز وضعیت به همین شکل است.
اما اگر مرد بسیار گرم مزاج باشد و زن سرد مزاج، مرد خیلی سریع به اوج می رسد ولی زن فاصلۀ زیادي تا به اوج رسیدن دارد. (البته در حالت کلی مرد سریعتر به اوج لذت جنسی می رسد. اما اگر تطابق مزاجی بین آنها نباشد این فاصله بیشتر خواهد شد). این وضعیت باعث می شود تا زن بطور کامل ارضا نشود و در نتیجه باعث تنفر و انزجار از شوهر شده.
در نتیجه زوجین براي تفاهم بیشتر باید تطابق مزاجی داشته باشند.
پس میبینیم که همه موجودات عالم اعم از فصول، گیاهان، حیوانات و بدن انسانها، مزاج دارند. اگر ما مزاج خویش را بشناسیم میتوانیم با طبیعت هماهنگ شده و آنگاه میدانیم که چه بخوریم، چه بپوشیم و چه بگوییم تا بتوانیم به سمت تعالی پیش رفته و به آن هدف متعالی ترسیم شده برای این عالم ماده دست یابیم.
لذا پایه و اساس تمامی علوم طبیعی اعم از زیستشناسی، طب، حتی علوم الهی، خداشناسی، شناخت خود، شناخت بدن و نیز شناخت مزاج انسانی است.
امام على (ع) به يكى از دانشمندان يهود فرمودند:
هر كس طباع او معتدل باشد مزاج او صافى گردد، و هر كس مزاجش صافى باشد اثر نفس در وى قوى گردد، و هر كس اثر نفس در او قوى گردد به سوى آن چه كه ارتقايش دهد بالا رود، و هر كه به سوى آن چه ارتقايش دهد بالا رود به اخلاق نفسانى متخلق گردد و هر كس به اخلاق نفسانى متخلق گردد موجودى انسانى شود نه حيوانى، و به باب ملكى درآيد و چيزى او را از اين حالت برنگرداند.
پس يهودى گفت: الله اکبر! اى پسر ابوطالب! همۀ فلسفه را گفته اى چيزى از فلسفه را فروگذار نكرده ى.
اندام ها (اعضا):
عضو یا اندام از ترکیب اخلاط حاصل می شود.
اندام ها به دو دسته اندام های ساده و مرکب تقسیم می شوند:
اندام ساده: یعنی اندامی که اجزای تشکیل دهنده آن یکسان است. این اندام ها شامل استخوان، غضروف، وتر، رباط، عصب، شریان، ورید، غشاء ، پوست، چربی، گوشت، مو، ناخن هستند.
اندام مرکب: به اعضای مختلف بدن که از اندام های مفرد تشکیل شده اند گفته می شود، مثل چشم، گوش، دست و .....
اندام ها از نظر کاربرد به شکل زیر دسته بندی می شوند:
اندام ها از نظر کاربرد:
1. رئیسه:
بقای شخص: صدمه به آنها باعث آسیب به بقای شخص یا بقای نوع می شود. قلب، مغز (دماغ)، کبد
بقای نوع: برای تکثیر و ادامه نسل لازم اند. بیضه ها و تخمدان ها + قلب، مغز و کبد
2. غیر رئیسه:
الف) خادم الرئیسه:
شرایین: خادم قلب
اعصاب: خادم دماغ
وریدها (اورده): خادم کبد
مجاری منی: خادم گنادها (بیضه و تخمدان)
ب) غیر خادم الرئیسه:
مرئوسه: دریافت قوا از طریق شریان، عصب و ورید از اعضای رئیسه. کلیه، طحال، معده، ریه
غیر مرئوسه: قوای غریزی مخصوص خود را دارند و از اعضای رئیسه قوایی به آنها نمی رسند. غضروف، استخوان




