فوریه 26, 2017 از:
بنام خدا ترش کردن معده ممکن است با خوردن یک تکه پیتزا رخ دهد و شما را اذیت کند در حالی که بیماری رفلاکس معده به مری وقتی رخ می دهد که غذا، محتویات اسید معده، ترکیبات صفراوی یا عصاره پانکراس به مری برمی گردد و این عارضه بیش از دو نوبت در هفته رخ می دهد. این ترکیبات اسیدی که به داخل مری وارد می شوند سبب سوزش، التهاب و زخم می شوند که این فرآیند غیرعادی می تواند منجر به سائیده شدن و نازک شدن جداره مری شود. علائم ابتلا به رفلاکس معده، گیر کردن غذا در مری، التهاب توام با سوزش، حالت تهوع، سرفه های مزمن، خس خس سینه، علائم شبه آسم و پوسیدگی و فرسایش میانی دندان ها هستند. این مسئله همچنین احتمال ابتلا به سرطان مری را در شما افزایش می دهد. در درمان این بیماری یافتن منشا اصلی بروز آن، مهمترین گام محسوب می شود. افراد دارای اضافه وزن و مسن به دلیل داشتن چربی شکمیِ بیشتر که عملکرد مری و اسفنکتر مری را دچار اختلال می کند، بیشتر در معرض ابتلا عارضه ی رفلاکس معده هستند. این چربی های شکمی عملکرد دریچه اسفنکتر را که از بازگشت اسیدمعده به مری جلوگیری می کند مختل می سازد. بسیاری عوامل نظیر مصرف الکل، نیکوتین، مصرف خوراکی های حاوی کافئین و غذاهای پرچرب و پرادویه سبب شل شدن عضلات اسفنکتر می شوند. اما ناامید نشوید. درمان گیاهی برای ریفلاکس معده آلوئه ورا : عصاره ی آلوئه ورا به هضم غذا کمک می کند و برای درمان التهاب مفید است. این ماده به کاهش تحریک حاصل از برگشت اسید معده کمک می کند. آلوئه ورا حاوی موادی مانند پولی ساکاریدها و گلیکوپروتئین هاست که باعث تقویت سیستم ایمنی بدن می شود. در عین حال پولی ساکاریدها به ترمیم پوست کمک می کنند و گلیکوپروتئین ها برای کاهش درد و التهاب مفید هستند. خوردن ژل آلوئه ورا پیش از غذا مفید است. مقداری از این ژل را می توانید همراه چای یا آبمیوه نیز میل کنید. آب آلوئه ورا شامل ویتامین های مختلف، موادمعدنی و آنزیم های مفید برای سیستم ایمنی است. همچنین این گیاه، شامل فیبر است که به تنظیم حرکات روده و کاهش یبوست نیز کمک می کند و برای بیماری رفلاکس معدهمفید است این گیاه معده را با یک ماده ژل مانند پوشش می دهد و از تحریک آن جلوگیری می کند. گیاه شیرین بیان به صورت تنتور یا چای در دسترس است. ریشه ی شیرین بیان به صورت چای و قرص در بازار موجود است. این گیاه باید با مشورت پزشک استفاده شود زیرا حاوی ماده ای به نام گلیسیریزین است که ممکن است عوارض ناخواسته به همراه داشته باشد. علاوه بر این شیرین بیان برای کاهش فشار خون نیز مفید است. قرص های جویدنی که از گیاه تهیه می شود نیز ممکن است عوارض جانبی داشته باشد. این ماده باید با بزاق دهان مخلوط شود و به شکل کپسول تاثیری ندارد. قرص های جویدنی 1 تا 2 بار در روز پیش از غذاها باید مصرف شود. آب گرم و آبلیموی تازه :صبح خود را با یک فنجان آب گرم و آبلیموی تازه شروع کنید. با نوشیدن این محلول با معده خالی و 15 الی 20 دقیقه قبل از خوردن صبحانه، بدن می تواند به طور طبیعی اسید معده را متعادل کند. این محلول برای همه بی خطر است رفلاکس معده مفید است. جوش شیرین :یک قاشق جوش شیرین را در نصف فنجان آب حل کنید و بنوشید، اگرچه این محلول بدمزه است اما برای رفلاکس معده موثر است. سنبل ختایی : گیاهی دارویی است که ریشه، میوه و دانه های آن خواص دارویی دارد.این گیاه به همراه 5 گیاه دارویی دیگر مصرف می شود و در بهبود نشانه های ریفلاکس معده بسیار مفید است. عصاره ی آن را با عصاره ی سیر و هویج و رازیانه مخلوط کنید و سه بار در روز هر بار یک میلی لیتر از آن را استفاده کنید سرکه سیب: روزی یک تا دو قاشق چایخوری سرکه سیب بخورید. مخلوط سرکه سیب و عسل بسیار مفید و خوشمزه است. حتی می توان به جای لیمو، سرکه سیب در چای ریخت. بسیاری از مردم به اشتباه تصور می کنند سوء هاضمه و رفلاکس بر اثر تولید زیاد اسید معده ایجاد می شود. اما آخرین مطالعات نشان می دهد که بر خلاف باور مردم، این عارضه به دلیل کمبود اسیدهای لازم برای هضم کامل غذا بروز می کند. همچنین خوردن ترشی، ترشی کلم و سایر غذاهای ترش و اسیدی به کنترل اسید معده کمک می کند. چای ها و دمنوش ها: نوشیدن چای و دمنوش بابونه، نعناع یا شنبلیله به کاهش علائم رفلاکس اسیدی کمک می کند. بابونه : گل این گیاه در داروها استفاده می شود. ماده شیمیایی موجود گیاه بابونه سبب کاهش التهاب می شود. 50 قطره از تنتور این گیاه را سه بار در روز میل کنید. استفاده طولانی مدت بابونه ممکن است سبب بروز حساسیت شود. بادرنجبویه :برای درمان نفخ معده و روده استفاده می شودرفلاکس معده مفید است. استفاده از این گیاه عوارض جانبی ندارد اما در صورتی که با گیاهان دیگر استفاده شود ممکن است سبب حساسیت پوستی مانند راش یا خارش پوستی شود

باسمه تعالی طب سنتی ایرانی یک مکتب به حساب می آید نه یک روش درمانی جزیی. مکتب طب سنتی یک مکتب جامع و کامل، شامل انواع روشهای بهداشتی و درمانی می باشد و دارای سابقه علمی بسیار طولانی بوده از حکمای دوران قبل از میلاد چون بقراط حکیم گرفته تا حکمای بزرگی چون جالینوس، محمد بن زکریای رازی، علی بن عباس مجوسی اهوازی، شیخ الرئیس ابو علی سینا، سید اسماعیل جرجانی، محمد حسین عقیلی خراسانی و بسیاری از حکمای دیگر. با یک نگاه اجمالی و واقع بینانه به مبانی طب سنتی ایرانی، به راحتی می توان به جامعیت و کاربردی بودن این طب پی برد. از جمله مبانی بسیار مهم طب سنتی مبنای "اخلاطی و مزاجی" آن می باشد که برای بدن انسان، سن، جنس، محل زندگی، شغل، فصول سال، اعراض نفسانی و... مزاجهای مختلفی در نظر گرفته می شود و براساس این معیارها اقدامات بهداشتی و درمانی متعددی را در شرایط مزاجی مختلف می توان انجام داد. یکی از این اقدامات، توصیه‌های راجع به حفظ سلامتی در فصول مختلف سال می باشد که در این مقاله به توصیه های حفظ سلامتی در فصل بهار پرداخته خواهد شد. فصل بهار از دیدگاه طب سنتی ایرانی: فصل بهار فصلی معتدل می باشد و گرمی و سردی هوا مانند فصول تابستان و زمستان، معمولا به حد افراط نمی رسد. در این فصل به علت بیشتر شدن نسبی گرمی هوا، حرکت در اخلاط و رطوبات بدن بیشتر شده و علایمی مربوط به غلبه اخلاط نیز بروز می کند. این فصل موافق با تمام سنین است و بویژه برای پیران و صاحبان مزاج سرد و خشك مناسب‌ترین فصل برای زندگی و سلامت می‌باشد. توصیه های حفظ سلامتی در فصل بهار: 1. کم کردن مصرف غذاهای مولد خون مثل گوشت و شیرینی ها 2. استفاده از غذا های لطیف (که هضم راحت تر دارند) و کاهش مصرف غذاهای غلیظ (به ویژه گوشت گاو، سوسیس و کالباس و...) 3. کم کردن مصرف مواد خوراکی دارای طبیعت گرم مانند انواع شیرینی ها، شوری‌ها، مزه های تلخ، تندی ها و انواع ادویه جات گرم (فلفل، دارچین، زیره و...) 4. مصرف مواد خوراکی دارای طبیعت سرد مانند شربت زرشک، شربت نارنج و لیمو، آلبالو، سکنجبین، انار، سماق (در افرادی که گرمی بدن آن ها زیاد باشد) 5. پرهیز از انباشتن بدن از غذا (پرهیز از پرخوری) 6. پوشیدن لباس‌های لطیف و سبك 7. اجتناب از حمام خیلی گرم 8. پرهیز از جنبش‌های بیش از حد بدنی (مانند ورزش سنگین) 9. پرهیز از جنبش‌های بیش از حد نفسانی (مانند خشم وغضب) 10. انجام ورزش معتدل (سبك‌تر از ورزش در زمستان) 11. پرهیزاز ورزش در وقت گرمی هوا (ورزش در هوای معتدل یا خنک انجام شود) 12. خونگیری (رگ زدن و حجامت) اطبای پیشین برترین استفراغ در فصل بهار را استفراغ خون می‌دانستند که توسط انجام عمل حجامت و در برخی موارد فصد قابل اجرا می‌باشد. البته توجه به این نکته لازم است که این اعمال تنها در موارد خاص و فقط و فقط با تشخیص و تجویز پزشک زبردست باید انجام شوند و اقدام به آنها به طور خودسرانه یا بدون بررسی‌های لازم می‌تواند موجب عوارض سختی گردد. منابع 1. ابن سینا. القانون فی الطب. تحقیق: ابراهیم شمس الدین، بیروت، موسسه الاعلمی، 1425 ق، ج1 2. الموجز فی الطب، علاءالدین علی بن ابی‌الحزم القرشی (ابن نفیس)، تحقیق: استاد عبدالكریم عزباوی، مصر، 1406 هـ/ 986م. 3. الاغراض الطبیه و المباحث العلائیه، سید اسماعیل جرجانی، تصحیح و تحقیق دكتر حسن تاجبخش، تهران، انتشارات دانشگاه تهران با همكاری فرهنگستان علوم، چاپ اول، بهار 1384. 4. خلاصه الحكمه، محمد حسین عقیلی خراسانی، تصحیح اسماعیل ناظم، مؤسسه احیاء طب طبیعی و مؤسسه مطالعات تاریخ پزشكی، طب اسلامی و مكمل، قم، انتشارات اسماعیلیان، 1386. 5. حفظ‌الصحه ناصری، محمدکاظم گیلانی، تصحیح دکتر رسول چوپانی، طرح احیای میراث مکتوب طب سنتی ایران، انتشارات المعی، 1387. 6. مروری بر کلیات طب سنتی ایران (ویرایش دوم)، دکتر محسن ناصری، دکتر حسین رضایی‌زاده، دکتر رسول چوپانی، دکتر مجید انوشیروانی، مؤسسه نشر شهر، 1388. تهیه و تنظیم: مجید اصغری استادیار، متخصص طب سنتی ایرانی

بنام خدا مبانی دارو درمانی در پزشکی سنتی ایران در این درهم کنش، بخش زیادی از اجزای ریز هریک از عناصیر ممکن است در تماس با بخش زیادی از اجزای ریز عناصر دیگر قرار گیرد و برهم تاثیر نمایند. از این فرایند کیفیت خاص و یکنواختی حاصل می شود که جامع خواص همه عناصر سازنده بوده آن را مزاج می نامند. اولین مزاجی است که از عناصر چهارگانه حاصل می شود، عناصر چهارگانه شامل خاک(که طبیعت آن سرد و خشک است)، آب (که سرد وتر است)، هوا (که گرم و تر است) و آتش (که گرم و خشک است) می باشند. مزاجی است که از عواملی که خود دارای مزاج ویژه ای هستند پدید می آید ، مانند مزاج داروهای مرکب، اگر چند دارو با هم آمیخته شوند و به صورت یک داروی مرکب در آیند و مزاجی از این ترکیب پدید آید، آن را مزاج ثانوی می نامند. این نوع از مزاج فقط از راه مصنوعی به وجود نمی آید، بلکه گاهی به طور طبیعی و بدون دخالت انسان نیز حاصل می شود، برای نمونه شیر مخلوطی از سه جزء پنیری و چربی و مائی می باشد. هرکدام از اجزاء سه گانه بر شمرده شده به نوبه خود ساده نبوده بلکه از مخلوطی از ترکیبات مختلف تشکیل یافته است و دارای مزاج اختصاصی خودمی باشد. مزاج دوم بردو گونه است: مزاج قوی و پایدار، و مزاج سست و ناپایدار اگر اجزای به هم آمیخته شده آن در حالت اعتدال نباشند بلکه به حالت چیرگی یک جزء بر جزء دیگر باشند ، در این صورت نیز آنقدر در بدن باقی می ماند تا به تدریج هیئت بدن را به سوی عدم اعتدال بکشاند. اگر مزاج سست و ناپایدار باشد و حالت امتزاج اجزای ساده آن چنان باشد که گرمای غریزی اندام ما یارای از هم جدا ساختن آنها را داشته باشد دو حالت وجود خواهد داشت: بنابراین اگر گفته شود که فلان دارو قوای متضاد و یا خاصیت هایی یا تاثیرات مختلفی دارد منظور این است که در آن دارواجزای جداگانه ای وجود دارد که آن اجزاء بر همدیگر چنان تاثیری نگذاشته اند که حاصل آن اثر واحد و یکسانی باشد و ضمناً اجزای مزبور آنچنان به هم نچسبیده اند که چنانچه یکی از آنها جزو یکی از اندام ها در آید، جزء دیگر به آن پیوسته باشد و ناگزیر همراه آن جزو اندام مزبور در آید. داروهای سست و ناپایداری نیز بر چند قسم اند: برخی از آنها بیشتر از بقیه با هم در آمیخته اند و نمی توان به وسیله پختن یا شستن ، خاصیت هایی که در آنها است از هم جدا ساخت. برای نمونه: بابونه دارای دو خاصیت تحلیل برنده و قابض است. چنانچه بابونه آب پز شود و ضماد گردد هیچیک از خاصیت های آن از همدیگرجدا نخواهند شد. در برخی دیگر از داروها خاصیت های موجود در حالت پختن از هم جدا می شوند. مانند کلم که جوهر آن از دو ماده ترکیب یافته است: یکی ماده حاکی که قابض است و دیگر ماده لطیف و جلادهنده. براثر پختن کلم در آب، جوهر جلادهنده آن در آب حل می شود، وجوهر قابض و خاکی آن بر جای می ماند. از این روست که آب باقی مانده پس از پختن کلم مسهل است و در حالیکه جرم باقی مانده قابض می باشد. عدس، گوشت مرغ، پیاز، سیر و ترب نیز همانند کلم بر اثر پختن نیرویی را از دست می دهند. اجزاء ساده گروهی از این داروها را می توان به وسیله شستن آنها از هم جدا نمود مانند هندباء (کاسنی) در بعضی داروها به نظر می رسد که دو جوهر مختلف المزاج در آنها وجود داشته باشد که با هم نیامیخته باشند. برای نمونه می توان اسفرزه را نام برد که پوست آن و آنچه بر پوست آن است بسیار سردی بخش می باشد، و آرد داخلی آن به اندازه ای گرم است که پوست را سرخ و یا زخمی می نماید، و پوست پرده وار میان این دو قسمت قرار گرفته است. اگر اسفرزه را نکوبند و بخورند، سختی پوست مانع از آن است که آرد داخل و قوای داخلی آن بیرون آید. مزاج داروها را مانند مزاج انسانها با کیفیت های ساده گرم، سرد، مرطوب و خشک و نیز با کیفیت های مرکبی مانند گرم و مرطوب، گرم و خشک، سرد و مرطوب، و سرد و خشک مشخص می نمایند. داروی مورد نظر باید خالی از حالتهای اکتسابی باشد و مثلا گرما یا سرمای بیگانه و عَرَضی بر آن اثر نگذاشته باشد، و یا کیفیت آن به علت تغییر یافتن و استحاله جوهر آن تغییر نیافته باشد، و یا جوهر دیگری به جوهر ویژه آن دارو آمیخته نشده باشد. برای نمونه، آب اگر چه طبیعت سردی دارد لیکن اگر آن را گرم کنند تا زمانی که گرم باشد خاصیت گرم کننده خواهند داشت. همچنین گوشت ماهی سرد است لیکن اگر نمک سود شود به شدت گرم کننده خواهد بود. شرط سوم: دارو را باید بر علت های متضاد آزمایش نمودو چنانچه برای همه علت های متضاد سودمند واقع شود در این صورت ممکن است برای یکی از حالت ها به طور ذاتی و برای حالت دیگر به طور عرضی سودمند باشد. مثلا اگر سمقونیا بر بیماری سرد آزمایش شود ممکن است که گرمی ببخشد و سودمند باشد، و اگر برای بیماری گرم مانند تب نوبه به کار برده شود در این صورت نیز ممکن است مفید واقع گردد، زیرا صفرا را تخلیه می نماید. بنابراین تا معلوم نشود که کدام یک از اثرات سردی و گرمی آن وابسته به تاثیر ذاتی و کدام یک متعلق به تاثیر عرضی آن است نمی توان حکم کرد که سمقونیا گرم کننده است یا سرد کننده می باشد. باید قوت دارو با قوت بیماری برابر باشد، مثلا اگر گرمی یکی از داروها کمتر از سردی عامل بیماریزا در بیمار باشد. در این حالت دارو در برطرف کردن آن سردی موثر نخواهد بود. شرط پنجم باید زمانی را که دارو اثر درمانی خود را ظاهر می سازد در نظر داشت. اگر دارو بی درنگ اثر بخشیده معلوم می شود که این تاثیر از ذات دارو است. اما اگر تاثیر اولیه آن بر ضد تاثیر نهایی آن باشد و یا اینکه پس از مصرف اثری از آن ظاهر نشد و اثر درمانی آن بعداً ظاهر گردید، در این صورت ممکن است تاثیر آن از عَرَض حاصل شده باشد و گویا ابتدا اثر مخفی داشته و در پی آن تاثیر حاصل از عَرَض بوجود آمده است. چنانچه اثر حاصل از عَرَض بوجود آمده باشد بنابراین به احتمال قوی اثر آن پس از ترک اندام مورد نظر ظاهر می گردد. اما اگر تاثیر آن از ذات آن حاصل شده باشد، قبل از جدا شدن از اندام تاثیر می بخشید و پس از جدا شدن از آن اثری از آن به جای نمی ماند. شرط هفتم: برای شناسایی چگونگی اثر دارو شرط است که آن را برتن آدمی آزمود و آنگاه حکم کرد. چه بسا ممکن است که دارو بر بدن غیر انسان آزمایش شود و نتیجه ای بدهد ، در صورتی که بر بدن آدمی نتیجه مخالف آن بدست آید. برای نمونه ریوند (راوند) برای اسب سردی آور و برای انسان گرمی بخش است. نکته: توصیه کرده اند که پیش از خوردن آن دارو ابتدا بو و طعم آن را مورد بررسی قرار دهند. اگر بوی بسیار نامطلوب و یا طعم ناپسندی داشته باشد آن دارو بدون ضرر نمی باشد و با احتیاط زیاد باید آن را مصرف نمود. و اگر طبیعت آدمی نسبت به آن نفرت داشته باشد آن را نباید بدون آزمایش مصرف کرد. آزمایش را ابتدا باید روی حیوانهایی انجام داد که مزاج آنها نزدیک مزاج انسان باشد (مانند بوزینه و غیره) و خوراک آنها از نوع داروهای سمی گیاهی و حیوانات سمی نباشد و به آن حیوانات قبل از انجام آزمایش به مدت سه روز خوراک و آشامیدنی مناسب بدهند. تعیین مزاج و خاصیت داروها به اشاره و ارشاد انبیا و اولیاء و نیز از راه الهام و القاء در قلب هنگام احتیاج و ابتلا به بیماری و یا از راه میل و خواهش طبیعت و یا از راه اتفاق و یا مشاهده نمودن شیوه برخی از حیوانات در معالجه نمودن خود انجام می پذیرد. 1- بررسی سرعت گرم شدن و سرد شدن دارو. از دو جسم یکسان از نظر قوام (یعنی تخلخل و بهم فشردگی) ، آن که زودتر گرمی پذیر باشد آن را گرم تر و هرکدام زودتر سردی پذیر باشد آن را سردتر می دانند. 3- بررسی سرعت انعقاد و انجماد دارو از دو جسم یکسان از نظر قوام، آن که بر اثر سرما زودتر از دیگری منعقد یا منجمد شود سردتر است، لازم به تذکر است که عامل تحلیل بردن و ذوب کردن و سوزاندن حرارت می باشد. از طرفی، عامل انعقاد و انجماد و قبض و جمع و تراکم برودت یا سردی است. نکته: اجسامی وجود دارند که براثرگرما منعقد می شوند، و هر آنچه که براثرگرما منعقد شود بر اثر سرما تحلیل می رود. ضمناً اجسامی وجود دارند که بر اثر سرما منعقد می شوند، و هر آنچه که بر اثر سرما منعقد شود گرما آن را ذوب می نماید. نکته اگر دو جسم مورد مقایسه از نظر قوام یکسان نباشند بلکه یکی متخلخل و دیگری متراکم باشد، چنانچه متراکم زودتر بسوزد و دیرتر منجمد گردد در این صورت حتما جوهر آن گرم تر است، لیکن اگر جسم متخلخل برای سوختن بیشتر از متراکم آمادگی داشته باشد نمی توان گفت که جوهر آن گرم تر است زیرا ممکن است تخلخل سبب اشتعال و سوختن آن باشد. همچنین اگر جسم مزبور زودتر سرد شود و زودتر منجمد گردد نمی توان گفت که جوهر آن سردتر است. باید توجه داشت که متخلخل جسمی ناتوانتر از متراکم دارد و نسبت به متراکم تاثیر پذیرتر است. 4- بررسی رنگ دارو رنگ چندان جای اعتماد نمی باشد. رنگ سفید در اجسام منعقد شده ای که دارای رطوبت هستند دلالت بر جوهر سرد می کند. لازم به تذکر است که سردی باعث سفید شدن مرطوب می گردد. از طرفی سردی باعث سیاه شدن خشک می گردد. ضمناً گرمی باعث سیاه شدن مرطوب می گردد و گرمی باعث سفید شدن خشک می گردد. انواع مختلف دارویی که رنگهای متفاوتی دارند از لحاظ خاصیت با هم متفاوت اند. مثلا صندل سفید سردترین نوع صندل است، و صندل مایل به سرخ سردی کمتری از نوع سفید دارد، و از طرفی نوع مایل به زرد آن سردی کمتری از نوع سرخ دارد، و بالاخره نوع مایل به سیاه سردی آن کمترین می باشد. ضمناً خشکی صندل سفید کمتر از خشکی سه نوع دیگر می باشد. پس از آن به ترتیب نوعهای زرد و سرخ قرار دارند، و بالاخره نوع سیاه خشک تر از همه می باشد. اگر طبیعت یک دارویی مایل به گرمی باشد بنابراین حکم آن بر عکس داروی سرد است.مانند عسل سفید و سرخ و سبز، که عسل سرخ و سبز بسیار گرم بوده و در حالیکه گرمی عسل سفید از دو نوع دیگر کمتر است. سیاهی مطلقا علامت گرمی است. سفیدی مطلقا علامت سردی است. سرخ مطلقا علامت اعتدال. سبز مطلقا علامت سردی و خشکی. زرد مطلقا علامت گرمی و خشکی . 5- بررسی بوی دارو بوی حاد و تیز و نافذ و قوی دلالت بر گرمی دارد، وبوی سست و ضعیف دلالت بر سردی و بوی ملایم دلالت بر اعتدال مزاج دارو می دارد. بوها گاهی اوقات از مزه خبر می دهند، مانند بوی ترشی نکته: مزه برای شناسایی مزاج و خاصیت داروها در درجه اول اهمیت قرار دارد. در حالیکه بو در درجه دوم و رنگ در درجه سوم قرار می گیرند. 6- بررسی مزه دارو هرچیزی که در چشیدن گزنده یا تلخ یا شور باشد جوهر آن گرم است. هر آنچه که گس یا قابض یا ترش باشد جوهر آن سرد است. هرچه که شیرین یا چرب باشد جوهر آن معتدل است نکته: بسیاری از داروها وجود دارند که مزه آنها دلالت بر گرمی دارد اما در حقیقت سرد هستند، مانند افیون که مزه اش تلخ است لیکن بسیار سرد می باشد، این اشتباهی است که در استفاده از مزه ها برای تشخیص داروهای سرد بیشتر از تشخیص داروهای گرم رخ می دهد. 1-6- انواع مزه مزه ها نه نوع می باشند لیکن در حقیقت هشت نوع آنها محسوس و یک نوع آنها بی مزگی است مزه های محسوس بر هشت نوع می باشند 1- زبان گز یا گزنده 2- تلخ 3- شور 4- گس 5- قابض 6- ترش 7- شیرین 8- چرب بی مزه ها بردو نوع اند: یا اصلا بی مزه اند (مانند آب) یا اینکه مزه دارند ولی حس آن را درک نمی کند زیرا آنقدر غلیظ و متراکم هستند که چیزی از آنها تحلیل نمی شود که با زبان درآمیزد و زبان آن را حس کند (مانند آهن، مس و...) به ترتیب اولویت: زبان گز گرم تر از تلخ و تلخ گرم تر از شور است. زیرا زبان گز در تحلیل بردن و قطعه قطعه کردن و جلا دادن قوی تر از تلخ است و تلخ بیشتر از شور است. شور در حقیقت تلخی می باشد که رطوبتی سرد بر آن وارد گردیده است و لذا از مزه اصلی آن کاسته شده و در این تحویل و تحول قسمتی از گرمی را نیز از دست داده است. بنابراین اگر شور را در آفتاب یا آتش گرم کنند یا به وسیله ای آب آن را جدا سازند تلخ خواهد شد. بوره و نمک تلخ گرم تر از نمک طعام است. به ترتیب اولویت: گس سردتر از قابض و قابض سردتر از ترش است. این سه مرحله گسی و سپس قبضی و سپس ترشی را می توان در میوه ای یافت که سرانجام شیرین می شود و در نخستین مرحله گس و با سردی شدید، پس اگر در آن آب و هوا جریان یابد تا اینکه اندکی توسط هوا معتدل گردد و با گرمی آفتاب نضج پیدا کند به مزه ترش مایل خواهد شد، مانند قوره، بین این دو مرحله مرحله اندکی قبض است که گس نبوده و سپس مزه آن شیرین خواهد شد اگر گرمی نضج دهنده وارد عمل شود. 5-6- افعال و خواص مزه های هشتگانه الف: مزه های گرم به ترتیب از گرم ترین زبان گز(الحرافه):که خاصیت تحلیل برنده (التحلیل)، قطعه قطعه کننده (التقطیع)، و تباه کننده و گنداننده (التعفین) دارد. تل(المراره): که خاصیت زداینده (الجلا) و زیر کننده (التخشین) دارد. شور(الملوحه):که خاصیت شوینده (الغسل)، جلادهنده و زداینده (الجلا)، خشک کننده (التجفیف) و منع عفونت (منع العفونه) دارد. ب: مزه های سرد به ترتیب از سردترین گس (العفوصه): اگر ضعیف باشد قابض است (القبض)، و اگر قوی باشد افشرنده است(العصر) قابض(القابض): خاصیت قبض کردن (القبض)، غلظت بخشیدن و متراکم کردن (التکثیف) سخت گردانیدن (التصلیت) و بازداشتن یا حبس کردن (الحبس) دارد. ترش(الحموضه): خاصیت سرد کننده (التبرید) و قطعه قطعه کننده (التقطیع) دارد. ج- مزه های معتدل: شیرین (الحلو): خاصیت پخته گردانیدن (النضج)، نرم کردن (التلیین) و مغذی (تکثیر الغذاء) دارد. چربی (الدسومه): خاصیت نرم کردن (التلیین)، لیزی دادن (الارزلاق) و اندکی پخته گردانیدن (انضاج قلیل) دارد. گاهی دو مزه در یک دارو گرد هم می آیند. نمونه هایی از آمیزش مزه ها ذیلاً درج گردیده است. 1- آمیز قابض با تلخ که حاصل آن بدمزگی (بشاعت) می باشد. این نوع آمیزش در افشره گیاه فیل زهره (حضض) دیده می شود. 2- آمیزش شور با تلخ که حاصل آن تلخی و شوری (زعوقه) می باشد. این نوع آمیزش در دارچینی ختایی (البسخه) مشاهده می شود. خواص و آثار مزه های بهم ریخته مخلوط تلخ و گس خاصیت زدودن همراه با قبض دارد و درموارد زیر استفاده می شود. 1- برای درمان زخم هایی که همراه با اندکی ورم و سستی هستند. 2- برای باز کردن انسداد یا گرفتگی 3- برای طحال بسیار سودمند است به شرطی که تلخی در ترکیب مورد استفاده ضعیف نباشد. 4- به طور کلی برای معده و کبد مفید است. مخلوط شیرین و قابض: مطلوب احشاء و اندامهای داخلی می باشد زیرا لذیذ و تقویت دهنده است و برای زبری ریه سودمند می باشد زیرا مشابه معتدل است. مخلوط قابض با زبان گز یا تلخ : در حقیقت ترکیبی از جوهر خاک و آتش می باشد و برای زخم هایی که در آنها رطوبت بد وجود دارد سودمند است و برای التیام زخم ها نیز بسیار مناسب می باشد. آثار داروها ناشی از مزاج آنها بوده و بر سه نوع است: آثار کلی و عمومی، آثار اختصاصی و آثار شبه کلی 1- آثار کلی و عمومی: از قبیل گرم کردن، سردکردن، جذب، دفع، به هم آوردن دهانه های زخم، بوجود آوردن زخم و...) 2- آثار اختصاصی: مانند اثرات درمانی داروهایی که در معالجه سرطان، بواسیر، یرقان و این قبیل بیماریها مفید هستند. در این گونه موارد داروها بر اندام و یا دستگاه ویژه ای از بدن اثر می گذارند. 3- آثار شبه کلی: از قبیل اثرات مسهل، مدر و حالت هایی که شبیه به آنها می باشد. در این گونه موارد با اینکه دارو بر اندام و یا دستگاه ویژه ای از بدن اثر می گذارد و مربوط به کل تن آدمی نمی باشد، اما باید شبیه تاثیرات کلی تلقی شود زیرا سود و زیان آن مربوط به همه اندام ها است و سراسر بدن از آنها تاثیر می پذیرد. 4- داروی جلاد دهنده و زداینده (جالی): دارویی است که رطوبت های چسبناک و منجمد شده را از محل دهانه منافذ موجود در سطح عضو را به حرکت در آورده و دورمی گرداند. مانند ماء العسل. * هر داروی جلادهنده باعث نرمی طبیعت می گردد هرچند که در آن خاصیت اسهال کننده وجود نداشته باشد. * هر ماده تلخی جلادهنده است. 5- داروی زبرکننده (مُخشِّن): دارویی است که سطح عضو را ناهموار می سازد. 6- داروی بازکننده (مُفَتِّح): دارویی است که ماده قرار گرفته در اندرون منافذ را به سوی بیرون حرکت می دهد تا مجراها باز بمانند. داروی بازکننده قوی تر از داروی جلادهنده است. نمونه ای از داروی بازکننده فطراسالیون می باشد. داروی بازکننده یا لطیف و تحلیل برنده، یا لطیف و قطعه قطعه کننده ویا لطیف و شوینده می باشد. هر ماده زبان گز، یا تلخ لطیف، یا لطیف ترش مزه، یا لطیف سیالی که گرایش به گرمی داشته باشد و یا معتدل باشد خاصیت بازکننده دارد. 7- داروی سست کننده (مُرَخّی): دارویی است که به علت گرمی و رطوبتی که دارد قوام اندامهایی که منافذ متراکم دارند را نرم تر می سازد و لذا منافذ وسیع تر گردیده ودفع فضولات از آنها ساده تر خواهد شد. مانند ضماد شبت و دانه کتان. 8- داروی نضج دهنده (مُنضِج): دارویی است که گرمی معتدلی دارد و به علت قابض بودن، خلط را حبس می کند تا بدین ترتیب نضج یابد. از طرفی به شدت باعث تحلیل خلط نمی گردد و نیز باعث جدا شدن بخش مرطوب آن از بخش خشک آن نمی شود. لازم به تذکر است که تحلیل شدید و جداشدن بخش مرطوب از بخش خشک در اثر احتراق انجام می پذیرد. 9- داروی قطعه قطعه کننده اخلاط (مقطع) : دارویی است که به علت لطافتی که دارد میان سطح خلط چسبنده و سطحی که به آن چسبیده نفوذ می کند و اندام را از خلط می رهاند و نیز خلط را تقسیم می نماید و به اجزای کوچک تری تبدیل می نماید، و بنابراین دفع آن را از موضعی که به آن چسبیده است آسان می سازد. مانند خردل و سکنجبین 10- داروی بادشکن (کاسرالریح، مفشی): دارویی که به علت طبیعت گرم و خشکی که دارد قوام باد را رقیق و هوایی می گرداند و آن را تحلیل می برد و از محلی که قرار دارد خارج می سازد مانند دانه سذاب. 11- داروی جذب کننده (جاذب): دارویی است که به علت لطافت و گرمی که دارد رطوبت ها را به طرف خود جذب می کند، مانند جندبادستر، دارویی که خاضیت جذب کننده قوی دارد دارویی است که رطوبت را از اعماق بدن جذب می نماید و اگر آن را پس از تنقیه کردن به صورت ضماد استفاده نمایند برای عرق النسا و درد قسمت های داخلی مفاصل بسیار سودمند خواهد بود. 12- داروی گزنده (لذّاع): دارویی است که به علت گرمی و شدت نفوذ خود در عضو فرو می رود و تفرق اتصال در منافذ زیاد و نزدیک به هم بوجود می آورد و ضمناً نفوذ هریک از اجزای آن به صورت منفرد محسوس نمی باشد. مانند استفاده از خردل با سرکه یا سرکه به تنهایی. 13- داروی سرخ کننده (مُحمِّر): دارویی است که اگر در تماس با عضوی از اعضای بدن قرار گیرد آن را بسیار گرم خواهد نمود و خون را به شدت به طرف سطح آن عضو جذب خواهد کرد و لذا سطح آن عضو سرخ خواهد شد. مانند خردل، انجیر و پونه. لازم به ذکر است که داروهای سرخ کننده اثری نزدیک و شبیه اثر داروهای داغ کننده دارند. 14- داروی خارش زا(مُحَکِّک): دارویی است که به علت خاصیت جذب کننده و گرم کننده خود خلط های گزنده و خارش زا را به سوی منافذ پوست جذب می نماید. اثر این دارو در حدی نیست که بتواند قرحه و زخم بوجود آورد. از طرفی، داروی خارش زا احتمالاً کرک های ریز و غیرقابل رویت دارد و کرک های مزبور آن را در انجام این امر کمک می نمایند. مانند کبیکج و انجره. 15- داروی زخم کننده (مقرح): دارویی است که به علت گرمی و نفوذ و جذب خود رطوبت های موجود در میان پوست را تحلیل می برد و ماده بد را که باعث قرحه می گردد به سوی پوست جذب می نماید مانند بلاذر. 16- داروی خورنده عضو (أکال): دارویی است که به علت خاصیت زیاد تحلیل برنده و جلادهنده و نیز به علت نفوذی که دارد اجزای جوهر عضو را از همدیگر می گسلد و از جوهر گوشت می کاهد: مانند زنجار 17- داروی سوزاننده(محرق): دارویی است که به علت گرمی و نفوذ خود اخلاط لطیف موجود در اعضا را تحلیل می برد و خاکستر آنها را به جای می گذارد. مانند افریبون (فرفیون) و زرنیخ. 18- داروی خرد کننده سنگ (مُفَتِّت): دارویی است که چنانچه با خلط سفت و سنگی شده برخورد نماید به علت خاصیت تیز و نفوذ کننده خود، آن خلط را ریز ریز کرده و نرم می گرداند. مانند حجر الیهود. 19- داروی گنداننده وتباه کننده (مُعَفِّن): دارویی است که به علت گرمی بیگانه و خاصیت تحلیل برنده خود مزاج عضو و رطوبت و روح آینده به سوی عضو را متعفن و تباه می گرداند و ضمنا آنچه که پس از تعفن باقی می ماند قابل تبدیل شدن به جزیی از اجزاء آن عضو نخواهد بود. از طرفی، داروی معفن نه می سوزاند و نه می خورد و نه رطوبت عضو را تحلیل می برد بلکه پس از اثر کردن، رطوبت فاسدی را به جای خواهد گذاشت که چیزی غیر از حرارت غریزی آن اثر می گذارد و آن را متعفن می گرداند. مانند زرنیخ و ثافسیا. 20- داروی داغ کننده (کاوی): دارویی است که پوست را می سوزاند و خشک می گرداند. پوست از اثر آن چنان سفت می شود که گویی سوختگی ناشی از آتش است. آنگاه جوهر آن پوست به عنوان سدی در برابر جریان خلط مایع عمل خواهد کرد. جای سوختگی را خشکریشه می نامند. چنین دارویی را برای بند آوردن خونریزی سرخرگ ها و موارد مشابه به آن مورد استفاده قرار می دهند. مانند زاج و قلقطار. 22- داروی هضم کننده (هاضم): دارویی است که در هضم غذا کمک می کند. 24- داروی عطش آور (مُعَطِّش): دارویی است که طبیعت را مشتاق ترویح(راحت شدن) سازد اعم از اینکه ترویح به آب شود مانند معده و جگر و یا به هوای سرد مانند معده و جگر و یا به هوای سرد مانند دل و شش، مراد از عطش، عطش صادق است نه کاذب 26- داروی سردکننده (مبرد): دارویی است که به علت خاصیت سردکننده که دارد سردی بوجود می آورد مانند کافور 27- داروی تقویت کننده (مقوی) : دارویی است که قوام عضو و مزاج آن را تعدیل می نماید تا بدین ترتیب از ریزش فضولات در عضو و نیز از هجوم آفات به سوی آن جلوگیری به عمل آید. اثر چنین دارویی یا به علت خاصیتی است که در بردارد مانند طین مختوم و تریاق، و یا به علت اعتدال مزاج آن است و لذا آنچه که گرمتر است را سرد و آنچه که سردتر است را گرم می نماید. جالینوس معتقد است که روغن گل دارای چنین اعتدالی می باشد. 28- داروی بازدارنده (رادع): ضد جذب کننده است، دارویی است که به علت طبیعت سرد و خاصیت قابض خود عضو را سردی می بخشد و اجزای آن را متراکم می سازد و منافذ آن را تنگ می نماید و لذا گرمی جذب کننده آن عضو را کاهش می دهد و مایع جاری شونده به سوی آن را منجمد یا منعقد می سازد و بنابراین از ریزش آن مایع به سوی عضو جلوگیری به عمل می آورد. مانند عنب الثعلب که برای درمان ورمها مورد استفاده قرار می گیرد. 30-داروی جامدکننده (مجمِّد): ضد تحلیل برنده است. دارویی است که به علت سردی و خاصیت قبض خود اخلاط و رطوبت ها را منجمد می کند مانند بذرالبنج 32- داروی سخت کننده اندام ها (مصلب): ضد هضم کننده و نضج دهنده است. دارویی است که به علت طبیعت سرد خود اثر گرمای غریزی بدن و نیز اثر گرمای بیگانه موجود در غذا را خنثی می سازد. از این رو غذا هضم نخواهد شد و ونضج نخواهد یافت مانند بزرقطونا. 34- دارو تخدیرکننده (مخدر): دارویی است که به علت طبیعت سرد و خشک و خاصیت قابض خود اخلاط را منجمد می کند و منافذ عضو را می بندد و لذا از نفوذ روح نفسانی در آن عضو جلوگیری به عمل می آورد و در نتیجه عضو اندکی بی حس می شود و از حرکت باز می ایستد و یا اینکه روح نفسانی حساس و متحرک را متراکم می کند و لذا احساس و حرکت آن کم می شود مانند افیون و بنج، اکثر داروهای مخدر سرد و خشک هستند. 36- داروی مرطوب کننده (مُرَطِّب): دارویی است که به علت داشتن رطوبت زیاد، رطوبت بدن را می افزاید. 37- داروی نفخ آور (مُنَفِّخ): دارویی است که در جوهر آن رطوبت بیگانه و غلیظ وجود دارد و چنانچه گرمای غریزی بدن بر آن رطوبت اثر کندبه سرعت تحلیل نخواهد رفت بلکه به باد تبدیل خواهد شد. مانند لوبیا نکات  هر نفخ آوری سردرد می آورد و برای چشم ضرر دارد.  هر دارویی که دارای رطوبت فضلیه بیگانه باشد خاصیت نفخ آور دارد مانند زنجبیل  هر دارویی که در رگ ها باد تولید کند خاصیت نعوظ آور دارد.  هر دارویی که قوه باه را تحریک کند مبهی خوانده می شود. 38- داروی شوینده (غسال): دارویی است که اثر جلادهنده دارد لیکن اثر مزبور به علت دارا بودن خاصیت و جوهر جلادهنده نمی باشد بلکه از نیروی تاثیرپذیری حاصل می گردد که حرکت آن را یاری می دهد. منظور از نیروی تاثیرپذیر رطوبت است و مراد از حرکت جاری شدن می باشد. از این رو چنانچه مایع لطیفی بر دهانه رگ ها جریان یابد، به وسیله رطوبت خود فضولات را نرم می سازد و آنها را کنار می زند. مانند ماء الشعیر و آب خالص. 40- داروی لغزاننده (مزلق): دارویی است که سطح جسم حبس شده در یک مجرا را مرطوب می کند و اجزای آن را نرم می سازد و آماده حرکت کردن می نماید آن جسم سپس به علت سنگینی طبیعی و یا نیروی دافعه به حرکت می افتد. مانند اجّاص (آلو) 42- داروی خشک کننده (مُجَفِّف): دارویی است که به علت خاصیت تحلیل برنده و لطیف کننده خود رطوبت ها را از بین می برد. مانند سندروس. 43- داروی افشرنده (عاصِر): دارویی است که به علت خاصیت قابض و جمع کننده قوی خود، اجزای عضو را می فشارد تا اینکه رطوبت های رقیق موجود در خلل و فرج آن عضو جدا گردند و از هر منفذی که بیابند خارج شوند. مانند استفاده از ضماد هسته تمر هندی در دملها. 44- داروی قابض: دارویی است که اجزای اندام را گرد هم می آورد و متراکم می سازد و مجراها را می بندد. 45- داروی مسدود کننده منافذ بدن (مسدد) : دارویی است که به علت متراکم بودن اجزای خود و خاصیت خشک خود و یا به علت خاصیت پوشاننده و چسباننده خود، در منافذ و مجراها حبس می شود و انسداد و گرفتگی بوجود می آورد. 46- داروی پوشاننده (مغری): داروی خشکی است که به علت دارا بودن اندکی رطوبت چسبناک بر دهانه ها می چسبد و آنها را بند می آورد و در نتیجه مایع حبس می شود. نکته: آتش روی چسبناک سیال لغزاننده اثر می کند و آنها را به مواد پوشاننده بند آورنده حبس کننده تبدیل می نماید. 47- داروی التیام بخش (مُدَمِّل): دارویی است که خاصیت خشک کننده دارد و رطوبت موجود میان دو سطح مجاور زخم را غلیظ می گرداند و به آن خاصیت پوشاننده و چسباننده می بخشد و در نتیجه دو سطح زخم به همدیگر می چسبند، مانند دم الاخوین و صبر و کثیرا و صمغ عربی. 48- داروی رویاننده گوشت (منبت لِلَّحم): این دارو، مزاج خون وارد شده در زخم را تعدیل می کند و سپس آن خون را در اثر خشکانیدن منعقد می سازد و سرانجام آن را به گوشت تبدیل می نماید. 49- داروی دلمه ساز (خاتم): داروی خشک کننده ای است که سطح زخم را خشک می گرداند و باعث بوجود آمدن خشکریشه می گردد. خشکریشه بوجود آمده، زخم را تا هنگام رویش پوست طبیعی از آسیب نگه می دارد. نکته: هر دارویی که به اعتدال بخشکاند و پوست را به اعتدال برویاند و سوزش نداشته باشد دلمه ساز به شمار می آید. 51- داروی فرح آورنده (مُفَرِّح): دارویی است که مزاج را تعدیل می کند و اخلاط و روح حیوانی و نفسانی را لطیف می گرداند و آنها را منبسط می سازد و به سوی خارج سوق می دهد. اندوه را از بین می برد و مغز را تقویت می کند و حواس را نیکو می گرداند و ذهن را صاف می کند و کسالت را دور می نماید 52- داروی ملین: دارویی است که به علت گرمی معتدل و رطوبت خود آنچه که در معده وامعا باشد اخراج نماید و این اعم از منضج و مزلق است. مانند مغز فلوس و خیار شنبر و تمر هندی و شیر خشت. 53- داروی مسهل: دارویی است که به علت خاصیت گرم کننده و مسهل کننده ونفوذ کننده و جلادهنده و رقیق کننده و جذب کننده و دفع کننده خود، اخلاط فاسد و فضولات را از اعماق بدن و از عروق و منافذ جذب نماید و از راه روده ها خارج سازد. 55- داروی مدر: دارویی است که به علت گرمی و خاصیت لطیف کننده خود بخش مائی غذاها و فضولات مایع را از راه ادرار و خون قاعدگی و عرق و شیر دفع می نماید. 57- ماده مسموم کننده (سم): ماده ای است که نه فقط از راه ضدیت بلکه به علت خاصیتی که دارد مزاج را فاسد می گرداند. مانند بیش 59- پادزهر و تریاق: دارویی است که تندرستی و نیروی روح را نگه می دارد تا بدین ترتیب زیان سم دفع گردد. پادزهر مصنوعی را تریاق می نامند، و واژه پادزهر را در مورد مفردات طبیعی به کار می برند. احتمالاً تفاوت چندانی بین پادزهر و تریاق وجود ندارد. 60- داروی اصلاح کننده (مصلح): دارویی است که آثار مواد غذایی خورده شده و یا آشامیدنی ها را از راه رفع ضرر و یا کمک به اثر آنها و یا حفظ نیروی آنها و یا کاهش تیزی آنها و یا بدرقه آنها تا رسیدن به اندامهای تنگ و دور اصلاح نماید. هنگامی که دارو وارد بدن جوان تیز حس و با ادراک و معتدل المزاج و یا قریب به اعتدال می شود گرمای غریزی آن جوان بر دارو تاثیر می نماید و باعث بروز وبه فعل آوردن کیفیت نهفته بالقوه موجود در آن می گردد. حال اگر کیفیت بروز یافته دارو مانند کیفیت بدن جوان و در اثر تکرار استفاده وافزایش دادن مقدار مصرف کیفیتی غالب و زائد بر مزاج اصلی آن جوان نداشته باشد و ارواح و قوای او را تغییر ندهد و نیز فعلی از افعال بدن او را تغییرندهد، آن دارو را معتدل می نامند. اگر مقدار اندک دارو در بدن احداث کیفیتی غالب و زائد نماید اما استفاده از مقادیر زیاد دارو و تکرار مصرف آن باعث ضرر و فشار نشود، آن دارو را در درجه دوم قرار می دهند. اگر به سرحد ضرر و فساد و نقصان و اختلال برسد لیکن مهلک نباشد. آن را در درجه سوم قرار می دهند. اگر ضرر آن بر ارواح و قوا بسیار زیاد و عظیم باشد و به سرحد هلاکت برساند و مهلک باشد ، آن را در درجه چهارم قرار می دهند. بنابراین هر دارویی که به مقدار کافی (بدون افراط و تفریط) وارد بدن گردد و پس از تغییر یافتن بر هوای اشغال کننده فضاها اثر بگذارد و مفقودالاثر گردد و یا اثری از آن باقی نماند این دارو معتدل خواهد بود. اگر تاثیر آن منحصر در روح مجاور مجاری گردد و از آن نتواند تجاوز کند در درجه اول طبقه بندی می گردد. اگر بر روح و اخلاط نیز تاثیر بگذارد در درجه سوم طبقه بندی می شود. اگر تاثیر آن در هرسه باشد و کل اعضا را شامل گردد در درجه چهارم طبقه بندی می شود که نهایت تاثیر است. نکته: هریک از درجات به سه مرتبه طبقه بندی می شود: اول و وسط و آخر. اول هر درجه کمتر از وسط آن، و آخر هر درجه از وسط آن بیشتر است. نکته مهم: درجه چهارم از هر کیفیت نشان دهنده سمی بودن آن دارو می باشد. نکته: باید توجه داشت که گرمی چیز گرم و مرطوب از درجه اول تجاوز نمی کند زیرا اگر گرمی آن زیاد شود رطوبت آن را از بین خواهد برد بنابراین داروی گرمی وجود ندارد که گرمی آن در درجه دوم و سوم قرار داشته باشد و در عین حال مرطوب باشد بلکه اکثرا خشک است. نکته ها: * هردارویی که خاصیت اسهال و قبض داشته باشد برای درد مفاصل سودمند است (مانند سورنجان). زیرا خاصیت اسهال آور آن ماده را از داخل مفاصل جذب می کند و خاصیت قبض کننده آن مجرای ماده را تنگ می سازد و بنابراین ماده جذب شده مجددا به جای اول خود در مفاصل بر نمی گردد. * داروهای مسهل و مدر اکثر اوقات بر ضد هم عمل می کنند.داروی مدر اکثر اوقات فضله را می خشکاند و در حالیکه مسهل ادرار را کاهش می دهد. داروهایی که دارای دو خاصیت سردی و پادزهری با هم باشند برای بیماری دق (سل) بسیار سودمند می باشند. * داروهایی که دارای دو خاصیت گرم کننده قوی و قطعه قطعه کننده اخلاط می باشند خون قاعدگی و ادرار را روان می سازند. مانند حاشا. * داروهایی که رویاننده مو و محکم کننده ریشه آن می باشند خاصیت قابض همراه با خاصیت خشک کننده معتدل دارا می باشند. مانند نبق (سدر) * تمام داروهای ضد کرم تلخ هستند. مانند کرنب(کلم) تدبیر: تصرف در اسباب ضروریه است و حکمش از جهت کیفیت مانند حکم ادویه است. 1- غذاخوردن: در بحران و در پایان بیماری رعایت میشود تا طبیعت با مشغول شدن به هضم از دفع بیماری بازنماند. در هنگام نوبت تب تا به وسیله گرمای هنگام پخت برمقداربدحالی و کرب افزوده نشود. می توان غذا را ازجهت کیفیت یعنی همان تغذیه کاست حتی اگر کمیتش زیاد باشد همانطور که درمورد فرد دارای هضم و اشتهای نیرومند و دربدنش اخلاط زیاد یا ناپسند است انجام می شود. به وسیله زیادکردن کمیت، اشتها را برطرف و معده را سرگرم می کند و باکم بودن تغذیه اش براختلاط افزوده نمی شود. این غذاها مانند سبزی ها و میوه ها است این شیوه را می توان عکس نمود یعنی با کم کردن کمیت و افزایش کیفیت واین تدبیر در مورد کسی که اشتها و هضمش ضعیف شده وبدنش نیازمند به غذاست بکاربرده می شود. به وسیله کم کردن مقدار غذا شخص می تواندآن را هضم کند و برایش گوارا باشدو با زیادبودن غذائیت تقویت و تغذیه می شود. گاهی غذا ازجهت کمیت و کیفیت کاسته می شود همانطور که اگر همراه با ضعف اشتهاوهضم،شخص دارای امتلاء بدنی بود. گاهی غذا ازجهت کمیت و کیفیت زیادمی شود همانطورکه درمورد شخص آماده شده برای ورزش قوی تدبیر می شود. نکته: اگرغذای لطیف سریع النفوذخورده شود و نیرو و مدت زمان لازم برآن نگذرد و سپس غذای غلیظی خورده شود راهی برای هضم و خارج شدن نخواهد داشت و در معده تباه شده و تباه کننده میگردد. نکته بسیارمهم: گرچه غذادوست نیروی بدن است ولی دشمن او نیزهست زیرا که غذا دوست بیماری نیزمی باشدو بیماری دشمن نیروی بدن است بنابراین درمدت بیماری نباید آن را استفاده کردمگربه مقدارناگزیر از آن و جهت تقویت به کاربرده شود. بیماری هایی که پایانشان در چهارم و کمتر از آن است ظاهرا نیرو در این مدت پایدار است و دیگر نیازی به تغذیه نمی باشدو این در صورتی است که نیرو توان تحمل را داشته باشدو اگر ضعیف شدحتی در بحران واجب است که بدان غذا رسانید. درمان با دارو دارای سه قانون است: اول: گزینش کیفیت دارو پس از شناخت نوع بیماری به منظور معالجه به ضد. دوم:گزینش وزن و درجه کیفیت دارو.این کاربه وسیله حدس بر طبیعت عضو و مقداربیماری و ازجنس و سن و عادت و فعل و حرفه و شهر و چاقی و لاغری و نیرو بدست می آید. سوم: ترتیب زمانی یعنی بداند که بیماری درچه مرحله ای از مراحل چهارگانه قرارداردمانند اینکه اگر ورم در مرحله ابتدا بود تنها از داروی رادع (بازگرداننده) بکاربرد؛ اگردرمرحله انتهابود تنها ازداروی محلل-تحلیل برنده، اگردرمیان این دومرحله بودهر دو دارو راباهم بیامیزدو بکاربرد؛ درمرحله انحطاط تنهاازداروهای محلل استفاده کند. ازدرمان های مشترک خوبی که در تمام بیماری ها استفاده میشودسرور و دیدارکسی که از دیدنش خوشحال میشود و همراهی باکسی که ازاوشرم می کشد و نزدش انس میگیرد و چه بسا بیمارعاشق رو به مرگ با دیدن یکباره معشوقه پس ازجفای اودرمان شده همچنین است بوهای لذت بخش وشنیدنی های نیکو. گاهی نیز تغییر هئیت حالت ها سودمند است.همانطور که ایستادن در هنگام درد کمرویا خیره شدن به یک جهت در انحراف-حول-چشم سودمند است. داروی لطیف: آنچه براثر حرارت مادرآن اجزائش کوچک شودمانند دارچینی. کثیف: درمقابل آن است لزج: آنچه درهنگام کشیدن گسسته نشودمانندعسل. هش(ترد): آنچه باکمترین فشارو دست خوردن پراکنده شودمانندصبر جامد: آنچه باید روان باشدولی اکنون جمع شده است. سائل: آنچه بایداجزاء اش به سوی پایین منبسط شود. لعابی: آنچه با خیساندن اجزائی از او جدا شودو در مجموع به صورت لزج گرددمانند خطمی. دهنی(روغنی): آنچه در گوهرش روغن وجوددارد مانند مغزها منشف(خشک کننده): آنچه که به وسیله رسیدن آب، بدان نفوذ و به سوی خودبکشد و ازآب اثری نماندمانند نوره. ملطف: آنچه ماده رارقیق کند مانند زوفا. محلل: آنچه ماده را تبخیر کند مانند جند بیدستر. جالی: آنچه رطوبت لزج را ازسطح عضوجدا کند مانندعسل. مخشن: آنچه سطح عضورا ناهموارکند،پس ازاینکه سطح عضو به صورت طبیعی یا عارضی براثر ماده لزج نرم و ملس شده باشد. مفتح: آنچه ماده بند آورنده را ازمجری به سوی خارج بیرون کشدمانندکرفس. مرخی: آنچه عضورابه وسیله حرارت و رطوبتی که داردنرم کندمانندآب گرم. منضج: آنچه قوام و غلظت خلط را تعدیل و آماده دفع نماید. هاضم: آنچه غذا را درسرعت پخت و نضج یافتن سودمند و موثرباشد. محلل ریاح: آنچه باد را رقیق کرده تادفع شودمانند سداب. مقطع: آنچه ماده را به اجزاء کوچک تقسیم کند حتی اگرغلظت خودراداشته باشند. جاذب: آنچه ماده را به سوی جایگاهش حرکت دهد. لاذع: آنچه به سوی نیروی نفوذکننده ای که دارد اتصال عضورا که به تنهایی احساس نمیشودبلکه به صورت کلی احساس شود را پراکنده کندمانندخردل. محمر: آنچه خون را باقدرت به سوی پوست همراه باگرمی کشانده و رنگش را سرخ کند مانند خردل. محکک: آنچه خلط گزنده و تند را جذب کند. مقرح: آنچه رطوبت اصلی را نابود کرده و ماده ای ناپسند زخم کننده ای را جذب کندمانندبلادر. محرق: آنچه به وسیله گرمایی که دارد اخلاط لطیف را نابودکرده و خاکسترش را باقی بگذاردمانند فربیون. اکال: آنچه زخم کنندگی و تحلیلش به قدری باشد که مقداری ازگوشت را بکاهد مانند زنگار مفتت: آنچه اجزاء خلط سفت و سنگ شده را کوچک کندمانند حجرالیهود. معفن: آنچه مزاج روح و رطوبت را تباه کندبه گونه ای که آنچه-غذایی-برایش آماده شده دیگرمناسب با آن نباشد مانند زرنیخ. کاوی: آنچه پوست رابسوزاند و آنرا مانند پیه یاگوشت آب شده کند مانند قلقطار. قاشر: آنچه اثر جلادهندگی اش به قدری باشدکه اجزاء تباه شده راخارج کندمانندقسط. مقوی: آنچه مزاج عضورا به قدری متعادل کندکه دیگرقابلیت پذیرش فضول رانداشته باشدمانندروغن گل. رادع: ضدجاذب است. مغلظ: متضادیاملطف است. مفجج: متضادباهاضم است. مخدر: آنچه قابلیت پذیرش کامل تاثیرنفسانی درروح حساس و محرک یاعضوحساس را ازبین ببردمانندافیون. منفخ: آنچه دارای رطوبتی زائد باشدکه حرارت توان تحلیل آنرا نداشته باشد.بلکه دربدن تبدیل به باد میشود. مانند لوبیا. فسال: آنچه به وسیله رطوبت و روانی که دارد جلادهنده باشد مانند آب. موسخ القروح: آنچه زخم هارا به وسیله رطوبتی که دارد سست کند. مزلق: آنچه سطح فضولات بندآمده در مجری را خیسانده و آنرا لغزانده و خارج کند. مانندآلو مملس: آنچه برسطح عضوخشن گسترده شده و خشونت آنرا می پوشاند. مجفف: آنچه به وسیله تلطیف وتحلیلش رطوبت رانابودسازد. قابض: آنچه اجزاء عضوراجمع کند. عاصر: آنچه قبضش به حدی باشد که مواددرون عضورا خارج سازد. مسدد: آنچه براثرتکاثف یا لعابش یاخشکی اش درمجری ایجادبندآمدگی کند. مغری: آنچه خشک بوده و دارای رطوبتی لزج باشد که بردهانه ها بچسبد و آنرا بند آورد. مدمل: مجففی که رطوبت بین دولبه زخم را لزج کرده و یکی را به دیگری می چسباند مانند خون سیاوشان. منبت اللحم: آنچه خون واردشده برزخم را بسته و آنرا به گوشت تبدیل می کند. خاتم: آنچه برسطح زخم نهاده می شود تا آنرا از آسیب حفظ کند. تریاق و پادزهر: آنچه سلامتی و نیروی روح را حفظ می کند تا بتواند سم ها را دفع کند. إجاص(آلو): سرد و تردر درجه دوم . ترش و شیرین آن فروکش دهنده التهاب قلب و ریشه کن کننده خلط صفرا و اثر اسهال آن کمتراست و هرچه کوچکترباشد قدرت اسهالش کمترمیشود. آلوی شیرین معده را سست و باید پیش از غذاخورده شود.تغذیه آن کم و شخص بامزاج مرطوب باید پس از آن ماء العسل بنوشد. صمغ آلو ملطف و همراه با سرکه گسسته کننده است. بیماری قوباء را گسسسته وچشم را تقویت و سنگ مثانه را تفتیت و زخم هاراچسبانده و مضمضه با آب برگش از ریزش نزله ها به سوی زبان کوچک و لوزه ها باز می دارد. اقحوان(بابونه): گرم و خشک دردرجه دوم. مقطع و ملطف و مفتح و خوردن و حمول آن عرق آورو حیض آوراست. خون جامد در معده ومثانه را تحلیل و بوییدنش خواب آور ونشستن در پخته آن سفتی رحم را نرم و دربیماری ربوو سوداء سودمند است. دهانه معده را جمع و روغنش دهانه بواسیررابازو برای دردهای گوش سودمند و حمول روغنش تحلیل کننده سفتی رحم و ادرار آوری قوی و دربیماری یرقان و استسقاء سودمنداست. اسفاناخ(اسفناج): سرد و تردردرجه اول غذاییت خوبی دارد و برای سینه و ریه گرم و درهای کمررا بامنشاء خلط خون سودمند و شکم رانرم میکند. افسنتین: گرم در درجه اول و خشک دردرجه دوم. مفتح و قابض و ادرارآور و حیظ آور و خلط صفرا را اسهال داده و عصاره اش برای معده زیان داشته و برای یرقان سودمنداست. جرم و شربت افسنتین معده و کبدرا تقویت و دردرمان بواسیر سودمند و تب هاراکاسته و پخته اش برای دردگوش سودمند و کشنده کرم است. اترج(بالنگ): ترش آن سرد و خشک و شکننده قدرت خلط صفرا و جلا دهنده رنگ رخسار و برطرف کننده کلف و در درمان قوبا سودمند و تسکین کننده قی صفراوی و خفقان گرم و رب و شربتش معده را دباغی کرده و اشتهای خوردن را برانگیخته و برای سینه و عصب زیان دارد. پوست بالنگ گرم در درجه اول و خشک دردرجه دوم است و روغنش دربرطرف کردن استرخاء عصب سودمند و بوی آن هوای وبایی و فاسدرا اصلاح می کند. مربای عسلی آن بهتراست و طلای سوخته پوست آن برص را برطرف کرده و نوشیدن یا طلای روغن تخمش باشراب دربرابر سم عقرب ایجاد مقاومت کرده و نوشیدن عصاره پوستش درگزش افعی سودمنداست. بالنگ ترش شکم را بند آورده و دردرمان اسهال صفراوی سودمنداست. گوشت بالنگ سرد و تر دردرجه اول و گفته شده گرم است. نفخ آوروبرگش تحلیل کننده نفخ و شکوفه اش قوی تر و لطیف تر است. امیرباریس(زرشک): سرد و خشک درآخردرجه دوم. ریشه کن کننده قوی خلط صفرا،وبرای معده و کبد سودمندوبرطرف کننده قوی تشنگی و بندآوردنده شکم و درزخم روده ها و ریزش خون ازاندام های پایین سودمند است. اسطخدوس: گرم دردرجه اول و خشک دردرجه دوم است. محلل و ملطف و مفتح و جلادهنده و دارای کمی قبض است. بدن و اندام های درونی را تقویت و ازعفونت بازداشته و برای عصب سردنیکوو تقویت کننده آن و پخته اش تسکین کننده درددهان عصب و مفاصل و برای صرع و مالیخولیا سودمند و مسهل خلط بلغم و سودا است ولی کرب آوروتشنگی آوراست. افتیمون: گرم در درجه سوم و خشک دردرجه اول است. نفخ را ساکن کرده موافق کهن سالان و بیماری های سودارابرطرف و اسهال می دهدو در درمان صرع و مالیخولیا سودمند و درجوانان و گرم مزاجان تشنگی آور است. أملج(أمله): خشک و همراه با کمی سردی است. حرارت خون را خاموش و قلب را تقویت و تیز و حافظه را افزایش و مووچشم راتقویت داده وبرای عصب بسیارمفیدو اشتهاآورو معده را دباغی کرده و باه را به هیجان آورده و معده راتقویت وبراثر آن برای بواسیرمفید است. آس(مورد): سرددردرجه اول و خشک دردرجه دوم است. اثرقبض آن بیشترازخشکی است.بندآورنده اسهال و عرق و هرگونه ریزش مواداست. اگردرحمام بربدن مالیده شود بدن راتقویت و رطوبات نزدیک پوست را خشک می کند. برگ مورددارای طبعی خشک و ازبو بدزیر بغل جلوگیری می کند. مخصوصا سوخته آن. موی را تقویت و سیاه کرده و دربیماری سحج سودمند و تسکین کننده ورم ها و جمره و شری و سوختگی با آتش است و اگر در شراب پخته و با آن سر ضمادشودسردردشدید را سودمندوبرای سرفه و خفقان مفیداست. شربتش قلب را تقویت،لثه هارا محکم و اگر پیش از شراب نوشیده شود از خماری بازداشته و عصاره میوه آن ادرار آور و دربیماری سوزش ادرار سودمنداست. انیسون: خشکی آن دردرجه سوم و گرمی اش دردوم یا سوم است.که براساس اختلاف دونظر جالینوس است. بازکننده بند آمدگی های کلیه و مثانه و رحم و کبد و طحال و پراکنده کننده ریاح مخصوصا ریاح گرم و برای تهبج صورت و اندام های بیرونی و درونی درسبل مزمن سودمنداست. بخور و سعوط آن تسکین دهنده سردرد و دواراست.و قطورساییده آن درروغن گل بهبود دهنده ضربه یا صدمه و دردهای گوش است. انیسون ادرار آورو حیض آور و مدر رطوبات بدن است. تشنگی بلغمی را فرونشانده و افزاینده شیرومنی و برطرف کننده زیان سم ها و چه بسا شکم را بند می آورد. انزروت: گرم و خشک. خشک کننده ای بدون گزش و بهبود دهنده زخم ها وچسباننده جراحات و دربیماری رمدسودمند و اسهال دهنده اخلاط غلیظ از مفاصل است. بنفشه: سرد و تردردرجه اول و گفته شده گرم است. تولیدکننده خونی معتدل وبوییدن و ضمادش تسکین دهنده سردرد دموی و درچشم درد و سرفه گرم سودمند و سینه رانرم و درالتهاب معده مفید و شربتش دربیماری ذات الجنب و ذات ریه ودردکلیه هاسودمنداست. بنفشه ادرار آوربوده و خلط صفرا را اسهال داده و شربتش شکم رانرم و برای نتو مقعد مفید است. بصل(پیاز): گرم دردرجه سوم و خشک دردرجه دوم است. تحلیل برنده و گسسته کننده و جلادهنده و بازکننده است. پیاز عنصل:قوی تر ازپیاز است و رنگ چهره را سرخ و تخمش بهق رابرطرف و همراه بانمک زگیل را برطرف کرده و سردردآور و زیادخوردن آن خواب آور و برای عقل زیان دارد. معده را تقویت و اشتهاآورو پخته آن تغذیه بیشتر و تشنگی آور و دریرقان سودمند و دهانه بواسیررا باز و قوه باه راتحریک و حیض رابراند و طبیعت شکم را نرم ساخته و دربادهای سمی سودمنداست. مهم: سرکه عنصل بدن راتقویت و رنگ چهره را نیکو و لثه راتقویت و بوی بددهان رابرطرف و دندانها را محکم و باوجودسودمندی اش در دردهای مفاصل و عرق النساء و مخصوصا فالج برای عصب سالم کمی مصر ودربیماری صرع و مالیخولیا و ربوو سرفه کهنه و خشونت آواز مفید و معده راتقویت و هضم کننده و دربالا آمدن غذادرمعده مفیدودراستسقاء ویرقان و اختناق رحم و دشواری ادرارسودمند و ادرار آوری نیرومند است .سرکه عنصل و آب پز آن دربیماری طحال نوشیده می شود. بیض(تخم مرغ): بهترینش نیم برشت زرده تخم مرغ خانگی است و سفت بریان آن تبدیل به جزء دخانی میشود. تخم مرغ مایل به اعتدال است ولی زرده اش میل به گرمی و سفیده اش مایل به سردی دارد و هر دو تر می باشند. زرده بریان شده تخم مرغ همراه با عسل طلایی برای کلف است و سفیده اش برروی صورت از تاثیرآفتاب و آتش جلوگیری میکندوتسکین دهنده درهای چشم و درسرفه و خشونت حلق و گرفتگی صداوسل و شوصه و تنگی نفس و خونریزی سینه سودمنداست مخصوصا زرده اش به صورت نیم گرم حلوا شود. درترکیب حقنه زخم روده ها و درترکیب داروهای زحیر بکار برده می شود. بادرنجبویه: گرم و خشک و دردرجه دوم است. درتمام بیماری های بلغمی و سوداوی مخصوصا جرب سوداوی سودمند و دهان را خوشبو و بوی بد را برطرف و برای بندآمدگی های دماغ سودمنداست. بادنجان: گفته شده سرداست و گویندگرم و خشک دردرجه دوم است که این نظر صحیح ترمی باشد. تولیدکننده خلط سودا و سدروبندآمدگی و سرطان و جرب سوداوی و سفتی و بواسیر و جذام است. رنگ چهره راتباه و سیاه و زردکرده خلط بلغم راافزایش و دردهان تولیددانه می کند. اسفرزه: سرددردرجه اول وتردردرجه دوم است. تف داده آن همراه باروغن گل قابض و برای سحج سودمند و همراه باسرکه برجمره و ورم های گرم سودمنداست. تسکین دهنده درها و ضمادش برسر،سردردراتسکین داده و تشنگی و گرمای تبهارافروکش داده و تف نداده آن شکم رانرم میکند. خرفه: سرددردرجه سوم وتردردرجه دوم است. باالخاصیه زگیل رابرطرف می کند و سردرد گرم راتسکین و خوردن یا ضمادش التهاب حرارت معده راکاسته و دربیماری چشم درد و خونریزی سینه سودمند و کندی دندان رابرطرف می کند. فندق: مایل به گرمی و خشک است. دیرهضم و تولیدکننده خلط صفراوقی را تحریک و سردردآورو تولیدکنندهبادهاونفخ میباشد. برگوهردماغ افزوده و درسرفه سودمند و یاری کننده خلط سینه می باشد. گلنار: سرددردرجه اول و خشک دردرجه دوم است لثه هارامحکم و دندان هاراتقویت ودرخونریزی سینه و سحج سودمندوبهبوددهنده جراحت و زخم های کهنه است. پنیر: تازه آن سردوتروکهنه آن گرم و خشک است وبهترینش متوسط درآن و تازه آن مغذی و فربه کننده و نمک سودکهنه، لاغرکننده وبرای معده بداست ولی اشتهارا برمی انگیزد. آمیختن آن باموادلطیف بداست.زیراهمراه باآن نفوذمی کندو نیز تولیدکننده سنگ کلیه و مثانه می باشد. دارچین: گرم و خشک دردرجه سوم است. بسیارلطیف و جاذب ومفتح و اصلاح کننده هرعفونت و چرک است. روغنش جلادهنده و مذاب کننده و تحلیل برنده است. دردرمان رعشه اثری شگفت وبرای کلف و نمش سودمندوسروسینه راپاکسازی میکند. مفرح و مفتح بندآمدگی های کبد و تقویت کننده معده و دردرمان دردهای کلیه ها و رحم سودمندوخوردن و به چشم کشیدنش درغشاوه و ظلمه سودمند است. کاسنی: سرددراول و خشک آن،خشک دراول وترآن،تردراول وبستانی آن مرطوب ترودرتابستان میل به گرمی دارد. بازکننده بندآمدگی های اندام های درونی و رگ ها ودارای قبض مفیدی است. معده و کبدرا تقویت اما درکبدگرم باآن بسیارموافق و در کبد سرد بالخاصیه مفیداست. ضمادش همراه باسویق درخفقان گرم مفیداست. قلب را تقویت و همراه باخیارشنبردرورم حلق و برای رمد سودمند و شیرش سفیدی چشم را جلا می دهد. هلیله: سرددردرجه اول و خشک دردرجه دوم است. خوردنش خلط صفرا را خاموش کرده ودر بیماری خفقان و جذام و توحش و طحال سودمنداست. پرزمعده را تقویت و هلیله سیاه رنگ را نیکو و هلیله کابلی برای حواس و حفظ و عقل و استسقا مفید است وخلط سودا و بلغم را اسهال می دهد. هلیله زردخلط صفرا و کمی بلغم را اسهال می دهد و هلیله سیاه خلط سودا را اسهال داده ودربیماری بواسیر سودمند است. زعفران: گرم دردرجه دوم و خشک دردرجه اول است. مفتح و محلل و قابض ومنضج و نیکوکننده رنگ رخسار و همراه باشراب بسیار شادی آوربه حدی که سستی-رعونت-درذهن و سردردمی آورد. خواب آورو جلادهنده چشم و آسان کننده زایمان وتنفس و تقویت دهنده قلب و ادرارآور و ساقط کننده اشتها است. زنجبیل: گرم دردرجه سوم و خشک دردرجه دوم و دارای رطوبت زائد می باشد. قوه باه راتحریک و هضم کننده وبرای سردی کبد و معده مناسب و برطرف کننده تری معده و براثر خوردن میوه و افزایش دهنده حافظه و طبیعت شکم رانرم می کند. نخود: گرم و خشک دردرجه اول و نخودسیاه قوی ترازآن است. بازکننده و گسسته کننده و تغذیه بیشتری نسبت به باقالی داردو برای دردکمر و ورم های لثه گرم و سفت و ورم های پشت گوش ها سودمند است. آواراصاف و ریه رابیشترازدیگرحبوبات تغذیه می کند. پخته نخود در استسقا ویرقان مفید و پراکنده کننده سنگ درمثانه و کلیه ها و ادرارآور و بسیار افزاینده قوه باه است. جوجه کبوتر: ازجوجه مرغ سبک تر و مغذی تراست وخلطی بهترازآن تولیدمی کند. شخص گرم مزاج باید آن را همراه باغوره و گشنیز و مغزخیاراستعمال کند. حلبه(شنبلیله): گرم دردرجه دوم و خشک دردرجه اول است. تحلیل کننده ورم های کم حرارت و تحریک کننده ورم های پرحرارت است. پخته شنبلیله باعسل خارج کننده اخلاط غلیظ درون سینه و قوه باه را تحریک ودردرمان درد وسفتی و جمع شدن رحم مفید است. حجرالیهود: دربیماری دشواری سودمند و سنگ کلی هاراتفتیت می کند. طباشیر: سرددردرجه دوم و خشک دردرجه سوم است. تقویت دهنده قلب و برای خفقان گرم و توحش و کرب و غشی براثر ریزش خلط صفرا سودمند و تشنگی و التهاب و حرارت معده و اضطراب را برطرف و ازریزش خلط صفرا به معده و تباهی معده جلوگیری کرده و درتبهای تند مفید است. زیره: گرم دردرجه دوم و خشک دردرجه سوم است. بادهارارانده و تحلیل می کند.دارای نیروی گسسته کننده و خشک کننده و قبض دردشواری ادرارو نفس الانتصاب سودمندو زخم ها رابه هم بسته و سنگ شکن و ریاح و نفخ راپراکنده می کند. قارچ: بسیارغلیظ و غذایی غلیظ تولیدکرده و چیزی مانند اودرغلظت نمی باشد و بیم آن می رود که شخص رابه سکته و فالج و قولنج دچارکند. کرفس: گرم دردرجه اول و خشک دردرجه دوم است. تحلیل برنده نفخ و بازکننده و عرق آوروتسکین دهنده درد و بسیارخشبوکننده دهان است. دربیماری صرع خوب نیست و آنرا تحریک می کندو درسرفه و کبد و طحال و کلیه و مثانه و دراستسقا ودشواری ادرار سودمند و سنگ شکن و به جهت اثرتحریک باه و ادرارآوری اش برای زنان باردار زیان دارد. گشنیز: سرد دردرجه اول و خشک دردرجه دوم است. دارای نیروی قبض و تخدیر و تسکین درد و برای ورم های گرم و ضمادش همراه با سویق تحلیل برنده خنازیر و تقویت کننده معده گرم و درخفقان گرم وترشی غذادر معده سودمند است. لازم است که درخوراک بیمارصرع و دوار و سدربکار برده شود. گشنیزخشک نیروی باه راکاسته و منی راخشک و زیاده روی درخوردن آن تیرگی چشم رابه بار می آورد. پاچه: تولیدکننده غذایی لزج و لطیف و پسندیده است.فضول کمی داشته و برای سرفه سودمند و درهضم نیکو است. گاوزبان: معتدل و مایل به حرارت کم وتردردرجه اول و گفته شده سرد وتر در آخر درجه دوم است. بادام شیرین: معتدل و مایل به رطوبت است. تلخ آن حیظ رابراند و گرم دردرجه دوم و تغذیه اش کم و به همراه بازکنندگی و جلاوپاکسازی است. بادام شیرین دراین خواص ازاوضعیف تر است. بادام شیرین فربه کننده برای سرفه مفیدو بازکننده بندآمدگی های کبد و طحال مخصوصاتلخ آن و دیرهضم و دارای خلطی خوب است. بادام تلخ کلیه ها و مثانه راپاکسازی می کند و سنگ شکن است. گوشت: بهترینش گوشت گوسفندجوان و گوساله کوچک است. گوشت بزغاله فضول کمتری دارد و گوشت حیوان سیاه ازهرنوع بهتر و لذیذتراست همچنین نروفربه آن. گوشت حیوان لاغروپیربداست.گوشت قرمز گرفته شده از حیوان فربه بهتروسبک تراست و آنچه شرحه شده باشددرمعده بالا می آید. گوشت گاو خشک ترگوشت بزغاله است و گوشت بزغاله خشک ترازگوسفند و دیرهضم ترمی باشد. گوشت شتربچه غلیظ و دیرهضم و بسیار گرم کننده است. نکته: گوشت گاو تولیدکننده جرب و قوبا و جذام و پافیل و بیماری طحال است.همچنین گوشتهای غلیظ. موز: تغذیه اش کم و بدن رانرم میکند و مقدار زیادآن ایجاد بندآمدگی و درمعده سنگینی و به نسبت مزاج تولیدکننده خلط صفرا و بلغم است. برای سوزش سینه و حلق سودمندودرمقدارمنی افزوده و برای کلیه ها مناسب و ادرارآوراست. نعناع: گرم و خشک دردرجه دوم است.و دارای رطوبتی فضلی می باشد. گوهرش ازهمه سبزی ها لطیف تر و معده را تقویت و گرم نموده،فواق را تسکین و هضم کننده غذا و ازقی بلغمی و دموی بازداشته و یاری دهنده نیروی باه است. شاخه های آن درشیرگذارده می شود و ازپنیرشدنش جلوگیری می کند. سورنجان: گرم و خشک دردرجه دوم است و به همراه رطوبتی فضلی می باشد. برنیروی باه افزوده و تریاق مفاصل و ضمادش تسکین دهنده سریع دردنقرس و مسهل و دارای کمی قبض است که مانع ازریزش مواد به سوی عضو استفراغ شده می شود. سماق: سرددردرجه دوم و خشک دردرجه سوم است. قابض و تقویت دهنده و شکم رابندآورده و ایجادبندآمدگی دربدن نموده وازخونریزی جلوگیری کرده و خلط صفرارا به سوی اعضا جذب و در ورم داحس سودمند وازافزایش ورم ها و زخم های بدخیم جلوگیری می کند. تسکین دهنده درددندان و خوردگی آن همچنین تشنگی رابرطرف کرده و معده رادباغی کرده و اشتهاآور و غثیان را تسکین و خون حیض را بند و موی راسیاه می گرداند. سبستان(سپستان): معتدل و نرم کننده حلق و سینه و شکم است. روغن حیوانی: گرم و تردردرجه اول است. نضج دهنده و تحلیل برنده و نرم کننده سینه و حلق ونضج دهنده فضولات آن مخصوصا همراه باعسل و بادام و پادزهرسم های خوردنی می باشد. ماهی: بهترینش کوچک لذیذ بدون بوی بداست.که اگررهاشود به سرعت بوی بدنگیردولذیذترینش گرفته شده ازآب صاف باجریان شدیدیاتموج زیادکه جایگاهش یاسنگریزه یارمل یاسخره باشد. ماهی که ازدریا به سوی رودخانه آب شیرین برخلاف جهت رودحرکت کندبهترازدیگرماهی ها است. ماهی دارای طبع سرد و تراست ولی دربرخی بیشترودربرخی کمتراست. بهترین ماهی نمک سودآن است که کهنه نباشد و دارای طبع گرم و خشک است زیرا نیروی نمک برآن غلبه کرده. ماهی تازه تولیدکننده خلط بلغم مائی و خون تولید شده از آن مایل به رقت و برای عصب زیان داشته و بامعده موافق نیست. مگرمعده بسیارگرم و سریع فاسدمی شود. عود: گرم و خشک دردرجه دوم است. لطیف و مقوی معده و کبد و قلب و حواس و بسیاربرای دماغ سودمندوبازکننده بندآمدگی های دماغ و جویدن آن دهان را خوشبو وبادشکن است. عناب: سرد در اول و معتدل دررطوبت و خشکی و کمی مایل به رطوبت است. هضمش دشوارتغذیه اش کم و برای معده بدو برای دردکلیه ها و سینه وریه مفیدولطیف کننده خون است. عسل: گرم و خشک دردرجه دوم است. جلادهنده و بازکننده و جذب کننده و ازتعفن و کیک جلوگیری کرده و اگربرآن مالیده شودازبین می رود. پاک کننده زخم های چرکین و سیاهی چشم راجلا داده و معده راتقویت و اشتهاآور و طبیعت شکم را اسهال می دهد. پسته: گرم دردرجه دوم و دارای رطوبت فضلی می باشد. تقویت کننده قلب وبازکننده بندآمدگی ها و گفته می شود که برهوش می افزاید. فلفل: گرم و خشک دردرجه چهارم است. فلفل سفید حرارت و تندی بیشتری دارد و گفته شده سیاه آن قوی تراست و دارفلفل خشکی کمتری نسبت به این دو دارد. هرسه تحلیل برنده ریاح غلیظ معده و روده ها و گسسته کننده اخلاط لزج و گرم کننده عصب وعضلات است. پونه: گرم و خشک دردرجه دوم است. لطیف و تحلیل برنده و نوشیدن یاحقنه عصاره اش کرم را میکشد و حمولش جنین راسقط و برای نفس الانتصاب ویرقان مفید،برای گزش حشرات سودمند و عرق آور و برای جذام سودمند و قوه باه راقطع و خلط بلغم را آب کرده و ریاح راتحلیل می برد. آویشن: گرم و خشک دردرجه سوم است. ملطف و محلل و ریاح و نفخ رارانده و غذای غلیظ را هضم نموده و معده را خشک و ادرار آور و حیض آورو چشم ضعیف را تیز وخوردن و ضمادش در درد ورک سودمنداست. قسط: گرم و خشک دردرجه سوم است. تلطیف کننده و زخم کننده پوست و مالیدن آن برای بیماری طب نافض و فالج و هربیماری که در آن نیاز به جذب موادازعمق بدن دارد مانند عرق النساء سودمند است. ادرارآور و حیض آورنیرومندی بوده و کشنده کرم کدوومحرک قوه باه و برای دررفتگی و کوفتگی عضله و روغنش برای سردی و استرخاء عصب سودمنداست. میخک: گرم و خشک دردرجه دوم است. برای معده و کبد و دماغ سودمنداست. ریباس: سرد و خشک دردرجه دوم است . حرارت خون راخاموش و خلط صفرا را ریشه کن و حرارت رافرونشانده و چشم را تیز و درطاعون و اسهال صفراوی سودمند است. رمان(انار): شیرین آن سرد و تردردرجه اول و ترش آن سرد و خشک دردرجه دوم است. خلط صفرا را ریشه کن کرده و مانع ازریزش فضول به سوی اندام های درونی مخصوصا شربت آن و تمام انواعش حتی ترش،همراه با قبض است. مالیدن دانه اش همراه باعسل برای دردگوش و داحس و قلاع و زخم های معده و زخم های بدخیم و کلاهش برای زخم ها مخصوصا سوخته آن مفیداست. انار ترش بیشترازدیگرانواع ادرارآوروانارمی خوش برای التهاب معده و انارترش سینه و حلق راخشن و انارشیرین نرم کننده آن دو وتقویت کننده سینه و برای سرفه سودمنداست. سیاه دانه: گرم و خشک دردرجه دوم است. تیز و جلادهنده و تحلیل برنده بادها و زگیل و بهق و برص رابرطرف و کرم ها و کرم کدو راازبین می برد.بوییدن تف داده آن که درپارچه کبودکتانی نهاده شودبرای زکام سودمنداست. شلغم: گرم و نرم کننده و دارای خلطی غلیظ و مداومت برخوردنش چشمان راقوی و پخته اش برنقرس و گزش براثر سردی ریخته می شود.درآغازپیدایش غانغاریا از آن جلوگیری کرده و تخمش درجلادهندگی ازخودش قوی تراست. تمرهندی: سردوخشک دردرجه دوم است. مسهل خلط صفرا و مقوی معده و قی و تشنگی را فرو می نشاند. ترنجبین: معتدل و مایل به گرمی و دارای اثر نرم کنندگی و جلادهندگی و برای سرفه و سینه و درتشنگی مفید و خلط صفرا رابه رفق اسهال می دهد. سیر: گرم و خشک دردرجه سوم است. تحلیل برنده قوی بادها و زخم کننده و هنگام تغییر آبها مفیدو برای درد دندان و سرفه مزمن و دردهای سینه براثر سردی مفید و خارج کننده زالو و کرم و حیض آور وخارج کننده مشیمه و حلق راصاف نموده و همراه باعسل برای بهق و خون مردگی و کشنده کیک و سردردآور وبرای چشم زیان آوراست. خطمی: گرم به اعتدال است. دارای اثر نضج دهندگی و نرم کنندگی و سست کنندگی و تحلیل و تسکین دهنده دردمفاصل و عرق النساء و برای رعشه مفید و تخمش برای سرفه گرم سودمندوبرگش برای ورم پستان و ضمادآن برای ذات الجنب و ذات الریه و پخته ریشه اش برای سوزش ادراروسوزش روده ها وزحیرو ورم های مقعد و دراسهال بدمفیداست. کاهو: سرد و تردردرجه دوم است. مغذی ترین سبزی ها و بهترینشان است و پخته آن مغذی ترازخام است. شستن سبب افزایش نفخ کاهومی شود. کاهو هنگام تغیر آبهامفید و مخدرو خواب آور و برای هذیان و سوختگی براثر آفتاب مفیداست. شیرافزا و تخمش خشک کننده منی و تسکین دهنده شهوت قوه باه و احتلام راکاسته و برای تشنگی و التهاب مفید و مداومت برخوردنش چشم را ضعیف می کند. پنیرک: سردوتردردرجه اول است. سینه و حلق و شکم رانرم وبرای سرفه خشک و گرم و کلیه ها و مثانه مفیداست. طلا: معتدل و لطیف و براده اش درترکیب داروهای سودابکاربرده می شود وبرای خفقان مفید و قلب راتقویت و نگه داشتن آن دردهان برطرف کننده بوی بد وبه چشم کشیدنش چشم راتقویت می کند. در قانون ترکیب داروها: ترکیب دارو به منظور اصلاح کیفیت داروی مفرد به سبب تندی تا طعم یابوی آن است؛ یا تقویت نیرو یا تضعیف نیروی آن؛ یا سریع نفوذ می کندو ما چیزی بدان می آمیزیم تا ثابت بماند؛ یانفوذش کند است و ماچیزی بدان میامیزیم که نفوذش راسریع گرداند؛ یا به سوی اندام مخصوصی برساند؛ یا اینکه بیماری مرکب است و ماداروی مفردی نمی یابیم که دربرابر آن باشد؛ یااگریافتیم یکی ازنیروهایش ضعیف تر یاقوی تر است و ماباید چیزی بدان بیامیزیم که آن را تعدیل کند؛ یانیروهای داروهابرابربودند ولی یک از بیماری ها قوی تر بودو باید آن نیروی دارو در برابرآن بیماری قوی تر شود. اگر خواستی دارویی را ترکیب کنی نسبت مقدارخوراک ازهرکدام رابه سوی نسبت مقدار خوراک دیگری براساس غرض آن دارد به داروی دیگر بسنج و کم و زیاد کن. اگرغرض استعمال هریک از داروها یکسان بود مقدار خوراک هر دارو راتقسیم برتعداد داروها کرده،آنچه بدست می آید را در دارو بکار می بریم. اگر خواستی درجه داروی مرکب را در گرمی و سردی آن بشناسی اجزاء گرم و سرد مفردات را جمع و مقدارکم را اززیاد کاسته و باقی مانده را براجزاء تعداد داروها تقسیم نماید که آن درجه مرکب خواهدبود. داروی مرکبی ازگرم دردرجه دوم و گرم دراول ترکیب یافته،درداروی گرم اول دوجزء گرم بوده زیرا جزئی از آن سردی را تعدیل نموده و به وسیله جزء دیگر دردرجه اول قرار گرفته و در او یک جزء سردی است در جزء گرم. در درجه دوم سه جزءگرم و یک جزء سردبوده پس در جزء سرد دوجزء می باشد. و از گرم پنج جزء، پس اگر دو جزء آن را ساقط کنیم سه جزء باقی مانده که نصف آن یک جزء و نیم خواهدبود. بنابراین درجه مرکب دردرجه اول و نیم ازگرمی می باشد. دردارویی که درچهارگرم و سرد دردوم و معتدل ترکیب شود درداروی گرم پنچ جزء گرم و یک جزء سرد و نیز درداروی سرد یک جزء سرد و یک جزء گرم و درمعتدل یک جزء گرم و یک جزء سرد وجوددارد و اگر کم را اززیاد بکاهیم و یک سوم آنچه باقی می ماند را بگیریم درجه مرکب در دو سوم درجه اول خواهدبود و براین قیاس است درخشکی و تری. این درصورتی است که مقدارداروهابرابرباشدو اگرمساوی نبود ازدارویی که مقداربیشتری دارد به مقدار دارویی که مقدارش کمتراست راکاسته و براساس روش بیان شده به دست آورده و دیگربار مقدارکم شده را به باقی مانده اگر مساوی باشد افزوده و درجه کل ترکیب را میابیم. اگرباقی مانده کمتراز مقدار کم شده باشداز داروی مرکب مساوی باقی مانده کم میکنیم و درجه را به دست می آوریم و همین گونه است دردیگر حساب ها که ازداروی بیشتر به مقدار داروی کمترکاسته تاهمه به یک مقداردرآید. احادیثی درباره شير امام صادق (ع): براي گلو درد چيزي چون نوشيدن شير نيافته ايم. (طب الائمه: ص89) امام علي (ع): شير گاو درمان است. (المحاسن: ج2 ص294 ح1968) امام علي (ع): نوشيدن شير شفايي براي هر درد است مگر مرگ. (الخصال: ص636 ح10)

اکتبر 20, 2016 از:
بنام خدا نعنا طبیعت گرم دارد خواص درمانی رفع مشکلات گوارش ضد دل درد ضد ترشی و ضد نفخ مسکن معده ضد عفونی و تقویت معده کودکان اشتها آور ضد دل پیچه باد شکن اسهال و استفراغ رفع سردی بدن و رطوبت معده تب بر ضد آسم ضد عفونی کننده معده و روده برطرف کننده بوی بد دهان ضد بواسیر 16351 روش مصرف بعد هر وعده غذا یک فنجان میل شود همچنین می توان در میهمانی ها ، جشن ها از شربت نعنا استفاده کرد

اکتبر 20, 2016 از:
بنام خدا شهریور. ۰۷ درمان بیماری ها بدون دیدگاه یبوست یکی از عارضه های دستگاه گوارش است که به موجب آن مواد دفعی در روده بزرگ سفت می شود و گاهی دفع این مواد با درد و سختی همراه است علاوه بر ان این عارضه علل خیلی از ناراحتی هایی است که از طریق راه پیدا کردن برخی از سموم در جریان خون منجر می شود برخی از این ناراحتی ها مثل : فشارخون بالا ، سردرد ، افسردگی ، جوش صورت ، لکه صورت که به دلیل یبوست ایجاد می شود در ادامه به علل یبوست و درمان آن خواهیم پرداخت علل ایجاد یبوست : پرخوری ، خوردن از انواع غذاها در یک وعده غذایی مصرف مرتب غذاهای دیر هضم کم تحرکی نخوردن مایعات به اندازه کافی در طول روز نخوردن میوه و سالاد رژیم های غذایی که تحت نظارت کارشناس تغذیه انجام نشده و فرد مدتی تصمیم به کم خوردن و گاهی نخوردن غذا میگیرد رژیم کم فیبر عضلات ضعیف شکم نگهداشتن مدفوع به مدت طولانی نا منظم بودن زمان غذا خوردن نجویدن غذا به طور کامل مصرف بالای غذاهای تصفیه شده و گاها غذاهای چرب وجود لایه سفید رنگ روی زبان اسید زیاد معده استرس و تحمل طولانی مدت مشکلات به ویژه مشکلات عاطفی کم‌کاری تیروئید روش درمان براساس علت یبوست تعیین می‌شود. در ابتدا باید رژیم غذایی این افراد اصلاح شود. در صورتی که جواب مناسب گرفته نشد، از داروهای ملین و به ترتیب از داروهای بی ضرر، کم ضرر شروع می‌کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم. البته تمام افراد نیازمند مصرف دارو نیستند. در صورت امکان قطع داروهایی که منجر به یبوست می‌شود از راه‌های درمان است. بهترین درمان تغییر در رژیم غذایی است تغییر در رژیم غذایی شامل توصیه به مصرف مواد غذایی پر فیبر مانند سبزیجات و افزایش مصرف میوه‌جات است. افزایش تحرک و فعالیت نیز توصیه می‌شود.نوشیدن اب و چای کمرنگ و سایر مایعات نیز توصیه می شود در ضمن در میان میوه ها گیلاس ، آلبالو ، گریپ فروت ، طالبی ، توت سفید ، شاه توت ، گلابی ، انجیر برای درمان این بیماری بسیار مفید هستند چای پررنگ نیز می تواند موجب یبوست شود افراط در نوشیدن قهوه به علت دارا بودن مقادیر زیادی ازکافئین می تواند باعث ایجاد یبوست گردد چگونه مزاجی نرم داشته باشیم؟ صبح ناشتا یک لیوان آب ولرم بنوشید. روزانه ۷ الی ۸ لیوان آب بنوشید. به اندازه کافی میوه بخورید. هر نوع میوه ای که علاقه دارید قبل از غذا میل بخورید هر روز و هر وعده سالاد میل کنید. در مصرف آجیل، چیپس و پفک امساک کنید. غذاهای مانند ماکارونی و همچنین فست فودها مانند کالباس و سوسیس به ویژه پیتزا که از غذا های دیر هضم هستند بشدت یبوست آور هستند. از آنها بپرهیزید. تحرک داشته باشید. ساعت های طولانی را صرف تماشای تلویزیون یا بازی های کامپیوتری نکنید. هر روز نیم ساعت پیاده روی کنید. هر وعده یک استکان نوشیدنی کامبوجا بنوشید

اکتبر 20, 2016 از:
بنام خدا شهریور. ۰۷ درمان بیماری ها بدون دیدگاه درصورتی هم که سرفه‌ها مداوم، آزاردهنده و پر سر و صداست و مانع خواب فرد و دیگران می‌شود، می‌توان از ریشه گردن تا تمام نواحی تمام قفسه را روغن بادام شیرین اصل مالید. «با توجه به اینکه در فصول سرد سال، تغییرات دمایی هوا زیاد است و در طول روز با نوسانات دمایی مواجه هستیم زمینه برای سرماخوردگی افراد به راحتی فراهم می‌شود. در مراحل اولیه برای کاهش علایم سرماخوردگی از نظر طب سنتی چند روش درمانی طبیعی برای این منظور ارائه شده و یکی از روش‌های توصیه‌شده این است که یک قاشق مرباخوری به را در نصف لیوان آب جوش بریزید تا به قوام بیفتد. سپس آن را صاف کنید و لعاب به دانه را بنوشید. حتی می‌توانید مقداری نبات نیز به آن بیفزایید.» دکتر لیلا شیربیگی با بیان اینکه هوای خشک، ریه‌ها را تحریک و سرفه را تشدید می‌کند، گفت: «درصورتی که گلودرد و سرفه شدت یافت، می‌توان یک فنجان از این دمنوش را در صبح و فنجان دیگر را در شب نوشید چراکه نوشیدن این دمنوش در تسکین سرفه‌های خشک موثر است و باعث خروج خلط نیز می‌شود.» وی همچنین افزود: «درصورتی هم که سرفه‌ها مداوم، آزاردهنده و پر سر و صداست و مانع خواب فرد و دیگران می‌شود، می‌توان از ریشه گردن تا تمام نواحی تمام قفسه را روغن بادام شیرین اصل مالید. استفاده از این روش درمانی، به خصوص در کودکان که دچار سرفه‌های شدید هستند، بسیار مفید است. توصیه می‌شود در کودکان پس از استفاده از روغن بادام شیرین، قفسه سینه او با شال پشمی لطیف پوشانده و تا صبح یکی دو بار این کار تکرار شود.» شیربیگی با بیان اینکه بذر کتان نیز در رفع سرفه‌های خشک موثر است، گفت: «یک تا دو قاشق مرباخوری بذر کتان را در یک لیوان آب جوش ریخت و برای ۱۵ دقیقه صبر کرد تا لعاب بیندازد و سپس آن را صاف کرد و بعد با افزودن مقداری عسل نوشید.» این متخصص طب سنتی، از دیگر موادخوراکی مفید برای رفع سرفه‌های خشک را مصرف موادغذایی مثل حریره بادام یا فرنی دانست و گفت: «مصرف این موادخوراکی در دوران سرماخوردگی، باعث تقویت فرد و بهبود خشونت و گرفتگی صدا می‌شود.

اکتبر 20, 2016 از:
بنام خدا شهریور. ۰۷ درمان بیماری ها بدون دیدگاه شاید بارها سوزش سر دل ، ترش کردن و یا به اصطلاح ریفلاکس را تجربه کرده اید، در جامعه امروزی افراد با وجود پدیده هایی مانند کم تحرکی و نداشتن برنامه غذایی مناسب این مسئله را بیشتر و بیشتر تجربه می کنند. بسیاری از افراد این مشکلات به ظاهر کوچک را نادیده می گیرند که این عمل باعث بروز مشکلات بعدی می شود، ریفلاکس یا به اصطلاح عامیانه” ترش کردن” حاصل برگشت غذا به همراه اسید معده، درست ساعاتی پس از صرف غذا است که باعث ایجاد سوزش در نواحی مختلف و آسیب به مخاط مری می شودگاهی نیز باعث ورود محتویات معده به ریه و در نتیجه خفگی می شود، در صورتی که ریفلاکس معده مرتب اتقاق افتاده و فرد بی توجه نسبت به آن باشد باعث تبدیل شدن به زخم و در نهایت به مسائلی از جمله سرطان می شود. علائم شایع ریفلاکس سخت بلعیدن غذا احساس افزایش آب دهان (ترشح بیش از حد بزاق که به علت بالا آمدن اسید ایجاد می‌شود) احساس پر بودن گلو و یا چسبیدن چیزی در حلق حالت تهوع و تلخ شدن دهان سوزش سردل(سوزش زیر قفسه‌ سینه) گلودرد سرفه مزمن و خشک علائمی شبیه آسم از قبیل خس خس سینه درد قفسه سینه گرفتگی و خشونت صدا ریفلاکس یک عامل محرک است که بیماری آسم منجر می‌شود خوردگی مینای دندان :که به علت اثرات اسید معده موجود در محتویات ریفلاکس بر روی دندان بروز می کند . چه عواملی باعث ایجاد و تشدید ریفلاکس می شود؟ به طور کلی غذایی که می خوریم از طریق لوله ای به نام مری وارد معده می شود. هضم غذا در معده توسط اسید و شیره معده آغاز می گردد. دیواره معده مملو از پرزهایی است که با ترشح نوعی ژلاتین از هضم شدن معده به دلیل تماس مداوم با اسید و شیره معده جلوگیری می کنند و در مقابل اثرات مخرب آنها مقاوم شده است و بالعکس دیواره مری به دلیل اینکه بطور معمول در معرض تماس با اسید و شیره معده نیست دفاع مناسبی هم در برابر این عوامل ندارد. در حالت طبیعی دریچه ای بنام دریچه مری(اسفنگر تحتانی) بین مری و معده قرار دارد که اجازه می دهد غذا از مری وارد معده شود، ولی از بازگشت غذا و شیره معده به مری جلوگیری می کند، اگر دریچه مری وظیفه خود را به درستی انجام ندهد، یعنی به خوبی بسته نشود یا بی موقع باز شود، اسید و شیره معده به داخل مری بر می گردند. همانطور که قبلا ذکر شد دیواره مری در برابر اسید و شیره معده آسیب پذیر است. بنابراین در شرایطی که دریچه مری کار خود را به درستی انجام ندهد، بازگشت اسید و شیره معده به داخل مری باعث آزردگی مری می گردد. به بازگشت غیر عادی اسید و شیره معده به داخل مری و آزرده شدن مری در اثر تماس با این عوامل، بیماری ریفلاکس معده به مری گفته می شود، اگر این عمل به صورت مکرر اتفاق بیافتد ممکن است باعث ایجاد زخم در مری و به سرطان منجر شود. از موارد ایجاد و تشدید کننده ریفلاکس می توان به موارد ذیل اشاره کرد : سریع غذا خوردن و کامل نجویدن غذا یا غذا خوردن با استرس و نگرانی حاملگی چاقی، تاخیر در تخلیه معده و پرخوری مصرف غذاهای دیر هضم ،چرب و پر ادویه مصرف غذاهای ساندویچی به همراه سس های فلفلی مصرف میوه و مرکبات بلافاصله پس از غذا خوردن چای پر رنگ مصرف نان های فاقد سبوس مانند : نان باگت ، سفید و نان بربری و مصرف نانهای که خمیر آنها به خوبی نمی پزد مثل نان باگت، نان سفید و نان بربری مصرف دخانیات به ویژه سیگار و قلیان مصرف نوشیدنی های الکلی مصرف انواع نوشیدنی میان غذاو بلافاصله بعد از غذا مصرف بیش از حد نوشیدنی های قندی ، نوشابه‌های گاز‌دار، قهوه، چای، و نوشابه‌های کافئین‌دار مصرف مواد غذایی و به خصوص فرآورده های گوشتی حاوی مواد نگهدارنده مصرف انواع کنسرو عدم وجود آرامش و خواب راحت تحمل استرس و فشارهای روانی به مدت طولانی مصرف انواع سس های چرب و پرنمک(به خصوص سس کچاپ) چگونه می توان از ریفلاکس پیشگیری و درمان کرد؟ بی شک تغییر در سبک زندگی یکی از ساده ترین روشهای پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها از جمله مشکلات گوارشی است، پرهیز از مواردی که در بالا ذکر شده است می تواند به بهبود علایم ریفلاکس و پیشگیری از بروز آن کمک کند. بنابراین خوردن غذا به اندازه، پرهیز از پرخوری، کاهش مصرف فست فود، نوشابه های گاز دار، سس آماده به خصوص سس قرمز و غذاهای سنگین و بسیار چرب، کم کردن نوشیدن چای، ترک سیگار و قلیان، کاهش وزن و داشتن برنامه منظم ورزشی (حداقل روزانه ۳۰ دقیقه پیاده روی) در کاهش علایم یا پیشگیری از رفلاکس موثر هستند. همچنین کنترل استرس و تعدیل فشارهای روانی در کنترل ریفلاکس بسیار موثر است. کاهش وزن : با مشورت و تهیه برنامه غذایی تحت نظر پزشک و یا کارشناس تغذیه اقدام به کاهش وزن کنید! این نکته فقط برای افرادی است که دارای اضافه وزن یا چاق (چاقی شکمی) یا افرادی که شروع علایمشان با افزایش وزن همزمان شده است . صبحانه را کامل بخورید : مهم‌ترین و سودمندترین وعده غذایی «صبحانه» است و لازم است که افراد روز خود را با صرف یک صبحانه کامل شروع کنند. اگر در تغییر سبک زندگی که مطرح شد به این گونه که صبحانه(هر نوع غذای کاملی که میل دارید در وعده ظهر نهار میل کنید) را کامل میل کنید ، نهار را حذف و شام را حدود ۶ تا ۷ شب میل کنید مطمئناً شاهد تغییرات فوق العاده ای از جمله : کاهش استرس ، خواب راحت ، سحر خیزی و سلامت گوارش برخوردار خواهید شد. در زمان های مشخص غذا بخورید: خیلی مهم است که غذایی که می خورید و زمانی که آن را میل می کنید، از قبل معین باشد. خوردن غذاهای مشابه و زمان های مشخص در روز اثرات معینی بر روی سیستم گوارش شما دارد. هرگز بین غذا آب و مایعات نخورید : از آنجایی که مهار ترشح اسید معده در بیماران مبتلا به بیماری ریفلاکس معده به مری بسیار با اهمیت است توصیه می شود آب و مایعات را نیم ساعت قبل از غذا و دو ساعت بعد از غذا میل کنید. به میزان کافی آب بخورید : قصد نداریم تا تمام فواید مصرف آب به میزان کافی را دوره کنیم، مصرف آب به میزان کافی به خصوص حدود ۳۰ دقیقه قبل از غذا باعث هضم بهتر غذا ، کمک به درمان یبوست و در نتیجه بهبود علائم ریفلاکس خواهد شد. کاهش مصرف لاکتوز : بسیاری از افراد مشکلات گوارشی به نام عدم تحمل لاکتوز دارند. یعنی اینکه با خوردن مواد غذایی حاوی لاکتوز مانند شیر دچار مشکل می شوند. برای همین توصیه می‌کنیم به جای شیر گاو از شیرهای گیاهی مانند : شیربرنج یا شیرسویا استفاده کنید. دو نوع شیر مذکور در فروشگاه های بزرگ موادغذایی عرضه می شود. محصولات پروبیوتیک : استفاده از آنتی‌بیوتیک‌ها میکروب‌ها را از بین می‌برند و در این میان به باکتری‌های مفید و بی‌ضرر نیز رحم نمی‌کنند. این باکتری‌های مفید یا پروبیوتیک‌ها به روده‌ها کمک می‌کنند تا مواد غذایی، بهتر جذب شود. برای همین لازم است که به فکر احیای این پروبیوتیک‌ها باشید. برای این کار می‌توانید با استفاده از قارچ کفیر اقدام به تهیه ماست و نوشیدنی کفیر کنید که خود یکی از بهترین محصولات پروبیوتیک در جهت کاهش اسید معده و هضم غذا بسیار مفید است. خوردن میوه و سالاد قبل از غذا : حتماً شما هم می دانید که میوه و سبزیجات دارای ساعت هضم کمتری در مقابل سایر مواد غذایی می باشند، در خانواده های ایرانی سالاد و میوه را معمولاً پس از غذا می خورند که این عمل باعث ریفلاکس و حتی بوی بد دهان نیز می شود. هر نوع سالاد و میوه ای را با رعایت فاصله زمانی قبل از غذا میل کنید. ساعات هضم مواد غذایی مختلف آب و آب میوه: ۲۰ تا ۳۰ دقیقه سوپ ساده : ۳۰ تا ۴۵ دقیقه میوه ها و سبزیجات: ۳۰ تا ۴۵ دقیقه لوبیا، غلات و نشاسته ها: ۲ تا ۳ ساعت گوشت، مرغ و ماهی : ۳ ساعت یا بیشتر اجتناب از استرس هنگام غذاخوردن : در این میان استرس و اضطراب در تشدید ریفلاکس و آسیب‌های احتمالی آن نقش عمده‌ای را ایفا می‌کند. گفتنی است که در حالت استرس عمل هضم غذا نه تنها به خوبی صورت نمی‌گیرد بلکه التهاب روده، زخم معده و سوزش سردل نیز در این حالت بیشتر بروز می‌کند، بالعکس غذا خوردن در آرامش و رعایت تغذیه اصولی باعث تندرستی و طول عمر افراد شده و علاوه بر آن سلامتی روح و روان را نیز تضمین می‌کند و طبعاً اینگونه افراد به ندرت دچار ریفلاکس معده خواهند شد.گفتنی است در کنار حفظ آرامش هنگام غذا خوردن، رعایت رژیم غذایی و تغذیه سالم، موجب خواهد شد تا از مبتلا شدن به ریفلاکس معده که یکی از بیماری‌های گوارشی بوده و متاسفانه در سال‌های اخیر شیوع آن رو به افزایش است، مصون بمانید. درمان یبوست :یبوست یکی از شایعترین مسائلی است که باعث ایجاد و حتی ریفلاکس نه تنها در خواب حتی در طول روز و حتی هنگام صحبت کردن شود، در صورتی که به ازای هر وعده غذا یک بار دفع ندارید این به معنی یبوست است که باید سعی در درمان آن داشته باشید. رعایت فاصله غذا خوردن و خواب : خوردن غذا کمی قبل از خواب باعث وجود آمدن اختلالات خواب می شود و از طرفی این موضوع باعث ریفلاکس نیز خواهد شد، بهتر است بین صرف غذا و خواب حدود ۳ ساعت فاصله زمانی وجود داشته باشد تا دستگاه گوارش عملیات هضم و جذب را به خوبی انجام داده و معده قبل از خواب خالی باشد. قبل از اینکه به رختخواب بروید اجابت مزاج داشته باشید: این اصل یکی از اصول مهم پیشگیری از بسیاری از بیماری هاست . و انسان را در مقابل بیماری ها واکسینه می کند . این اصل یکی از سه اصل پیشگیری از بیماری های اعصاب است که حضرت علی ( ع ) به فرزندان خویش فرمودند : که با به کار بستن آنها از طبیب بی نیاز خواهند شد. استفاده از بالش مناسب : از همین امشب بالشی را انتخاب کنبد که باعث بالاتر قرارگرفتن سر نسبت به شب های گذشته شود، استفاده از بالش مناسب تا حدودی جلوی رفلاکس شبانه را می گیرد. مصرف مقادیر کمتر غذا در وعده‌های مکرر : حضرت علی(ع) در مورد مصرف کمتر غذا که یکی از سه اصل مهم سلامتی از فرمایشات ایشان است می فرمایند : تا گرسنه نشدى بر سر سفر غذا منشین و تا زمانى که هنوز اشتهایت باقى است برخیز، با انجام این اعمال نه تنها دیگر دچار ریفلاکس نخواهید شد بلکه احساس خستگی و سنگینی نیز نخواهید داشت. روزانه پیاده روی یا ورزش کنید : این که می‌گویند پیاده‌روی به هضم غذا کمک می‌کند افسانه نیست. هر گونه فعالیت بدنی به شرط این که خیلی سنگین نباشد باعث هضم بهتر غذا می‌شود. متخصصان توصیه می‌کنند که هر روز نیم ساعت ورزش کنید. پیاده‌روی، دوچرخه سواری، شنا و غیره بسیار موثر است. اگر مدت طولانی است که ورزش نکرده‌اید ابتدا از پیاده روی ساده روزانه و گاهی هم بیشتر، چند ایستگاه مانده به منزل یا محل کارتان را پیاده بروید. آهسته غذا بخورید : توصیه می شود که لفمه های غذا را به تعداد دندانها بجوید، مصرف آهسته تر غذا موجب می شود که از صرف غذا لذت بیشتری ببرید ( تا اینکه صرفا بخواهید هرچه سریع تر غذا را به شکمتان برسانید). کامل جویدن غذا در حقیقت اولین قدم برای پروسه پیچیده هضم غذا می باشد و لذا اگر غذای خود را فقط در حدی می جوید که از مری شما پایین رود، اشتباه می کنید. یک دلیل خوب برای انجام تلاش کافی جهت جویدن غذا این است که بزاقی که در حین جویدن غذا را در بر می گیرد در حقیقت شامل آنزیم های هضم کننده ای است که هضم غذای شما را قبل از بلع آغاز می نماید. آنزیم های آلفا آمیلاز و لیپاز زبانی هضم کربوهیدرات و چربی را از دهان شروع می نمایند و لذا میزان فعالیت هضمی مورد نیازی که معده مسول آن خواهد بود را کاهش می دهد. از غذاهای چرب و تند پرهیز کنید : اولین دشمن معده غذاهای چرب و تند است. مصرف گوشت قرمز، غذاهای حاوی انواع سس چرب و تند که شامل : سس کچاپ و مایونز می شود، پنیرهای چرب را کاهش دهید. چربی‌ها دیرتر از مواد کربوهیدرات‌دار و قندی از معده تخلیه می‌شوند و به همین دلیل، احتمال بازگشت محتویات معده به مری را بیشتر می‌کنند. اجتناب از مصرف انواع شیرینی و نوشیدنی قندی پس از غذا : مصرف انواع نوشیدنی قندی و گاز دار پس از غذا باعث تشدید علائم ریفلاکس می شود ، توصیه می شود در مقابل استفاده نکردن از این نوع نوشیدنی ها از دوغ که با استفاده از ماست شیرین که در منزل تهیه شده باشد و یا نوشیدنی کفیر آن هم به همین صورت اگر در منزل تهیه شده میل نمایید. اجتناب از مصرف انواع دخانیات به ویژه سیگار و قلیان : سیگار و قلیان کشیدن باعث کاهش توانایی و عملکرد ماهیچه اسفنگر مری می شود و ترک سیگار و قلیان به شما در بهبود مشکلتان کمک می نماید. اجتناب ازپوشیدن لباسهای تنگ و کمربندهای سفت : لباسهایی که تنگ هستند به شکم و دریچه مری شما فشار آورده و باعث ترش کردن و یا ریفلاکس معده می شوند. خودتان را نگه ندارید : به محض اینکه نیاز به دستشویی داشتید خودتان را نگه ندارید. چون این کار به مرور باعث بروز مشکلات گوارشی مانند یبوست و زمینه ساز ریفلاکس خواهد شد. از خوردن محرک ها کمى پیش از خواب بپرهیزید : گوشت ، شکلات ، قهوه ، و چایى و نوشابه خاصیت تحریک کنندگى دارند و به راحتى مى توانند باعث بى خوابى و همچنین ریفلاکس شوند. مصرف نان های مناسب : معمولاً نان هایی توصیه می شود که دارای بهبود دهنده های غیر طبیعی نیستند و چه بهتر که نان های سبوس دار مصرف شود به طور مثال نان سنگک یکی از بهترین نان های مورد بحث است.